به گزارش پول نیوز ، ملت ایران در بزنگاههای حساس تاریخی، همچون جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، نشان دادهاند که در برابر تهدیدات خارجی با همبستگی و انسجام ملی از چالشها عبور میکنند و در نهایت به پیروزی میرسند.در جنگ چهلروزه نیز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با اتکا به حمایت عمومی مردم توانستند در برابر دشمن متجاوز ایستادگی کنند و این موفقیت بزرگ را برای کشور رقم بزنند.
با وجود این، در شرایط کنونی نمیتوان از برخی چالشها و کمبودها به سادگی گذشت؛ بلکه باید با نگاهی آسیبشناسانه برای تبدیل آنها به فرصت تلاش کرد.
یکی از مهمترین حوزههایی که در چنین مقاطع حساسی میتواند نقشی کلیدی در تحولات اجتماعی، فرهنگی و منطقهای ایفا کند، رسانه است.
واقعیت این است که رسانههای ایران حتی پیش از آغاز جنگ نیز در شرایط مطلوبی قرار نداشتند. بسیاری از آنها با مشکلات شدید اقتصادی روبهرو بودند و ناچار شدند به دلیل فشارهای مالی، نیروهای خود را تعدیل یا از حداقل توان انسانی موجود استفاده کنند؛ موضوعی که فشار زیادی بر روزنامهنگاران و خبرنگاران وارد کرد.

در همین دوره، تعدادی از روزنامهها نیز به علت افزایش بیرویه قیمت کاغذ یا فعالیت خود را متوقف کردند یا بهاجبار به فضای دیجیتال مهاجرت کردند.
با آغاز جنگ، این چالشها نهتنها کاهش نیافت، بلکه ابعاد جدیتری به خود گرفت. با وجود تلاش مدیران رسانهها و اعضای تحریریه برای ایفای نقش مؤثر، محدودیتهای اقتصادی و فشارهای ناشی از شرایط خاص امنیتی، امکان فعالیت حرفهای و ایفای رسالت اطلاعرسانی را بهشدت محدود کرد.
قطع اینترنت نیز به این دشواریها اضافه شد و موجودیت برخی رسانههای داخلی را با بحران روبهرو کرد. همین انباشت مشکلات موجب شده است که در سالهای اخیر، مرجعیت خبری بهتدریج و بهصورت نامحسوس از رسانههای داخلی فاصله بگیرد و در اختیار رسانههایی قرار گیرد که نه دغدغه منافع کشور را دارند و نه رسالتی نسبت به مردم؛ امری که اکنون نیازمند آسیبشناسی جدیتر و توجه ویژه است.
در چنین شرایطی، مهمترین عاملی که امروز موجودیت رسانهها را تهدید میکند، تورم و افزایش افسارگسیخته هزینههاست؛ آن هم در فضایی که حمایت مؤثر و هدفمند از سوی نهادهای تصمیمگیر کمتر دیده میشود. بسیاری از رسانهها با حداقل توان انسانی و مالی ادامه مسیر میدهند و برخی با ناامیدی در جستوجوی راهی برای تأمین هزینههای سرسامآور خود هستند.
انتظار اصلی رسانهها از دولت و بهطور مشخص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به عنوان متولی رسمی مطبوعات، این است که شرایط بحرانی کنونی را جدیتر دیده و برای حل مشکلات اقتصادی و تضمین آینده رسانهها برنامهریزی کنند.
درحالحاضر بخش قابلتوجهی از رسانهها عملاً به حال خود رها شدهاند و انتشار آنها تنها با انگیزه شخصی مدیران و اعضای تحریریه و احساس مسئولیت آنها نسبت به رسالت رسانهای ادامه دارد.
یکی از مهمترین انتظارات رسانهها در شرایط جنگی اخیر، فراهم شدن دسترسی رسانههای رسمی و دارای مجوز به اینترنت بود تا بتوانند نقش محوری خود را در اطلاعرسانی، مقابله با شایعات و ایجاد وحدت ملی بهدرستی ایفا کنند. با وجود این، نهتنها چنین امکانی فراهم نشد، بلکه قطع اینترنت مشکلات رسانهها را دوچندان کرد.
همچنین اعتماد بیشتر مدیران کشور به رسانههای داخلی میتوانست در کنترل شایعات، مدیریت روایتها و تقویت انسجام ملی نقش مهمی ایفا کند.
انتظار این بود که رسانههای خارجی برای صحت اخبار خود به رسانههای رسمی داخلی استناد کنند، نه اینکه رسانههای داخلی ناچار باشند اخبار را از منابع خارجی نقل کنند.
بیشتر بخوانید: مکتب «رهبر شهید» به عنوان نقشه راه
در جهان امروز، رسانه نهتنها ابزار اطلاعرسانی، بلکه یکی از مهمترین بازیگران میدان «نبرد روایتها»ست؛ نبردی که میتواند معادلات سیاسی و اجتماعی را تغییر دهد و افکار عمومی را تحتتأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، انتظار میرود مدیران فرهنگی و تصمیمسازان کشور نگاه جدیتر و مسئولانهتری به وضعیت رسانهها داشته باشند. اگر رسانه به عنوان قلب تپنده جامعه دچار ضعف، خاموشی یا فرسودگی شود، پیامدهای آن فقط حوزه اطلاعرسانی را تحتتأثیر قرار نخواهد داد، بلکه بر اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و امنیت فکری جامعه نیز اثر خواهد گذاشت.
حمایت هدفمند از رسانهها در شرایط حساس کنونی، نه یک اقدام حمایتی صرف، بلکه ضرورتی بنیادین برای حفظ جریان آزاد، مسئولانه و مؤثر اطلاعرسانی در کشور است.
دکتر زهرا نظری مهر / حقوقدان




آژانس خلاقیت کوانتا