به گزارش پول نیوز ، همزمان با سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل، رئیس جمهور آمریکا گفت که احتمالاً برای دیدار با پزشکیان آمادگی دارد. همین سخن که البته با قید احتمالاً همراه بود، باعث داغ شدن بازار گمانه زنی ها درباره این دیدار احتمالی شده است.
البته که نمی شود روی حرف های ترامپ، حساب باز کرد؛ او در دوران ریاست جمهوری اش، بارها و بارها دروغ گفته، راهنمای چپ زده و به راست پیچیده است و از لحاظ شخصیتی نیز دوست دارد طرف های مقابل را گیج و منگ کند؛ گو این که به گزاره “قدرت در ابهام است” به طرزی آشکار باور دارد.

از این رو، نوشتار حاضر درباره این نیست که آیا دیداری بین پزشکیان و ترامپ صورت می گیرد یا خیر؛ خاصه آن که سابقه چنین موضوعی، یعنی تمایل روسای جمهور آمریکا به دیدار با مقامات ایرانی سابقه ای طولانی دارد؛ یکی از مشهورترین وقایع مرتبط با این موضوع به دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی برمی گردد. در آن زمان بیل کلینتون -رئیس جمهور وقت آمریکا- می خواست در راهروهای سازمان ملل، ظاهراً به طور اتفاقی، با خاتمی مواجه شود و دقایقی را با او به خوش و بش دیپلماتیک بپردازد ولی رئیس جمهور ایران که می دانست این کار او در سپهر سیاسی ایران بسیار پرهزینه خواهد بود، از مسیر حرکت کلینتون منحرف شد تا با او رو به رو نشود.
بعدها، حسن روحانی که به نیویورک رفته بود، با تماس تلفنی اوباما مواجه شد و پاسخ داد و این دو 15 دقیقه باهم صحبت کردند؛ مکالمه ای که خشم تندروها را در ایران برانگیخت.
خبرهایی نیز وجود دارد که برخی روسای جمهور آمریکا خواهان سفر به تهران و دیدار با مقامات ایران شده بودند ولی هیچگاه چنین اتفاقی رخ نداد و روابط دو کشور، در سایه دوری، به تشدید دشمنی کشیده شد تا مشخص شود که “دوری و دوستی”، همواره قرین هم نیستند!
با این اوصاف، این که دو رئیس جمهور کنونی ایران و آمریکا همدیگر را در نیویورک ملاقات کنند یا خیر، امری ثانویه است و حتی اگر چنین دیداری صورت گیرد، معنایش کاهش تنش بین دو کشور نخواهد بود، کما این که مکالمه تلفنی روحانی-اوباما که اولین تماس در نوع خود در سال های بعد از انقلاب بود، گشایشی در روابط فیمابین ایجاد نکرد.
اینجاست که به نقطه اصلی می رسیم و آن این است که هر چند پزشکیان و ترامپ، هر دو عنوان رئیس جمهور دارند ولی سطح اختیارات آنها از زمین تا آسمان متفاوت است.
رئیس جمهور ایران، حتی نمی تواند رأساً تصمیم بگیرد که با رئیس جمهور آمریکا دیدار کند با خیر؛ ولی رئیس جمهور آمریکا برای دیدار با هر مقامی، مخیّر است.
به فرض دیدار، رئیس جمهور ایران، از حملاتی که در کشور خودش به او خواهد شد مصون نیست کما این که بعد از مکلمه تلفنی روحانی-اوباما تندروها در فرودگاه تهران به خودروی رئیس جمهور حمله ور شدند و کیست ندارد که آنان، خودسر نبودند؟
اما رئیس جمهور آمریکا را این توحش های سیاسی تهدید نمی کند.
نکته دیگر این که فرمان و امضای رئیس جمهور آمریکا در داخل کشورش، حرف و تصمیم نهایی است (مگر آن که در فرایندی قضایی و پیچیده، لغو شود) ولی رئیس جمهور ایران، حتی نمی تواند فیلترینگی که خودش مخالف آن است را لغو کند چه رسد به این که تصمیم بگیرد در روابط با آمریکا چه کند یا نکند؟
اگر قرار باشد رئیس جمهور ایران عهده دار حل مسأله با آمریکا باشد، نظام سیاسی ایران و نهادهای اصلی اش، باید به وضوح و صراحت و با ادبیاتی غیرقابل تأویل و تفسیر، از او اعلام پشتیبانی و در عین حال، تندروها را مهار کنند و الّا اگر همین امروز پزشکیان و ترامپ دیدار کنند و پیمان ترک مخاصمه امضا کنند، هیچ تضمینی وجود ندارد که ساعاتی بعد، گروهی در داخل ایران کاری کنند که همه چیز به باد رود.
واقعیت این است که نمی شود رئیس جمهور را فقط به چشم “تدارکاتچی” دید و نیز “ضربه گیر”ی که قرار است ناکامی ها را به اسم او زد و رفت سراغ رئیس جمهور بعدی.
حدود 20 ماه دیگر، انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می شود. یادمان نرفته که در آخرین انتخابات، نرخ مشارکت چقدر پایین بود و همان اندک مشارکت نیز به خاطر دو قطبی ایجاد شده و نیز ته مانده امیدی بود که مردم ایران داشتند. البته که می توان باز هم دو قطبی ساخت ولی اگر امید همراه آن نباشد، حتی تقابل سیاه ترین و سفیدترین، نمی تواند مردم را ترغیب به رأی دادن کند زیرا کمترین دلیل شان برای شرکت نکردن این خواهد بود که وقتی رئیس جمهور اختیاری برای حل مشلات اصلی مردم ندارد، چرا باید رأی دهم؟
نظام اگر به فکر بازگشت مشارکت به دوران اوج خود است، باید از همین امروز، امیدآفرینی را کلید بزند. دال مرکزی این امیدآفرینی هم زدودن گزاره “بی اختیار بودن رئیس جمهور در تصمیمات سرنوشت ساز” است.
نظام بعد از جنگ های اخیر و در دوران رهبری جدید نیازمند احیاء مشارکت مردم است. اگر امروز اختیارات قانونی رئیس جمهور بازیابی شود و حمایت علنی و صریح تمامیت نظام متوجه او باشد تا رئیس جمهور بتواند به وعده های خود عمل کند و نیز برای حل مشکل رابطه ایران و آمریکا با اختیارات کامل پیشقدم شود، نه تنها بسیاری از مشکلات جاری حل می شود که مشکل راهبردی نظام نیز که همانا عدم مشارکت مردم در انتخابات است، حل خواهد شد؛ چنین رویکردی، به سود ایران، مردم ایران، دولت و نظام سیاسی ایران است و البته به زیان تندروهایی که قطعاً بعضی هایشان سر در آخور تل آویو دارند.
این، تنها راه نجات است: «رئیس جمهور مختار و مورد حمایت واقعی».





آژانس خلاقیت کوانتا