به گزارش پول نیوز ، استاندار در نظام حکمرانی محلی، تنها عالیترین مقام اجرایی دولت در استان نیست؛ او مهمترین حلقه پیوند میان سیاستهای ملی، ظرفیتهای منطقهای و مطالبات روزمره مردم است. از همین رو، کیفیت حضور رسانهای او را نمیتوان صرفاً با شمار مصاحبهها، سفرها و تصاویر خبری سنجید. پرسش اساسی این است: آیا رسانه به بستری برای شنیدن صدای جامعه، توضیح تصمیمهای عمومی و گزارش نتیجه پیگیریها تبدیل شده یا نه؟این پرسش در آذربایجانغربی اهمیتی دوچندان دارد. استانی با مرزهای راهبردی، ظرفیتهای تجارت خارجی، تنوع فرهنگی و اجتماعی، مسئله مزمن دریاچه ارومیه، دغدغه اشتغال و سرمایهگذاری، فرصتهای مرزی و مطالبات انباشته در شهرستانهای مختلف. در چنین جغرافیایی، ارتباط رسانهای استانداری باید فراتر از یک وظیفه تشریفاتی تعریف شود، رسانه میتواند هم آیینه مسائل مردم باشد و هم ابزار نظارت عمومی بر کیفیت اداره استان.رضا رحمانی در آذر ۱۴۰۳ با رأی هیئت دولت به استانداری آذربایجانغربی منصوب شد. سوابق او در حوزه صنعت، مدیریت و قانونگذاری از همان ابتدا این انتظار را شکل داد که رویکرد اجرایی استانداری در حوزه اقتصاد، سرمایهگذاری و فعالسازی ظرفیتهای تولیدی برجسته باشد.
مرور اخبار سال ۱۴۰۴ و چهار ماه نخست ۱۴۰۵ نیز نشان میدهد که بخش مهمی از حضور و مواضع رسانهای او پیرامون همین محورهای اقتصادی، مرزی، عمرانی و اجتماعی سامان یافته است.اما یک تمایز مهم باید جدی گرفته شود: حضور در رسانه با پاسخگویی در رسانه یکسان نیست.حضور رسانهای ممکن است به اعلام موضع، بازدید، سخنرانی یا انتشار خبر از یک نشست محدود شود اما پاسخگویی زمانی شکل میگیرد که مسئول اجرایی، مسئله را دقیق صورتبندی کند، درباره آن توضیح دهد، مسئول پیگیری را معرفی کند، زمانبندی ارائه دهد و نتیجه اقدام را در معرض داوری عمومی بگذارد. این فاصله، همان مرز میان خبرسازی و حکمرانی ارتباطی است.رسانه میدان توضیح تصمیمهادر دوره مورد بررسی، یکی از شاخصهای مثبت، توجه استاندار به ظرفیت رسانهها بوده است.
بازدید از خبرگزاری ایرنا در تیرماه ۱۴۰۴ را نمیتوان صرفاً یک دیدار اداری دانست چنین حضوری، اگر با گفتوگوی شفاف و مستمر با خبرنگاران همراه شود، میتواند پیامآور پذیرش نقش رسانه بهعنوان ناظر، واسطه و منتقلکننده دغدغههای عمومی باشد.رسانه در مدیریت استانی، فقط تریبون بازتاب دستاوردها نیست. رسانه حرفهای باید بتواند پرسشهای سخت را نیز مطرح کند: چرا برخی طرحها در زمان پیشبینیشده پیش نمیروند؟ سهم هر دستگاه از تأخیرها چیست؟ منابع مالی پروژهها چگونه تأمین میشود؟ تکلیف مطالبات شهروندان در حوزه اشتغال، آب، راه، بهداشت و خدمات اداری چیست؟ پاسخ به این پرسشها ممکن است در کوتاهمدت دشوار باشد، اما در بلندمدت سرمایه اعتماد را افزایش میدهد.بر اساس مواضع منتشرشده، توسعه استان با محور جذب سرمایهگذاری در کانون نگاه مدیریتی استاندار قرار گرفته است.
