24 تیر 1403 - 5:45

جستجو
این کادر جستجو را ببندید.
جستجو

ناگهان چقدر زود، دیر شد

دکتر زهرا نظری مهر / حقوقدان

به گزارش پول نیوز، ناگهان چقدر زود، دیر شد

«حرف های ما هنوز ناتمام / تا نگاه می کنی، وقت رفتن است / باز هم همان حکایت همیشگی / پیش از آنکه باخبر شوی، لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود / آی، ای دریغ و حسرت همیشگی / ناگهان چقدر زود دیر می شود»

خبر تلخ بود و جانگداز، ” بالگرد سیدابراهیم رییسی که از مراسم افتتاح سد قیز قلعه سی بر می گشت، دچار سانحه شد و رییس دولت سیزدهم به جمع شهدای انقلاب اسلامی پیوست” این رسم خادمان است که زندگی متفاوتی داشته باشند. از هنگامی که مسوولیت در بخش های گوناگون را پذیرفت، با همه چیز به غیر از خدمت به مردم و کشور خداحافظی کرد. به جرات می توان ادعا کرد که اگر در جایی کم کاری یا قصور کرده، برای خانواده خودش بود. هنگامی که می بایست در کنار خانواده، در شادی آنان سهیم باشد، در صف خدمت به مردم، خستگی ناپذیر حضور داشت و از سهم خانواده برای مردم برداشت می کرد. شب و روز نداشت. هر گاه و هر جا که نیاز بود، حاضر می شد و البته نقش تاثیرگذاری داشت.

خصومت با جمهوری آذربایجان به چالشی جدی تبدیل شده بود. اسراییل برای مقابله با ایران، دست دوستی به سوی همسایگان مان دراز کرده بود و ابراهیم رییسی در کنار الهام علی اف در نقطه صفر مرزی برای افتتاح سد قیز قلعه سی رفته بود تا نقشه کینه توزی علیه ایران را خنثی کند. پرچم دو کشور روی دیواره سد در کنار یکدیگر نقش بست تا تصویری ماندگار از دوستی دو کشور ترسیم کند. علی اف که بار ها علیه کشورمان ادبیات تندی به کار برده بود، با لحنی صمیمانه و دوستانه سخنرانی کرد تا رییسی در آخرین حرکتی که برای جمهوری اسلامی کرد، نقش تعیین کننده و ماندگاری داشته باشد.

ابراهیم رییسی در مسیر برگشت در بالگردی به همراه حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه، مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی و سیدمحمدعلی آل هاشم امام جمعه تبریز نشسته بود تا خدمتی دیگر را برای مردم رقم بزند. اما یک باره همه چیز برهم ریخت. بالگرد از صحنه رادار حذف شد تا خبر سانحه بر خروجی رسانه ها منتشر شود.
شرایط آب و هوایی متفاوت است. مه به اندازه ای سنگین بود که تا ۵ متری بزور دیده می شد. تاریکی شب نیز بر مشکلات می افزود. همه بسیج شدند تا از رییس جمهور و هیات همراه اطلاع کسب کنند. ارتش، هلال احمر، سپاه و حتی اهالی روستا ها به تیم شناسایی ملحق شده بودند تا ردی از رییس جمهور پیدا کنند. اما جای امیدواری نبود. چگونه امکان دارد هیچ ردی یا تماسی نباشد، اما امید به حیات وجود داشته باشد.

 

بیشتر بخوانید:

 

دست های دعا به سوی آسمان بلند شد تا بار دیگر یاد روز هایی بیفتیم که امام خمینی بر بستر بیماری بود و دست به آسمان برده بودیم تا شفای بنبانگذاری جمهوری اسلامی را از خداوند بخواهیم. از مساجد تا خیابان ها و از بارگاه حضرت رضا (ع) تا حضرت معصومه (س) محلی برای التماس دعا شده بود. اما مشیت الهی فراتر از اینهاست. هرچه او بخواهد، همان می شود و خداوند خواسته بود که سیدابراهیم رییسی همانگونه که متفاوت زندگی کرد، متفاوت بمیرد. مگر امکان دارد رییس جمهور آن هم در شرایط امنیت کامل، شهید شود. اما دیدیم شد و مردی که عاشق خدمت بود، در مسیر خدمت جان به جان آفرین تسلیم کرد تا در خیل شهدا قرار گیرد.

سید خنده رو، سید سخت کوش و بسیاری عناوین دیگر در مورد سیدابراهیم رییسی بکار برده شد، اما از نگاه اهالی رسانه، سیدابراهیم رییسی سیدی با ظرفیت تحمل بسیار بالا بود. در مقابل انتقاد ها گوش شنوا داشت، می شنید و به خاطر می سپرد تا چاره اندیشی کند. اگرهم اتهامات بی اساس بود، از کنار آن ها می گذشت. اهل کینه گرفتن و شکایت کردن نبود. به رکن چهارم دموکراسی اعتقاد وافر داشت و همواره برای رسانه ها احترام قایل بود. رویکردی که باعث شد رسانه ها در هجمه به دولت سیزدهم هیچ ابایی نداشته باشند.

سردار سید مهدی موسوی رییس یگان حفاظت رییس جمهوری، سرهنگ خلبان سید طاهر مصطفوی، سرهنگ خلبان محسن دریانوش و سرگرد فنی بهروز قدیمی نیز در بالگرد همراه سید ابراهیم رییسی بودند و شهید شدند. اما کمتر نامی از آن ها برده می شود. سربازانی که در تمامی صحنه ها حضور دارند، با تمام توان تلاش و جانفشانی می کنند و جان می دهند، اما کمتر دیده می شوند. بدانیم که این شهدا نیز برای اعضای خانواده شان محترم بودند و غم از دست دادنشان جانکاه است.

 

دکتر زهرا نظری مهر / حقوقدان

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

5036464
4601998
همچنین بخوانید
آخرین اخبار