1 مرداد 1403 - 5:02

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو

بی قرار هم باشیم

به گزارش پول نیوز، اگرچه خانواده کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است، اما مهمترین و تاثیرگذارترین نهاد است. تعلیم و تربیت، عشق و نامهربانی، وفاداری و خیانت، بی تفاوتی و تعهد و بسیاری موارد دیگر در کانون خانواده تعریف و تقویت می شود و به منصه ظهور می رسد. اصلی ترین و بزرگترین بخشهای جامعه در خانواده پی ریزی می شود و آینده یک کشور و حتی جهان را رقم می زند. در حالی که خانواده تاثیرگذارترین است، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیب‌های اجتماعی است. نگاه کارشناسانه و روانکاوانه به بحران های اجتماعی و انواع بزهکاری ها نشان می دهد بیشتر مشکلات و آسیب‌ها، در خانواده‌ها کلید خورده و در نتیجه بی توجهی مسوولان و تصمیم گیران، به معضلی بزرگ تبدیل شده است.

شکست ازدواج از طلاق

اگر بپذیریم کانون خانواده بسیار مقدس است، برای آنکه جایگاه خانواده را بدانیم، لازم است وضعیت خانواده و تعهد زن و مرد به خانواده را مورد بررسی قرار دهیم. واقعیت این است که تعهد به خانواده نه تنها کاهش داشته بلکه سقوط کرده و برای اثبات این ادعا کافی است به آمار ثبت احوال از ازدواج و طلاق توجه کنیم. آمار این سازمان از سال ۱۴۰۲ نشان می دهد که  ۴۸۱ هزار و ۳۹۴ ازدواج در کشور به ثبت رسیده و در مقابل ۲۰۲ هزار و ۱۸۳ طلاق رقم خورده است. تاسف آور اینکه طلاق در بین خانواده های شهری و متمدن در راس قرار دارد و در روستاها و شهرهای کوچک تعهد به خانواده در اولویت بیشتری قرار دارد. این آمارها نشان می دهد که نه تنها زشتی طلاق از بین رفته، بلکه به افتخار تبدیل شده است.

اهمیت تشکیل خانواده

خانواده به اندازه ای اهمیت دارد که مناسبت های گوناگونی برای آن تعریف شده است. از بزرگداشت سالروز ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) تا تعیین روز تکریم خانواده بیانگر آن است که خانواده تا چه اندازه اهمیت دارد. اما سوال اینجاست که تعیین روزهایی برای بزرگداشت کفایت می کند و آیا می تواند تاثیرگذار باشد. براستی در روز تکریم خانواده چه اقدامی انجام شده و تا کجا پیش رفته ایم؟ در شرایطی که فریادمان از بحران سالمندی به آسمان بلند است و باور داریم که میزان ازدواج کاهش چشمگیری داشته، برای تشکیل خانواده چه کرده ایم و آیا در روز تکریم خانواده، اقدامات موثری انجام داده ایم.

ناآگاهی از دلایل بحران

واقعیت این است که درک درستی از بحران های خانوادگی نداریم و از رشد فردگرايي بی خبر هستیم. نمی دانیم شهرنشيني و تضعيف ساختارهاي سنتي تا چه اندازه بر کانون خانواده سایه انداخته است. باور نداریم که افزايش آموزش و تحصيلات به جای آنکه تاثیرات مثبت برجای بگذارد، در قالب مدرنیته خودنمایی کرده و میزان طلاق در بین تحصیل کردگان بسیار بیشتر است. خبر نداریم عشق و علاقه  کم رنگ شده و شاید رخت بر بسته و تشکیل خانواده به یک قرارداد یا شاید معامله ای دو طرفه تبدیل شده که در آن از خودگذشتگی، فداکاری، عشق، همزیستی، لذت پدر و مادر شدن و بسیاری عواطف انسانی قربانی بده بستان های قراردادی شده است.

بحران اقتصادی در اوج

باید بپذیریم که مشکلات اقتصادی بر طلاق و بی رغبتی به تشکیل خانواده موثر است. هنگامی كه ایران در بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۰ چهار بار گرفتار رشد اقتصادي منفي شده و رشد ارزش‌افزوده صنعتي ۶بار به زير صفر سقوط كرده، چگونه می توان انتظار رغبت جوانان به تشکیل خانواده را انتظار داشت. این در حالی است که چين در بازه زماني 1990 تا 2021 حتي يك‌بار هم به ورطه رشد اقتصادي منفي نيفتاده است. اگر بپذیریم این بحران های اقتصادی مشكلاتی مانند بيكاري، اشتغال ناقص يا اشتغال با درآمد اندك را رقم می زند و در مقابل باید هزينه‌هاي سرسام‌آور مسكن، اقلام خوراكي، پوشاك و… تامین شود، بخوبی می توان درک کرد که ریشه سخت‌تر شدن ازدواج و بی رغبتی به تشكيل خانواده و فرزندآوري چیست.

این گوشی های ویرانگر

در مقابل بی رغبتی برای تشکیل خانواده، با معضل سست شدن کانون خانواده رو به رو هستیم. باید بپذیریم که درک درستی از خانواده وجود ندارد، زیرا با ابتدایی ترین راهکارهای تقویت و حفظ خانواده بیگانه هستیم. ” بگوییم و بخندیم” گزینه هایی که مدتهاست از خانواده ها دور شده و ریشه در گوشی ها و شبکه های اجتماعی دارد. هنگامی که برای همدیگر وقت نمی گذاریم و در اولین فرصت در شبکه های مجازی غرق می شویم، دیگر فرصتی برای صحبت کردن های گروهی یا دونفره باقی نمی ماند. در نتیجه شناخت نسبت به همدیگر کاهش می یابد و نمی دانیم طرف مقابل از ما چه می خواهد و حتی خودمان نمی دانیم چه توقعی از طرف مقابل داریم، زیرا گفت و گو نکرده ایم تا شناخت جامعی از خواسته های متقابل در گذر زمان که تحول آفرین است، بدست آوریم.

