به گزارش پول نیوز ، بهشتی پور در این زمینه گفت:انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و مجلس سنا آمریکا در 12 آبان ماه آینده برگزار میشود. این انتخابات سیاست رئیسجمهوری آمریکا را تغییر نمی دهد، اما آرایش قدرتی سیاسی را در داخل کنگره آمریکا شکل میدهد که دو سال پایانی دولت دونالد ترامپ تحت تاثیر عمیق قرار می دهد. پرسش اصلی فقط این نیست که کدام حزب کرسیهای بیشتری بدست می آورد؛ بلکه پرسش مهمتر آن است که آیا رئیسجمهور با کنگرهای همسو، کنگرهای دوپاره، یا کنگرهای عمدتاً منتقد روبهرو خواهد شد. این سه وضعیت بر تصویب بودجه، انتصابات، نظارت بر دولت و ظرفیت سیاسی دولت در پروندههای سیاست خارجی از جمله ایران اثر مستقیم دارد.
وی ادامه داد:در شرایط کنونی جمهوریخواهان اکثریت هر دو مجلس را در اختیار دارند، اما این برتری بهویژه در مجلس نمایندگان شکننده است. بنابراین حتی جابهجایی محدود کرسیها میتواند کنترل دستورکار قانونگذاری را تغییر دهد. با این همه،در نظام انتخالباتی پیچیده آمریکا تبدیل نارضایتی ملی از دولت به پیروزی انتخاباتی خودکار نیست. زیرا ساختار حوزههای انتخابیه ، ترکیب نامزدها، درصد مشارکت مردم در انتخابات میاندورهای و کیفیت سازمان انتخاباتی در هر ایالت و حوزه انتخابیه ، اهمیت تعیینکنندهای دارند.
این تحلیل گر روابط بین الملل تصریح کرد:تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا در معرض رأیگیریاند؛ ۳۳ کرسی، انتخابات عادیِ مرحله دوم سنا، و دو کرسی (فلوریدا و اوهایو)، انتخابات ویژه است. در سنا، جمهوریخواهان ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ عضوِ حزب دموکرات دارند. از این رو، دموکراتها برای کنترل سنا به دستکم چهار تغییر خالص نیاز دارند؛ آرایش ۵۰–۵۰، به سبب رأیشکن معاون رئیسجمهور، کنترل را در اختیار جمهوریخواهان نگه میدارد.
بهشتی پور گفت:این واقعیت، نامتقارن بودن مسیر دو حزب را توضیح میدهد. دموکراتها باید افزون بر دفاع از کرسیهای خود در جورجیا، میشیگان، نیوهمپشایر و مینهسوتا، دستکم چهار کرسی جمهوریخواه را تصاحب کنند. در مقابل، جمهوریخواهان با حفظ اکثریت کنونی یا حتی تساوی ۵۰–۵۰ کنترل سنا را نگاه میدارند. برای مقایسه، در مجلس نمایندگان این نامتقارنی برعکس است: با اکثریت حداقلی کنونی جمهوریخواهان (حدود ۲۲۰ کرسی در برابر ۲۱۳ تا ۲۱۵ کرسی دموکرات)، دموکراتها تنها به سه کرسی خالص برای تصاحب اکثریت نیاز دارند. به همین علت، هر تحلیل جدی باید میان «درصد احتمال پیروزی در یک رقابت» و «نقش آن رقابت در تولید اکثریت سنا یا مجلس» تمایز بگذارد.
وی خاطرنشان کرد:اقتصاد مهمترین متغیر ملی این انتخابات است، اما باید آن را دقیق تعریف کرد. نظرسنجیهای پیو در تابستان ۲۰۲۶ نشان میدادند تنها حدود یکچهارم آمریکاییها (۲۴ درصد) وضعیت اقتصاد را خوب یا عالی ارزیابی میکنند، رقمی که نسبت به ۲۸ درصدِ ژانویه همان سال نیز افت کرده است. موضوعهای ملموس برای رأیدهنده هزینه مسکن، مواد غذایی، انرژی، بیمه و دستمزد واقعی معمولاً از شاخصهای کلان در تعیین ادراک سیاسی اثرگذارترند. از این جهت، فشار هزینه زندگی میتواند به رأی تنبیهی علیه حزب حاکم تبدیل شود.
این کارشناس سیاسی با توجه به سناریوهای پیش رو گفت: سناریوی نخست: جمهوریخواهان هر دو مجلس را حفظ میکنند. در این حالت، دولت ترامپ از نظر قانونگذاری، بودجه و تأیید انتصابات با مانع کمتری روبهروست؛ هرچند اختلافهای درونحزبی، بهویژه در سنا، همچنان میتواند ظرفیت دولت را محدود کند.
