Search

تقابل اجبار و انتخاب در الگوی جدید عفاف

به گزارش پول نیوز ، بیست و یکم تیرماه سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب به عنوان روز عفاف و حجاب نامگذاری شده است.با این وجود در بحث‌های معاصر پیرامون مفهوم حجاب، همواره تقابلی میان صورت ظاهری و جوهر باطنی یا به عبارتی سیرت درونی مشاهده می‌شود.

در حالی که بسیاری حجاب را صرفاً نوعی پوشش فیزیکی می‌بینند، نگاهی عمیق‌تر نشان می‌دهد که حجاب در واقع تجلی یک فضیلت درونی است؛ همان‌گونه که گوهری ارزشمند در صدف است، حجاب نیز باید بازتابی از ارامش و انتخاب فردی باشد، نه محصول فشار یا تندروی در جامعه باشد.

اما پرسش اساسی اینجاست: آیا می‌توان ارزش‌هایی را که به دنبال ترویج آنها هستیم، از مسیر اجبار و برخورد با الف های اجتماعی به دست آورد؟

در این زمینه یک مثال می زنم که شاید برای اغلب مردم ملموس باشد.روزی در یکی از مجتمع‌های مسکونی ، کودکی به دلیل نوع پوششی که داشت در میان جمعیت  با دیدن یک شخصیت مذهبی که در زبان محاوره به آن «حاج آقا» گفته می شود دچار وحشت شد و پشت مادرش پنهان شد.بدون تردید این اتفاق تنها یک رخداد ساده‌ی کودکانه نبود؛ بلکه یک نشانه بود.

تصور کنید کودکی با موهای بلند و روشن که نمایانگر زیبایی طبیعی و آزادی دوران کودکی اوست، در پیراهنی ساده، به جای اینکه در آرامش باشد، در پشت پناه مادر پنهان می‌شود. چرا؟ …
پاسخ در تفاوت نگاه دو شخصیت نهفته است: مادری که علیرغم مقید بودن خود، آگاهانه حق انتخاب را برای فرزندش حفظ کرده تا او در آینده با تکیه بر باور قلبی، مسیر خود را برگزیند، و در مقابل، تصویری از یک شخصیت مذهبی که حضورش برای یک کودک، بار ترس و اجبار به همراه دارد.

این تقابل، سوال مهمی را پیش می‌کشد: اگر حجاب، وسیله‌ای برای ایجاد آرامش و حیا است، چرا باید ابزاری برای ایجاد اضطراب در نسل آینده باشد؟

تحلیل رفتار این کودک نشان می‌دهد که وقتی مفاهیم مذهبی یا اجتماعی با رویکرد تندروی و سخت‌گیری بی‌پایه همراه می‌شوند، در ذهن نسل آینده، برچسب «ترس» می‌خورند.

«حاج آقا» اما با تایید دیدگاه «حق انتخاب»، نکته‌ای کلیدی را مطرح کرد: آزاد گذاشتن کودک برای اینکه در نوجوانی، انتخاب خودش را داشته باشد.

از منظر روان‌شناسی رشد، اجبار در دوران کودکی و نوجوانی، تنها منجر به پدیده‌ای به نام سکوت کاذب یا تظاهر به پذیرش می‌شود. فرد ممکن است در ظاهر پوشش مورد نظر را رعایت کند، اما در درون، به دنبال گسست از آن ارزش‌هاست.

در مقابل، رویکرد «اعتدال» که در آن حجاب نه به معنای چادر یا پوشش‌های مضاف بر نیاز، بلکه به معنای پوششی متناسب با زیبایی و وقار تعریف می‌شود، باعث می‌شود فرد احساس کند ارزش‌ها با هویت و زیبایی او در تضاد نیستند.

جامعه‌ای که بر پایه اجبار بنا شود، جامعه‌ای شکننده است؛ جامعه‌ای که به این سمت یا آن سمت غش می‌کند همواره بر مدار افراط و تفریط حرکت می کند و بین افراطی‌های تندرو تا آزادی‌طلبان بی‌بندوبار در نوسان است…راه حل در مرز تعادل است.

حجاب نباید به معنای حذف زیبایی یا حذف هویت زنانه باشد.
حجاب می‌تواند گوهری در صدف باشد؛ یعنی پوششی که اجازه می‌دهد زیبایی درونی و وقار فرد، بدون تداخل با رفتارهای نامناسب، نمایان شود.

وقتی حق انتخاب به فرد داده می‌شود، او مسئولیت انتخاب خود را می‌پذیرد. مسئولیت‌پذیری، سنگ‌بنای اخلاق است.

اما وقتی فرد مجبور است، او تنها از زیر بار مسئولیت فرار می‌کند.

ما در روزهایی هستیم که نیاز به بازخوانی مفاهیم داریم. «روز جهانی عفاف و حجاب» نباید صرفا روزی برای نمایش پوشش‌ها باشد، بلکه باید روزی برای تامل در کیفیت انتخاب باشد.

آنچه در برخورد کودک و «حاج آقا» رخ داد و تایید آن مقام مسئول بر حق انتخاب، درس بزرگی برای سیاست‌گذاران اجتماعی و مربیان است: برای اینکه ارزش‌ها را در نسل بعدی نهادینه کنیم؛ نباید آن ها را به ترس گره بزنیم. اگر می‌خواهیم حجاب، مظهر زیبایی و وقار باشد، باید اجازه دهیم این مسیر از طریق «آزادی آگاهانه» طی شود.

جامعه نباید با اجبار، فضای امن را برای کودکان و نوجوانان تخریب کند؛ بلکه باید فضایی بسازد که در آن، فرد با میل و رغبت، زیباترین نسخه از خودش و پوشش خود را انتخاب کند.

تعادل، تنها راه رسیدن به ثبات است؛ نه تندروی، و نه رهاسازی بی‌هدف پس هر دو مردود است.

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

images
IMG16301925
آخرین اخبار