به گزارش پول نیوز ، گاهی سرنوشت، نه با حادثهای بزرگ، بلکه با یک تابلو، یک پیشنهاد ساده و یک تصمیم چند دقیقهای تغییر میکند. گاهی مسیر زندگی انسان در همان لحظهای عوض میشود که تصور میکند تنها برای آموختن مهارتی تازه قدم برداشته است؛ بیآنکه بداند از پلههای همان کلاس، به سوی آیندهای کاملاً متفاوت حرکت میکند.
سال آخر دبیرستان و دوران پیشدانشگاهی را که به پایان رساندم، یک سال پشت کنکور برای رشته دندانپزشکی ماندم. انتخاب رشتهام، تنها تهران بود انتخابی که ریشه در خانواده و تجربههای شخصیام داشت. عمو، خاله و داییام دندانپزشک بودند و من نیز گاهگاهی در کنارشان بهعنوان دستیاری کوچک، بخشی از کارهایشان را میدیدم و از فنون این حرفه میآموختم. فضای درمان، ارتباط با مردم و مهارتهای دقیق دندانپزشکی، بهتدریج در من علاقهای جدی ایجاد کرده بود و تصور میکردم آیندهام در همین مسیر شکل خواهد گرفت.
آن تابستان، در یکی از خیابانهای زیبا و مشجر تهران، در خانهای ویلایی زندگی میکردیم. روبهروی منزل ما، تابلویی بزرگ نصب شد: برگزاری کلاس خبرنگاری و دورههای جانبی رسانه.جالب آنکه آن محل، پیش از آن لوکیشن یکی از سریالهای پرطرفدار و خاطرهانگیز تلویزیونی بود سریالی که تازه به پایان رسیده بود و حالا قرار بود در همان فضا، روایتهای دیگری شکل بگیرد؛ روایتهایی از جامعه، مردم و حقیقت که سرنوشت ساز است.
یک روز پدرم به من گفت: بد نیست در این کلاس ثبتنام کنی. در هر کاری سررشته داشته باشی، بهتر است. پیشنهاد پدر ساده بود، اما منطقی بنظر می رسید من هم پذیرفتم و در آن دوره ثبتنام کردم. فضای آنجا برایم بسیار زیبا، فرهنگی و معنوی بود اما نمیدانستم قدم گذاشتن در آن کلاس، قرار است مسیر زندگیام را برای همیشه تغییر دهد.
من دانشآموز رشته تجربی بودم و حتی برای ادامه تحصیل در یکی از دانشگاههای خارج از کشور اقدام کرده بودم. آیندهای که برای خودم تصور میکردم، با پزشکی و دندانپزشکی گره خورده بود. اما در همان کلاسها، فردی با نگاه متفاوت، استعدادها و ظرفیتهای دیگری را در من دید.
او مرا تشویق کرد که در ایران بمانم و تواناییهایم را در همین سرزمین به کار بگیرم. به من گفت: شما تا امروز رشته تجربی را خواندهاید؛ یکبار هم علوم انسانی را جدی مطالعه کنید. شاید مسیر واقعیتان را آنجا پیدا کنید. این پیشنهاد، در ابتدا بیشتر شبیه یک آزمون بود تا تصمیمی قطعی که اینده ام را بنحوی دیگر رقم بزند. اما همان فرد، خود در این مسیر همراه و استاد خصوصی من شد.
در مدت دو ماه، با برنامهریزی و تلاش فشرده، علوم انسانی را مطالعه کردم و سرانجام در همان سال، در رشته حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شدم.
اینگونه بود که یک انتخاب، سرنوشت یک انسان را تغییر داد انتخاب ماندن، انتخاب ایران، انتخاب اثرگذاری و انتخاب خدمت به جامعه که برایم بسیار حائز اهمیت بود.دوره کارشناسی حقوق، کارشناسی ارشد و دکتری حقوق را با موفقیت به پایان رساندم و در تمام این سالها، همزمان پا به عرصه خبرنگاری و رسانه گذاشتم؛ عرصهای که اصول و ظرافتهای آن را زیر نظر همان استاد و راهنما آموختم.
امروز، پس از گذر از پیچ و خمهای مسیر زندگی، بیش از هر زمان دیگری باور دارم که معنای راستین یک شغل، نه در عناوین پرطمطراق و نه در ویترین اجتماعی آن، که در پیوند عمیقش با «حال دل » انسان نهفته است.
ما نباید صرفاً به دنبال کسب جایگاه باشیم ما باید در جستوجوی مسیری باشیم که در آن، روحمان آرام بگیرد و لذت کشف و آفرینش، چرخدندههای روزمرگیمان را به حرکت درآورد. وقتی عشق و اشتیاق در تاروپود کار ریشه میدواند، سختیها دیگر نه بهعنوان سد، که بهعنوان پلههای تعالی دیده میشوند.
در این میان، آنچه مرز میان آرزو و دستاورد را در هم میشکند و چراغ موفقیت را حتی در طوفانیترین شرایط روشن نگه میدارد، چیزی جز «پشتکار» نیست؛ همان ارادهای پولادین که از هر بنبستی، راهی به سوی هدف میگشاید.
خبرنگاری نیز از همین قاعده پیروی میکند شغلی دشوار، پرمسئولیت و گاه پرهزینه که تنها با علاقه و باور به حقیقت میتوان در آن ماندگار شد.
خبرنگار، صرفاً کسی نیست که خبر را منتقل میکند. خبرنگار، دانشمند حقیقت است؛ کسی که باید حقیقت را بشناسد، درباره آن تحقیق کند، زوایای پنهان واقعیت را ببیند و آن را مسئولانه، دقیق و منصفانه به جامعه منتقل کند.
روز خبرنگار، فرصتی است برای ادای احترام به همه خبرنگاران، روزنامهنگاران، گزارشگران، دبیران، عکاسان خبری و پیشکسوتانی که سالها در این مسیر ایستادهاند؛ مسیری که گاه با سکوت
، بیمهری، فشار و دشواری همراه است، اما همچنان ارزشمند و اثرگذار باقی میماند.
این روز را به همه تلاشگران عرصه رسانه و پیشکسوتان این حرفه تبریک میگویم؛ به آنان که با قلم، دوربین، صدا و اندیشه خود، چراغ آگاهی را روشن نگه داشتهاند. خبرنگاری تنها یک شغل نیست؛ تعهدی اجتماعی و رسالتی انسانی است. رسالتی برای دیدن، پرسیدن، سنجیدن و گفتن؛ رسالتی برای آنکه حقیقت، در ازدحام خبرها گم نشود.
بیشتر بخوانید:اظهارات مدیرمسئول «پول نیوز» در جمع دانش آموزان مدرسه «سلام پیروز» به مناسبت روز خبرنگار+(فیلم)- بخش اول
گاهی یک تابلو، یک کلاس و یک پیشنهاد پدرانه، کافی است تا انسان بفهمد آینده همیشه همان چیزی نیست که از پیش برای خود تصور کرده است. شاید مهمترین اتفاق زندگی من این بود که به ندای یک علاقه تازه گوش دادم و اجازه دادم انتخابم، نه ترسها و عادتها، بلکه ایمانم به توانایی و مسئولیت اجتماعیام را دنبال کند.
روز خبرنگار مبارک…بر همه آنان که حقیقت را میجویند، مسئولانه روایت میکنند و برای آگاهی جامعه، همچنان مینویسند.




آژانس خلاقیت کوانتا