به گزارش پول نیوز ، افقه در این زمینه گفت:امروز قیمتهایی که در فروشگاهها مشاهده میشود، با درآمد و حقوق اکثریت مردم تناسبی ندارد. شاید تنها بخش محدودی از جامعه بتواند با این قیمتها کنار بیاید اما برای بسیاری از مردم مراجعه روزانه به فروشگاهها بهمعنای آن است که یا باید از تعداد کالاهای خریداریشده کم کنند یا برای خرید همان میزان کالا مبلغ بیشتری بپردازند. این روند نیز درصورت ادامه شرایط موجود متوقف نخواهد شد و روزبهروز دسترسی مردم به کالاهایی که پیشتر مصرف میکردند محدودتر میشود.
وی ادامه داد:غیرقابلپیشبینی نبود که پس از حدود هشتسال تشدید تحریمها، اقتصاد کشور بهوضعیتی شبیه شرایط امروز برسد. اگر این روند بدون وقوع جنگ هم ادامه پیدا میکرد کموبیش با چنین وضعیتی مواجه میشدیم؛ هرچند شاید شدت آن کمی کمتر بود. در این میان دو جنگ ویرانگر را پشتسر گذاشتهایم اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، محاصره اقتصادی اخیر است. این وضعیت علاوهبر ایجاد مشکل در فروش نفت، فشار اقتصادی جدیدی را ایجاد کرده که حتی مرزهای خاکی کشور را نیز تحتتاثیر قرار داده است.
این اقتصاددان گفت:در مقطعی کسانی که از افزایش قیمت ارز دفاع میکردند، این استدلال را مطرح نمودند که اگر افزایش قیمت ارز انجام نمیشد کشور با قحطی مواجه میشد. در مقابل میتوان استدلال کرد که تفاوت چندانی میان نبودن کالا در بازار و وجود کالایی که اکثریت مردم توان خرید آن را ندارند، وجود ندارد. در هر دوحالت، بخش بزرگی از جامعه از دسترسی به کالا محروم است. مردم به فروشگاه میروند، کالاها را میبینند، به جیب خود نگاه میکنند و عملا توان خرید ندارند و با شرمندگی از فروشگاه خارج میشوند.
وی خاطرنشان کرد: زنجیره ای از حوادث مختلف در اقتصاد ایران به صورت بحران نمایان می شوند که همگی برآمده از یک مشکل بنیادین است و آن اینکه اصل شایسته سالاری و تخصص گرایی در اقتصاد ایران اجرا نمی شود. به نظر می رسد که ریشه مشکلات بازار سرمایه در ایران ناشی از فقدان سرمایه ریزی درست در اقتصاد است. دولت ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند، بدون اینکه برنامه و راهبرد مشخصی برای نظم و نظامات بازارها ارایه شده باشد. و گویا بیشتر از تخصص به حواشی توجه می شود و بیشتر از شایستگی به روابط خارج از محدوده.در چنین شرایطی است که اقتصاد را مجموعه ای از مشکلات در بر می گیرد که زیان آن به طور مشخص متوجه مردم می شود.





آژانس خلاقیت کوانتا