به گزارش پول نیوز ، سوم خرداد، نه تنها یک تاریخ در تقویم، که ضربآهنگ قلب تپندهی ملتی است که معنای «تسلیمناپذیری» را با خون پاک جوانانش بر دیوارهای خرمشهر نوشت.
امروز، سالگرد حماسهای است که در آن، خشتخشت شهر لاله و خون، دوباره به آغوش مام میهن بازگشت؛ روز مقاومت، ایثار و پیروزی دوباره تکرار شد.
برای نوشتن دربارهی سوم خرداد، باید کمی از فضای خشک گزارشهای نظامی فاصله گرفت و به عطر بهار سال ۶۱ سفر کرد؛ زمانی که خبر خرمشهر آزاد شد، مثل یک معجزه در کوچهپسکوچههای ایران پیچید.
خرمشهر؛ شهری که دوباره نفس کشید وقتی عملیات «الی بیتالمقدس» آغاز شد، هیچکس تصور نمیکرد که دیوارهای فرو ریختهی خرمشهر، قرار است شاهد یکی از بزرگترین معجزات تاریخ معاصر باشند. دشمن، خرمشهر را دژ نفوذناپذیر خود میخواند. آنها فکر میکردند با هزاران مین، سیمخاردار و سنگرهای بتنی، میتوانند هویتی را در بند بکشند. اما آنها یک فاکتور مهم را در محاسبات نظامیشان فراموش کرده بودند: و ان واژه «ایمان» است.
آزادسازی خرمشهر، صرفا یک پیروزی استراتژیک نبود یک پیروزی اخلاقی بود.
وقتی رزمندگان ما به دروازههای شهر رسیدند، خرمشهر دیگر آن شهر سرسبز و نخلنشان نبود؛ ویرانهای بود که با بوی باروت و گرد و غبار جنگ عجین شده بود. اما در آن لحظه، خرمشهر زیباترین منظرهی جهان بود، چون دوباره به نام «وطن» سند خورده بود.
در جمعی نشسته بودیم یکی از رزمندگان سالهای جنگ، داستانی تعریف میکرد که همیشه در ذهن من باقی مانده است. او میگفت: ساعتهای آخر عملیات بود. خستگی تمام وجودمان را گرفته بود. ناگهان در میان خرابههای یک خانهی قدیمی در نزدیکی مسجد جامع، پیرمردی را دیدیم که با یک جاروی دستی کوچک، مشغول پاک کردن گرد و غبار از روی دیواری بود که نیمی از آن ریخته بود. نزدیک رفتم و گفتم: پدرجان، اینجا خطرناک است، چرا اینجا ایستادهای؟
پیرمرد، بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، با صدایی لرزان اما محکم گفت: باید گرد و خاک این مهمانهای ناخوانده را از روی شهرمان پاک کنم خرمشهر عروس ایران است؛ نباید با لباس کثیف پیش مردم برگردد.
آن روز، آن پیرمرد به من فهماند که آزادسازی خرمشهر فقط با تفنگ انجام نشد؛ بلکه با عشقی آزاد شد که در دل تکتک آن مردم وجود داشت. آن لحظه، درسی بزرگ برای همهی ما بود؛ اینکه برای ساختن و بازسازی هر چیزی، چه یک شهر باشد و چه یک زندگی، باید ابتدا غبار ناامیدی و بیگانگی را از دلمان پاک کنیم.
امروز که به آن واقعه نگاه میکنیم، سوم خرداد بیش از آنکه یک خاطرهی تاریخی باشد، یک الگو است. در دنیایی که گاهی ناملایمات اقتصادی یا مشکلاتِ اجتماعی، مثل همان سایههای سنگین دشمن بر دیوارهای خرمشهر عمل میکنند، روح ایثار و مقاومت میتواند راهگشا باشد.
مقاومت در سوم خرداد، به معنای ایستادن منفعلانه نبود؛ به معنای تلاش فعال برای بازپسگیری حق بود. پیروزی در خرمشهر، حاصل وحدت نیروها، خلاقیت در فرماندهی و توکل بر خدا بود. این سه ضلع، همان مثلثی است که امروز هم برای عبور از سختترین گردنههای زندگی شخصی و ملی به آن نیاز داریم.
خرمشهر، شهری است که به ما آموخت: میشود…میشود…می شود…در اوج ناامیدی، وقتی همهی دنیا علیه یک حق ایستادهاند، معادلات را بر هم زد. خرمشهر به ما یاد داد که پیروزی، پاداش کسانی است که تا آخرین نفس میمانند و از آرمانهایشان عقبنشینی نمیکنند.
امروز سوم خرداد، روزی است که باید به یاد بیاوریم که ما ملتی هستیم که از پس بزرگترین طوفانها برآمدهایم یاد همهی شهدای عملیات بیتالمقدس، از فرماندهان بزرگ تا بسیجیان گمنامی که جانشان را در کوچههای خرمشهر جا گذاشتند تا ایران بماند، گرامی باد.
خرمشهر، امروز دیگر فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛ نمادی از قدرت باور است بیایید امروز را بهانهای کنیم برای بازگشت به آن روحیه؛ روحیهای که در آن ما میتوانیم…نه یک شعار، که یک سبک زندگی بود. همانطور که آن پیرمرد در خرابه میجنگید، امروز هم هر یک از ما در سنگر خودمان در مدرسه، دانشگاه، کارخانه اداره و شرکت میتوانیم با همان عرق ملی و همان ایمان، خرمشهرهای پیشِ رویمان را آباد کنیم.
سوم خرداد، بر همهی شما مبارک؛ روزی که خورشید آزادی، دوباره بر نخلهای خرمشهر تابید و قلب ایران را گرم کرد. همیشه سبز بمانید و همواره با یاد آن ایثارها، امیدوار به فردایی بهتر پاینده باد ایران…




آژانس خلاقیت کوانتا