بیشتر بخوانید قائمپناه در مسیر زنگمار، رحمانی در مدار پایا
رحمانی در آغاز مسئولیت، توسعه آذربایجانغربی را به جذب سرمایهگذار و افزایش درآمد سرانه شهروندان پیوند داد. این تمرکز با واقعیت اقتصادی استان همخوان است، اما برای تبدیلشدن به یک روایت اقناعکننده عمومی، باید از سطح کلیگویی به سطح شاخصهای قابل سنجش برسد: حجم سرمایهگذاری جذبشده، تعداد طرحهای فعالشده، اشتغال پایدار ایجادشده، موانع رفعشده و سهم شهرستانها از این فرآیند.مرزفرصت توسعه محلیآذربایجانغربی با برخورداری از مرزهای رسمی و پایانههای متعدد، یکی از کانونهای مهم پیوند اقتصاد داخلی با تجارت منطقهای است. تمرکز رسانهای استاندار بر مرزها و ظرفیتهای تجاری، از این منظر دارای منطق راهبردی است. در اردیبهشت ۱۴۰۴، نقش ویژه شش پایانه مرزی استان در نشست مشترک استانداران هممرز ایران و ترکیه مطرح شد. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز اخبار استانداری بر تسهیل مبادلات، تأمین مالی پروژهها و فعالسازی ظرفیتهای اقتصادی مناطق مرزی تأکید داشت.با این همه، نگاه توسعهای به مرز زمانی در افکار عمومی اعتبار مییابد که ثمره آن در زندگی مرزنشینان قابل لمس باشد. مردم شهرستانهای مرزی حق دارند بدانند که توسعه تجارت چه سهمی در اشتغال جوانان، رونق بازارچهها، افزایش صادرات و ارتقای خدمات عمومی دارد.
اگر گزارشهای رسانهای بتوانند رابطه میان تصمیم مرزی و اثر اجتماعی-اقتصادی آن را نشان دهند، مرز از یک اصطلاح اداری به یک فرصت واقعی برای توسعه پایدار منطقه تبدیل میشود.در این میان، ضرورت دارد استانداری با انتشار منظم آمار تجارت مرزی، وضعیت بازارچهها، پروژههای لجستیکی، موانع گمرکی و میزان پیشرفت طرحهای زیرساختی، امکان ارزیابی عمومی را فراهم کند. شفافیت اقتصادی نه یک اقدام تبلیغاتی، بلکه شرط کاهش شایعه، افزایش اعتماد فعالان اقتصادی و تقویت حس مشارکت در میان مردم است.
پاسخگویی آزمون واقعی مدیریت
مهمترین بخش در ارزیابی رویکرد رسانهای استاندار، ارتباط مستقیم او با مردم است. حضور در میز خدمت، ملاقاتهای چهرهبهچهره و پاسخگویی در سامانه تلفنی ۱۱۱، از جمله سازوکارهایی هستند که میتوانند دیوار میان مدیریت اداری و شهروند عادی را کوتاه کنند. صداوسیمای مرکز آذربایجانغربی از حضور سرزده استاندار در میز خدمت و گفتوگو با مراجعان گزارش داده است؛ اقدامی که هدف آن رسیدگی مستقیم به مسائل مردم عنوان شد.اعلام حضور استاندار در سامانه سامد در اسفند ۱۴۰۳ و پاسخگویی تلفنی به پرسشها و مشکلات مردم، نشانهای از بهرسمیتشناختن حق پرسشگری شهروندان است. در اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز ملاقات مردمی با هدف شنیدن بیواسطه مطالبات و تسریع در رسیدگی به مسائل شهروندان برگزار شد. چنین سازوکارهایی، در صورت تداوم و نظاممندی، میتواند به کاهش فاصله اجتماعی میان نهاد دولت و جامعه کمک کند.با این حال، نقطه تعیینکننده پس از پایان ملاقات و گفتوگو آغاز میشود. یک سامانه پاسخگو زمانی اعتبار مییابد که مخاطب بداند درخواست او ثبت شده، به کدام دستگاه ارجاع شده، پاسخ چه زمانی ارائه میشود و سرانجام چه اقدامی صورت گرفته است. در غیر این صورت، دیدار مردمی ممکن است به رویدادی رسانهای تبدیل شود رویدادی که تصویر نزدیکی با مردم را تولید میکند، اما چرخه حل مسئله را کامل نمیسازد.استانداری میتواند برای عبور از این وضعیت، یک سازوکار عمومی و قابل دسترس ایجاد کند: سامانه گزارش مطالبات مردمی.در چنین سامانهای، بدون افشای اطلاعات شخصی شهروندان، موضوع مطالبه، دستگاه مسئول، زمان ثبت، آخرین وضعیت و نتیجه نهایی قابل مشاهده باشد. این اقدام هم به مردم حق پیگیری میدهد، هم مدیران را به پاسخگویی منظمتر وادار میکند و هم رسانهها را از اتکای صرف به نقلقولهای رسمی به سوی ارزیابی دادهمحور سوق میدهد.