سناریوی دوم: دموکراتها مجلس نمایندگان را میگیرند، اما سنا جمهوریخواه میماند. این محتملترین صورتِ تغییر محدود قدرت است، بهویژه با توجه به فاصله کوچکتر لازم برای پیروزی در مجلس نمایندگان . دموکراتها در این مجلس میتوانند دستورکار قانونگذاری، بررسی بودجه، تحقیقات و جلسات نظارتی را کنترل کنند، اما تصویب قوانین یا محدودیتهای پایدار بر دولت معمولاً به همکاری سنا و، در بسیاری موارد، امضای رئیسجمهور نیاز خواهد داشت.
سناریوی سوم: دموکراتها اکثریت هر دو مجلس را به دست گیرند. این حالت ظرفیت نظارتی و چانهزنی آنها را به شکل محسوسی افزایش میدهد، اما به معنای «فلجشدن» کامل رئیسجمهور نیست. رئیسجمهور همچنان از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و فرماندهی برخوردار است و سنا نیز برای پایان دادن به بحثِ بسیاری از لوایح به ۶۰ رأی نیاز دارد. بنابراین، واژه «سونامی آبی» فقط در صورت جابهجایی گسترده کرسیها و نه صرفاً یک اکثریت شکننده مناسب است.
بهشتی پور درباره پیامدهای انتخابات آمریکا بر جنگ ایران تصریح کرد:برای مخاطب ایرانی، نتیجه انتخابات باید با دقت نهادی خوانده شود. از دستدادن اکثریت کنگره به این معنا نیست که ترامپ تا پایان دورهاش یعنی۲۰ ژانویه ۲۰۲۹، تقریباً اول بهمن ۱۴۰۷فاقد امکان اقدام در برابر ایران خواهد بود. سیاست خارجی و امنیتی آمریکا بخش مهمی از خود را از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و نظامی رئیسجمهور میگیرد.
وی افزود:اما این گزاره نیز نادرست است که بدون اکثریت دوسوم، کنگره هیچ ابزار مؤثری برای محدودسازی ندارد. اکثریت در یک یا هر دو مجلس میتواند از راه کنترل بودجه و شروط هزینهکرد، تحقیق و احضار، فشار رسانهای، قانونگذاری، تأخیر یا رد برخی انتصابات و شکلدهی به هزینه سیاسی اقدامات دولت اثر بگذارد. دوسوم عمدتاً برای عبور از وتوی رئیسجمهور لازم است، نه برای همه اشکال نظارت یا اعمال فشار نهادی.
بهشتی پور گفت: باید میان روز انتخابات و انتقال واقعی قدرت تفکیک کرد. کنگره جدید در ۳ ژانویه ۲۰۲۷ آغاز میشود؛ بنابراین از نوامبر تا آغاز کنگره تازه یک دوره انتقالی وجود دارد. پس از آن نیز میزان اثرگذاری کنگره بر ایران وابسته به ترکیب هر دو مجلس، انسجام حزبی، نوع اقدام دولت، مبنای قانونی آن و فضای افکار عمومی خواهد بود. نتیجه دقیقتر این است: شکست جمهوریخواهان میتواند هزینه و محدودیت اقدامات دولت را افزایش دهد، اما بهتنهایی تضمینکننده تغییر فوری یا بنیادی در سیاست ایران نیست.
وی در پایان تصریح کرد:انتخابات ۲۰۲۶ را باید همهپرسی ساده درباره ترامپ ندانست؛ این انتخابات آزمون همزمان اقتصاد، عملکرد دولت در بحران خارجی، قطبیشدن سیاسی، کارآمدی سازمانهای حزبی و قواعد نهادی آمریکا است. دادههای موجود برای دموکراتها فرصت واقعی و نسبتاً محتملتر در مجلس (با آستانه پایینتر سه کرسی) و مسیر دشوارتر اما ممکن در سنا (با آستانه چهار کرسی) ترسیم میکنند. با این همه، پیشبینی معتبر باید به جای اتکا به یک نظرسنجی، یک مدل یا حتی یک بازار پیشبینی، بر همگرایی شاخصهای ملی و محلی استوار باشد. برای ایران، متغیر تعیینکننده نه صرف نتیجه پیروزی یک حزب، بلکه نوع آرایش قدرت میان کاخ سفید، مجلس نمایندگان و سنا و توان هر کدام برای تبدیل ترجیح سیاسی به سیاست عملی است.





آژانس خلاقیت کوانتا