Search

انقلاب نیازمند نگاه منصفانه

به گزارش پول نیوز ، چهل و هفت سال از 22 بهمن 1357 و آغاز انقلاب می گذرد، در حالی که همچنان موافقان و مخالفان بسیاری از این انقلاب حمایت یا از آن انتقاد می کنند، رویکردی که در بسیاری موارد به تقابل می رسد. البته در گذر زمان تحولات بسیاری در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اعتقادی رخ داد. در این 47 سال بسیاری از انقلابیون دو آتشه، متحول شدند. بسیاری از آنها به خارج از کشور رفتند، اپوزسیون شدند و علیه انقلاب قلم فرسایی کردند. برخی سلاح بدست گرفتند و حتی بابت قتل هموطنانشان کف زدند و هورا کشیدند، برخی دیگر نیز که در داخل کشور ماندند، مورد خشم و غضب قرار گرفته و گوشه نشین شدند.

عده ای “نان به نرخ روز بخوری” را پیشه کردند و با توسل به تسبیح، پست های کلیدی گرفتند. تاسف آور اینکه بیشتر آنها مدرک تحصیلی نداشتند و پس از آنکه مدرک جور کردند، مدرک تحصیلی مرتبط نداشتند و در برخی از موارد مدرک تقلبی شان لو رفت. بدتر انکه بسیاری از آقایانی که تخصص و تجربه ای نداشتند، اما مسوولیت گرفتند، آن بخش را به خاک سیاه نشاندند که صنایع ورشکسته و تعطیل شده از آن جمله هستند.

چالش دیگری که در تمامی سالهای پس از انقلاب خودنمایی می کند، آقازادگی است. آنهایی که تنها به واسطه ژن برتر، پستهای مدیریتی گرفتند، عضو هیات مدیره ها شدند، نجومی بگیری را پیشه کردند و نمک بر زخم کوخ نشینانی شدند که قرار بود ولی نعمتان انقلاب باشند.

در این شرایط سخن گفتن منصفانه کار بسیار سختی است، زیرا هر اظهار نظری، باعث تقسیم بندی در یک گروه می شود. در حالی که اکنون با اهداف روزهای اول انقلاب فاصله معناداری پیدا کرده ایم، اگر بخواهیم به تشریح دستاوردهای انقلاب بپردازیم، باید شهامت داشته باشیم.

دلاری که اول انقلاب 69 ریال بوده اکنون یک میلیون و 640 هزار ریال است. شاید بسختی بتوان باور کرد که اول انقلاب می شد با 50 هزار تومان یک خانه ویلایی در تهران خرید، خانه ای که هم اکنون میلیاردی شده است. از بلیت اتوبوس 2 ریالی تا بنزین لیتری 10 ریال، از خودرو صفر کیلومتر ایران ناسیونال 30 هزار تومانی تا تولیدات 2 میلیارد تومانی ایران خودرو، از نان 2 ریالی تا 100 هزار تومانی، از گوشت کیلویی 20 ریال تا دو میلیون تومان و بسیاری موارد دیگر کار سخن گفتن را سخت کرده است.

در این شرایط که مردم در سخت ترین شرایط اقتصادی بسر می برند و شرمندگی را در سفره های خالی شان تقسیم می کنند، هورا کشیدن نه تنها آسان نیست، بلکه سخت است. هنگامی که اعتراض به اغتشاش کشیده می شود و آتش زدن مسجد و قران سوزی بدون ترس از خشم الهی صورت می گیرد، باید باور کنیم که خطر بسیار جدی تر از اینهاست و نمی توان بسادگی و یک طرفه با رویکرد حمایتی صرف از انقلاب سخن گفت.

با وجود تمامی موارد یاد شده، مردم، مسوولان، سیاسیون، کارشناسان و صاحب نظران به چندین دسته تقسیم می شوند. دسته اول آنقدر تعریف و تمجید می کنند که به تملق گرایی شبیه است. دسته دوم فقط انتقاد می کنند و هیچ نقطه سفیدی را نمی بینند که به عنوان سیاه نما از آنان یاد می شود، دسته سوم افراد بی تفاوتی هستند که آب و نانشان را می خورند و هیچ مدیریتی برایشان تفاوت نمی کند.