دریاچه مسئلهای فراتر از خبردریاچه ارومیه
آزمون بزرگ حکمرانی محیطزیستی در شمالغرب کشور است. این مسئله فقط یک پرونده طبیعی نیست؛ با سلامت عمومی، کشاورزی، مهاجرت، معیشت روستایی، هویت منطقهای و آینده توسعه آذربایجانغربی ارتباط دارد. بنابراین، هر اظهارنظر یا اقدام در این حوزه باید با حساسیت بالا و با پرهیز از امیدآفرینی بیپشتوانه رسانهای شود.اخبار منتشرشده درباره افزایش تراز آب دریاچه و مشارکت نهادهای تخصصی، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان در برنامههای احیا، نشان میدهد که موضوع در سطحی فرابخشی دنبال شده است. اما جامعه، افزون بر اعلام خبرهای مثبت، به دادههای دقیق و مستمر نیاز دارد: میزان آب ورودی، وضعیت حقابهها، روند کاهش برداشت، هزینه اقدامات، شاخصهای علمی و ارزیابی مستقل از پیشرفت برنامهها. شفافیت در مسئله دریاچه، نه نشانه ضعف مدیریت، بلکه علامت احترام به افکار عمومی و درک پیچیدگی یک بحران تاریخی است.
اینوا نقطه اتصال سیاستگذاری و بازنمایی رسانهای
رویداد بینالمللی فرصتهای سرمایهگذاری آذربایجانغربی با نام اینوا (INWA) را باید مهمترین نقطه اتصال میان سیاستگذاری اقتصادی و بازنمایی رسانهای در دوره استانداری دکتر رضا رحمانی دانست. این رویداد که در ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ در ارومیه آغاز شد، بر پایه گزارشهای رسمی استانداری با معرفی بیش از ۸۰۰ فرصت و پروژه سرمایهگذاری از ۲۰ شهرستان استان برگزار شد و نمایندگانی از ۱۸ کشور در آن حضور داشتند.اینوا صرفاً یک همایش تبلیغاتی نبود؛ بهمثابه یک سازوکار میدانی برای تبدیل ظرفیتهای پراکنده استان به بستههای قابل عرضه به سرمایهگذار عمل کرد و همین ویژگی، آن را از یک رویداد تشریفاتی به یک ابزار سیاستی ارتقا داد.نقش رسانه در اینوا تعیینکننده بود. پایگاه اطلاعرسانی استانداری، صداوسیمای مرکز آذربایجانغربی و رسانههای تخصصی و استانی با پوشش مستمر این رویداد، چارچوبی تازه برای فهم توسعه استان ساختند. در این چارچوب، آذربایجانغربی نه فقط بهعنوان استانی مرزی با مسائل مزمن زیرساختی، بلکه بهعنوان پهنهای دارای فرصتهای واقعی برای معدن، صنعت، تجارت مرزی، گردشگری و کشاورزی بازنمایی شد.از منظر ارتباطات حکمرانی، اهمیت این رویداد در آن است که استاندار رحمانی در اغلب حضورهای رسانهای خود، اینوا را نمونه عینی جهتگیری جدید استان معرفی کرد. چنین بازنماییای دو کارکرد همزمان داشت: از یک سو برای افکار عمومی، تصویر فعال و امیدوارکنندهای از توان توسعه استان ساخت و از سوی دیگر برای سرمایهگذاران، پیام ثبات، آمادگی نهادی و وجود اراده مدیریتی برای تسهیل سرمایهگذاری را مخابره کرد. این همافزایی میان رسانه و مدیریت اجرایی، به شکلگیری نوعی برندینگ منطقهای برای آذربایجانغربی انجامید که در آن، استان در مقام مقصد سرمایهگذاری معرفی شد، نه صرفاً محل طرح مسئله.