کوتاه شدن کنار هم بودن

پارکها شلوغی گذشته را ندارد و حضور مردم در اماکن عمومی کمرنگ شده است. جمع خانواده در خودرو بی روح و سکوت بر روابط زن و مرد حاکم است. گفتمان عاشقانه به پایین ترین سطح ممکن رسیده و پرخاشگری افزایش یافته است. کافی است سرچهار راه به زن و مردهایی نگاه کنیم که بی تفاوت یا پرخاشگر کنار هم هستند.

توجه به مناسبت ها

برای با هم بودن باید منتظر فرصت باشیم و مهمتر اینکه فرصت ها از دست ندهیم. از تولد تا سالگرد ازدواج و حتی لحظه آشنایی می تواند مهم و تاثیرگذار باشد. روزی که با هم آشنا شده ایم، همه کارهایمان را کنار بگذاریم و همان ساعت و همان جا بار دیگر کنار هم باشیم و با نوشیدن یک آبمیوه یا ارزانترین ساندویچ تجدید خاطره کنیم. در حالی که لازم نیست هزینه های سنگینی بر خودمان تحمیل کنیم، اگر توان داریم، در سالگرد ازدواج مان جشنی بگیریم و شادی مان را با نزدیکانمان تقسیم کنیم. باور کنیم که هر چیزی می تواند باعث صمیمیت و نزدیکی شود، فقط باید قدر بدانیم و ارزش بدهیم.

عکس بگیریم

ثبت خاطرات اهمیت بسیاری دارد و یکی از مهمترین راهکارهای ثبت خاطرات، عکس گرفتن است. فناوری باعث شده برای ثبت خاطرات مشکل نداشته باشیم. ثبت خاطره در گذشته دردسر ساز بود. دوربین هایی که باید فیلم می خریدیم و پس از عکس گرفتن، به چاپخانه می بردیم و آلبوم هایی که امکان دیدن عکس ها را محدود می کرد. امروز گوشی همه کار می کند. در هر فرصتی که شاد هستیم، عکس و فیلم بگیریم و حتی می توانیم در لحظات اندوه هم چنین کنیم تا به جای فرورفتن در گوشی، عکس ها و فیلم ها را ببینیم و خاطرات را یاد کنیم.

احترام به انتخاب

برای انتخابی که سالها قبل داشتیم و یکدیگر را برگزیدیم، احترام قایل باشیم. اگر انتخاب اول ریشه در عطش داشته، سعی کنیم، ادامه مسیر را به عشق بکشانیم و عطشی عاشقانه ایجاد کنیم. زن و شوهرهای بسیاری را به خاطر بیاوریم که با وجود ابتلا به بیماری، کنار هم بودن را برگزیده اند. زنی که ویلچر نشین شده یا مردی که از بیماری صعب العلاج رنج می برد، زنی که شیمی درمانی موهای سر و صورتش را گرفته و زیبایی اش را به تاراج برده اما شوهرش عاشقانه در کنارش مانده و زنی که سالهاست به پرستاری تمام وقت تبدیل شده و برای آنکه نفس های شوهرش در فضای خانه بپیچد، او را که در نتیجه سکته ناقص شده، تیمار می کند. باید تا آخرش به انتخابمان احترام بگذاریم تا درس عبرتی برای خیانتکاران باشیم.

تکریم بزرگتها

بدترین چیزی که نگران کننده شده، بی توجهی به بزرگترهاست. بدانیم که پدر و مادر، ستاره ای است که در زندگی فرزند می درخشد و روشنایی می دهد و مطابق قانون بقای طبیعت، یک روز خاموش می شود. بنابر این قدر روزهایی که در کنار ما می درخشند، بدانیم. به نوعی رفتار کنیم که احساس نکنند چینی شکسته یا ساختمانی فرسوده هستند. چنان رفتار کنیم که باور داشته باشند ستون خانه و خانواده هستند. کاری کنیم بدانند که محور هستند و اگر روزی شمع وجودشان خاموش شود، دیگر کسی نیست تا گردش جمع شویم و لذت با هم بودن را تجربه کنیم. فرزندانمان بی نظمی هایشان را بیاد داشته باشند. اتاق های به هم ریخته، خوردن های وقت و بی وقت و رها کردن ظروف کثیف روی میز، لباسهایی که کثیف شده و انتظار دارند مادرشان به درک شستن انها پی ببرد و بسیاری موارد دیگر که نشان می دهد باید قدر پدر و مادرمان را بدانیم.

بی قرار هم باشیم

همواره نیاز کنار هم بودن را درک کنیم و هنگامی که از هم دور هستیم، دلتنگ شویم و بی قرار کنار هم بودن باشیم و درست در همان لحظه، گوشی را بدست بگیریم، به طرف مقابل زنگ بزنیم و بدون آنکه نگران از دست دادن غرورمان بشویم، اعتراف کنیم که دلتنگ بودیم و برای پایان دادن به همین دلتنگی، گوشی بدست گرفتیم تا صدایش را بشنویم. اعتراف کنیم که بی قرارش شده ایم و چون تحمل لحظات بی قراری سنگین بود، با او تماس گرفتیم. فقط همین.

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

-قطع-برق1
ثبات
همچنین بخوانید
آخرین اخبار