در این بین افرادی هستند که به موقع انتقاد و به موقع تعریف می کنند و در واقع انقلاب به چنین افراد دلسوزی نیاز دارد. همانقدر که انتقاد صرف زیان آور است، تعریف و تمجید یک سویه نیز ویرانگر است، برترین هایی که ایران را دوست دارند و دلشان نمی خواهد خاری به پای ایران و ایرانی برود. اینان عزتمندی را فریاد می زنند و عقلانیت را بر رفتارها و تصمیمات احساسی ترجیح می دهند. مردم را به تحمل دعوت نمی کنند، بلکه بر مسوولان فریاد می زنند و مطالبه گری برای مدیریت چالشها را اصرار می کنند. اینان یادآوری می کنند که قرار انقلاب بر پیشرفت بود نه پسرفت.

قرار بود بساط فساد و فاسد برچیده شود نه آنکه از وزیر تا نماینده مجلس و از قائم مقام قوه قضاییه تا مسوولان عالی رتبه تا گلو درگیر فساد شوند، شناسایی، دستگیر، محاکمه و پس از بازگرداندن اموالی که به یغما برده اند، از پست های دولتی محروم شوند،  همانگونه که ملاک انقلاب بر برخورد علی گونه حکم کرد، نه آنکه آقاها و آقازاده ها به غارت بیت المال بپردازند.

قرار بود انقلاب متعلق به پابرهنه ها باشد، نه آنکه محرومان، پس از انقلاب به حاشیه رانده شوند. قرار نبود آنهایی که با مظلوم نمایی به انتقاد از اشرافی گری می پردازند، در پنهان همه چیز را غارت می کنند و زمانی نقاب از چهره هایشان می افتد که در اثر حادثه ای، سکه ها و دلارهایی که احتکار کرده اند، به محرومان دهن کجی کند و هیچ کس گوششان را هم نمی کشد.

فراموش نکنیم که رهبری اعتماد مردم را بزرگترین سرمایه دولتها دانسته و هشدار داد که این اعتماد مردم تا حدی آسیب دیده و راه ترمیم آن، «یکی شدن حرف و عمل مسوولان» است. مگر رهبری نگفته “باید در وعده‌ها و صحبت‌ها بسیار مراقب بود و اگر وعده‌ای داده شد، حتماً به آن عمل شود، زیرا دادن وعده و عمل نکردن به آن، موجب سلب اعتماد مردم خواهد شد”. مگر آیت‌الله خامنه‌ای تاکید نکرده “اگر وعده‌ای دادید و بواسطه برخی مشکلات، امکان تحقق آن میسر نشد، این موضوع را به مردم توضیح دهید و از آنان عذرخواهی کنید تا اعتماد مردم خدشه‌دار نشود”. آیا این گونه شده و اگر شده، چند درصد بوده است؟

فراموش نکنیم سالگرد پیروزی انقلاب، فرصتی برای بررسی عملکرد یک ساله و تمامی سالهای پس از انقلاب است. اگر می خواهیم انقلاب بماند و استمرار داشته باشد، قرار نیست مشکلات را ساده انگاری و اقدامات انجام شده را بزرگنمایی کنیم. باور کنیم که پیامبر اسلام 1400 سال قبل هشدار داد “اگر فقر از در وارد شود، ایمان از در دیگر می گریزد”. اعداد و ارقام زندگی مردم را با دقت بررسی و باور کنیم سبد معیشت 33 میلیون تومان و حقوق 12 میلیون تومان است و چون نیمی از جمعیت، با حقوق بگیری روزگار می گذرانند بدانیم که فقر وارد شده و باید نگران فرار ایمان باشیم.

هر چند همه چیز نسبی است و نمی توان حکم کلی برای آن صادر کرد، اما باید انقدر جدی و دقیق به مسایل مربوط با انقلاب وارد شویم که جای هیچگونه چالش آفرینی را باقی نگذاریم.

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

گرانیی
رای پزشکیان
آخرین اخبار