از اطلاعرسانی تا گزارش عملکرد
برآیند اخبار دوره مورد بررسی نشان میدهد که الگوی ارتباطی استانداری آذربایجانغربی از تمرکز صرف بر جلسات اداری فاصله گرفته و حوزههایی چون گفتوگو با مردم، پیگیری ظرفیتهای مرزی، سرمایهگذاری، سفرهای شهرستانی و محیطزیست را دربر گرفته است. این، یک ظرفیت قابل توجه است. اما ظرفیت، زمانی به دستاورد تبدیل میشود که الگوی اطلاعرسانی نیز تکامل یابد.اکنون نیاز اصلی، گذار از گزارش حضور به گزارش عملکرد است:خبر برگزاری جلسه، آغاز کار است خبر خروجی جلسه، معیار قضاوت است.- اعلام دستور پیگیری، گام نخست است اعلام نتیجه پیگیری، نقطه شکلگیری اعتماد است. حضور در برابر دوربین میتواند ارتباط بسازداما تنها داده شفاف، زمانبندی روشن و نتیجه قابل راستیآزمایی است که ارتباط را به سرمایه اجتماعی تبدیل میکند.این رویکرد به معنای نادیدهگرفتن دشواریهای اجرایی یا پیچیدگی مسائل استان نیست. برعکس، شفافیت اجازه میدهد مردم بدانند کدام مسئله در اختیار استانداری است، کدام مسئله به بودجه ملی وابسته است، چه طرحی در مرحله مطالعه قرار دارد و چه مانعی روند اجرا را کند کرده است. جامعه از مدیران انتظار معجزه ندارد انتظار دارد واقعیت را بشنود، سهم دستگاهها را بداند و امکان سنجش وعدهها را داشته باشد.رضا رحمانی در دوره مورد بررسی، در موضوعاتی که با اقتصاد، مرز، توسعه و مطالبات مستقیم مردم پیوند دارند، حضوری قابل مشاهده در رسانهها داشته است. حضور در میز خدمت، ارتباط از طریق سامد، دیدارهای مردمی و طرح مباحث توسعهای، نشانههایی از توجه به ضرورت گفتوگو با جامعه است. با این حال، معیار نهایی موفقیت این مسیر، نه تعداد اخبار و نه شمار دیدارها، بلکه نسبت میان وعده، اقدام و نتیجه است.آذربایجانغربی برای عبور از مسائل پیچیده خود، به مدیریتی نیاز دارد که هم تصمیم بگیرد و هم توضیح دهد هم مطالبه را بشنود و هم فرجام آن را اعلام کند هم از ظرفیت رسانه برای اطلاعرسانی استفاده کند و هم رسانه را شریک نظارت عمومی بداند. در چنین چارچوبی، استاندار در قاب رسانه تنها یک تیتر نیست تصویری از یک مسئولیت بزرگتر است: تبدیل ارتباط با مردم به پاسخگویی، و تبدیل پاسخگویی به اعتماد.





آژانس خلاقیت کوانتا