Search

نقش میراث انسانی در پایداری استراتژیک/ پیوند تجربه و نوآوری در شرکت ملی مس

شرکتی که بتواند از دل مدل‌های قدیمی بنگاه‌داری فاصله گرفته و با بهره‌گیری از خرد جمعی بازنشستگان و ترکیب آن با دانش مدرن نسل جدید، به سمت مدیریت استراتژیک حرکت کند، نه تنها در بازارهای جهانی رقابتی خواهد بود، بلکه به عنوان یک الگوی توسعه‌پذیر در اقتصاد ملی شناخته خواهد شد.

به گزارش پول نیوز ، شرکت ملی مس به عنوان یکی از ارکان استراتژیک اقتصاد صنعتی کشور، در مقطعی حساس از تاریخ خود قرار دارد که در آن تفاوت میان بقا و شکوفایی، در نوع نگاه به مدیریت و نحوه برخورد با سرمایه‌های انسانی نهفته است.

در ارزیابی عمیق وضعیت فعلی، می‌توان دریافت که شرکت از الگوی سنتی «بنگاه‌داری» که بر پایه مدیریت روزمره، تمرکز بر تولید فیزیکی و واکنش‌های کوتاه‌مدت به بحران‌هاست، به سمت ضرورت مبرم گذار به الگوی «مدیریت راهبردی» حرکت می‌کند.

در الگوی نخست، سازمان همچنان درگیر جزئیات عملیاتی و مدیریت مستقیم فرآیندهاست که این امر منجر به کاهش ظرفیت‌های تصمیم‌گیری کلان و نادیده گرفتن چشم‌اندازهای بلندمدت می‌شود.

در مقابل، گذار به مدیریت راهبردی مستلزم تغییر پارادایم از تمرکز بر «چگونگی تولید» به سمت تمرکز بر «چرا و کجا تولید کردن» است؛ یعنی حرکت به سوی استراتژی‌هایی که بر زنجیره ارزش، توسعه پایدار و پایداری در برابر نوسانات بازار جهانی متمرکز هستند.

این گذار ساختاری، بدون توجه به میراث انسانی شرکت، امکان‌پذیر نخواهد بود. در این میان، مسئله تکریم بازنشستگان، فراتر از یک الزام حقوقی یا وظیفه‌ای اجتماعی، یک ضرورت استراتژیک برای حفظ دانش نهفته در سازمان است.

دکتر سید مصطفی فیض مدیرعامل شرکت ملی مس در این زمینه معتقد است:«منطق اصلی فعالیت صندوق باید بر ورود و خروج به‌ موقع از سرمایه‌گذاری‌ ها و تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری متمرکز باشد. این مجموعه باید برای خروج از بنگاه‌داری برنامه‌ریزی مشخصی داشته باشد و با نگاهی هدفمند، ساختار پرتفوی سرمایه‌گذاری خود را بهبود بخشد.

مدیرعامل شرکت ملی مس همچنین تکریم بازنشستگان را اصلی‌ترین مأموریت صندوق دانست و تصریح کرد: «خدمت‌رسانی شایسته به بازنشستگان عزیز شرکت باید همواره با جدیت دنبال شود.»

بازنشستگان شرکت ملی مس، تنها افرادی نیستند که دوران خدمت خود را سپری کرده‌اند، بلکه آن‌ها حاملان حافظه سازمانی، تجربیات عملیاتی و دانش فنی تخصصی هستند که طی دهه‌ها در دل معادن و واحدهای فرآوری انباشته شده است.

نادیده گرفتن این لایه از سرمایه انسانی یا برخورد با آن‌ها صرفاً با نگاهی مالی و بازنشستگی محض، به معنا از دست دادن بخشی از هویت فنی شرکت است.

تکریم واقعی بازنشستگان در این دوران، باید از قالب‌های سنتی خارج شده و به سمت ایجاد ساختارهای بهره‌گیری از تجربیات آن‌ها حرکت کند؛ برای مثال، ایجاد شوراهای مشورتی یا برنامه‌های انتقال دانش از پیشکسوتان به نسل جوان، می‌تواند از ریزش دانش فنی و بروز خطاهای گران‌قیمت در فرآیندهای پیچیده استخراج و تولید جلوگیری کند.

علاوه بر این، گذار از بنگاه‌داری به مدیریت راهبردی مستلزم بازنگری در ساختار قدرت و فرآیندهای تصمیم‌گیری است. در حالت بنگاه‌داری، تصمیمات غالباً بر اساس نیازهای فوری و رفع چالش‌های روزمره اتخاذ می‌شوند که این امر موجب می‌شود شرکت در تله مدیریت بحران باقی بماند.

اما مدیریت راهبردی، شرکت را قادر می‌سازد تا با پیش‌بینی روندهای جهانی مس و تغییرات در تقاضای صنایع سبز و انرژی‌های نو، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت خود را تدوین کند.

این تحول نیازمند ایجاد لایه‌های مدیریتی جدیدی است که به جای نظارت بر جزئیات تولید، بر تحلیل محیط پیرامونی، شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و مدیریت ریسک‌های استراتژیک تمرکز داشته باشند.

همچنین، باید توجه داشت که گذار از مدل بنگاه‌داری به راهبردی، پیوند مستقیمی با ارتقای سطح تعالی سازمانی و فرهنگ سازمانی دارد.

در مدل قدیمی، تمرکز بر دستورات سلسله‌مراتبی و اجرای وظایف محدود است، اما در مدل راهبردی، هر واحد از شرکت باید بخشی از یک نقشه بزرگتر باشد و اهداف خود را با چشم‌انداز کلی سازمان همسو کند.

این همسویی زمانی محقق می‌شود که نیروی کار، از سطوح مدیریت ارشد تا کارگران خط تولید، احساس کنند بخشی از یک حرکت بزرگ و هدفمند هستند.

در این میان، تکریم بازنشستگان و احترام به سلسله‌مراتب دانش و تجربه، می‌تواند به عنوان یک عامل انسجام‌بخش، پیوند میان نسل‌های مختلف را تقویت کرده و روحیه وفاداری و مسئولیت‌پذیری را در بدنه سازمان بازتولید کند.

 موفقیت شرکت ملی مس در عبور از چالش‌های پیش رو، در گروی توانایی مدیریت در پیوند دادن این دو محور است: یعنی پیوند دادن نگاه آینده‌نگر و راهبردی با نگاهی انسانی و قدرشناسانه به میراث انسانی.

بیشتر بخوانید:شرکت ملی مس و توسعه دیپلماسی معدنی / شکستن محاصره اقتصادی با تنوع‌بخشی به مشتریان و نفوذ در بازارهای جدید

شرکتی که بتواند از دل مدل‌های قدیمی بنگاه‌داری فاصله گرفته و با بهره‌گیری از خرد جمعی بازنشستگان و ترکیب آن با دانش مدرن نسل جدید، به سمت مدیریت استراتژیک حرکت کند، نه تنها در بازارهای جهانی رقابتی خواهد بود، بلکه به عنوان یک الگوی توسعه‌پذیر در اقتصاد ملی شناخته خواهد شد.

این مسیر، اگرچه دشوار و نیازمند تغییر در فرهنگ‌های عمیق سازمانی است، اما تنها راه دستیابی به جایگاه برتر در زنجیره ارزش جهانی فلزات است.

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

wVlGByaPrwF01fj1ApJKwRW3nvWOtKbOt7Sk3E67
عععع
آخرین اخبار