به گزارش پول نیوز ، مهم ترین پیامد های اجتماعی و اقتصادی جنگ چیست و جامعه ایران در شرایط کنونی در چه وضعیتی قرار دارد؟«پول نیوز» برای تحلیل و بررسی این مسأله با دکتر مجید ابهری،آسیب شناس اجتماعی گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.
ابهری در این زمینه به«پول نیوز» گفت:نخستین پیامدی که معمولاً افراد از جنگ تجربه میکنند، اضطراب جمعی است. این اضطراب جمعی دلایل متعددی دارد که مهمترین آن احساس ناتوانی در مدیریت زندگی، عدم اطمینان از آینده و نگرانی در مورد پیامدهای جنگ است. پس از جنگ نیز شاهد پیامدهایی در حوزه اقتصادی و اجتماعی خواهیم بود. این دغدغهها میتوانند منجر به نوعی درماندگی و ناتوانی روانی شوند که باید برای آن راه حل پیدا کرد.
وی ادامه داد:برخلاف بحرانهای پرسر و صدا، خستگی اجتماعی آرام و خزنده عمل میکند. جامعهای که خسته است ممکن است آرام به نظر برسد، اما این آرامش نشانه سلامت نیست؛ نشانه تحلیل رفتن انرژی جمعی است. چنین جامعهای در برابر شوکهای ناگهانی، آسیبپذیرتر است و در بلندمدت، توان بازتولید امید، اخلاق و اعتماد را از دست میدهد.از منظر آسیبشناسی اجتماعی، خطر اصلی خستگی اجتماعی این است که نرمالسازی فرسودگی رخ میدهد؛ یعنی مردم خستهبودن را وضعیت طبیعی زندگی میپندارند و انتظار بهبود را کنار میگذارند.
این آسیب شناس اجتماعی تصریح کرد:واقعیت این است که جامعه ایران از مرحله واکنش عبور کرده و به مرحله تحمل رسیده است. به همین دلیل نیز خسته شده است. این خستگی نه صرفاً خستگی فردی و نه فقط فرسودگی شغلی است؛ بلکه نوعی فرسایش جمعی، مزمن و انباشته است که لایههای مختلف جامعه را درگیر کرده و خود را در کاهش انگیزه، افت مشارکت، بیحوصلگی عمومی و حتی بیتفاوتی اخلاقی نشان میدهد.
ابهری گفت:خستگی اجتماعی زمانی رخ میدهد که جامعه برای مدت طولانی در معرض فشارهای همزمان و حلنشده قرار گیرد؛ فشارهایی که نه امکان تخلیه سالم دارند و نه افق روشنی برای پایان آنها دیده میشود. در چنین وضعیتی، جامعه دیگر «واکنش» نشان نمیدهد، بلکه صرفاً تحمل میکند.برخلاف تصور رایج، جامعه ایران فقط از مشکلات اقتصادی خسته نیست. آنچه فرسودگی را تشدید کرده، تراکم بحرانهاست: فشار اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، تضعیف اعتماد اجتماعی، احساس نادیدهگرفتهشدن، تجربه مکرر ناکامیهای جمعی و نبود روایت قانعکننده از فردا.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد:در این شرایط، افراد احساس میکنند هر تلاشی، هزینهبر و بینتیجه است. نتیجه چنین احساسی، عقبنشینی تدریجی از کنش اجتماعی است؛ نه لزوماً به شکل اعتراض، بلکه به صورت سکوت، بیتفاوتی، کنارهگیری و تمرکز افراطی بر بقا.خستگی اجتماعی نشانه های مختلفی دارد. در رفتارهای روزمره ،درکاهش مشارکت مدنی و داوطلبانه،بیاعتمادی گسترده به نهادها و حتی به یکدیگر،گسترش شوخیهای تلخ، طنز سیاه و بدبینی فراگیر،افزایش پرخاشگری کلامی در فضای عمومی و مجازی،افت سرمایه اجتماعی و همدلی و جاگیزینی تحمل به جای امید.
مصاحبه کننده:احسان انصاری





آژانس خلاقیت کوانتا