به گزارش پول نیوز ، امروز چهارشنبه، پانزدهم مهرماه سال هزار و چهارصد و پنج خورشیدی است. نسیم پاییزی پایتخت کمی خنکتر شده، اما فضای راسته منوچهری، پاساژ افشار و حوالی میدان فردوسی پس از چند روز التهاب بیوقفه، شکل دیگری به خود گرفته است.
اگر دیروز سهشنبه سری به بازار ارز میزدید، ولولهای برپا بود؛ معاملهگران نفسزنان قیمتها را بالا میکشیدند و صفهای خرید لحظه به لحظه طولانیتر میشد.
اما تابلوی صرافیها و حلقه دلالان کف خیابان در نیمروز چهارشنبه پیام متفاوتی مخابره میکند: ترمز افزایش لجامگسیخته قیمتها دستکم برای چند ساعت کشیده شده و رنگ قرمز نزول، روی بیشتر تابلوهای نرخگذاری جا خوش کرده است.
برای درک درست ماجرا، اول باید رقمهای واقعی معامله در کف بازار را شفاف و بیپیرایه مرور کنیم. امروز چهارشنبه، اسکناس آمریکایی در بازار آزاد با کاهش چشمگیری نسبت به سقف تاریخی روز گذشته معامله میشود.
در حالی که دیروز سهشنبه قیمت دلار تا محدوده مرز روانی ۲۷۱ هزار و ۸۰۰ تومان پیشروی کرده بود و ترس از پرواز به سمت ۳۰۰ هزار تومان را در دل خریداران انداخته بود، امروز با افتی معادل ۶ هزار و ۳۰۰ تومان به رقم ۲۶۵ هزار و ۵۰۰ تومان عقبنشینی کرد.
در لحظات میانی بازار، حتی برخی دلالان پوللازم برای فروش مبالغ درشت حاضر به توافق روی نرخ ۲۶۴ هزار و ۸۰۰ تومان هم شدند. تتر یا همان دلار دیجیتال که در بازارهای رمزارزی نبض ۲۴ ساعته معاملات را در دست دارد و روز گذشته تا ۲۷۳ هزار تومان تاخته بود، امروز به کانال ۲۶۵ هزار و ۳۰۰ تومان لغزید.
در مرکز مبادله طلا و ارز کشور نیز اگرچه نرخها با تاخیر واکنش نشان میدهند، اما قیمت حواله و اسکناس تخصیصی به صنایع با تدابیر کنترلی، در مرز ۱۹۸ هزار تومان تثبیت شده بود تا فاصله بازار رسمی و آزاد بیش از این دهان باز نکند.دیدن کاهش بیش از شش هزار تومانی قیمت دلار در یک روز برای کسانی که دیروز در اوج قیمتها با ترس و دستپاچگی وارد بازار شده بودند، شبیه به دوش آب سرد بود.
مادری که دیروز طلای النگوی خود را فروخته بود تا پسانداز ریالیاش را به دلار تبدیل کند، امروز جلوی صرافی با حسرت به تابلوی دیجیتال نگاه میکرد؛ در مقابل، کسانی که سالهاست خاک بازار فردوسی را خوردهاند، پوزخندی به لب داشتند و این وضعیت را یک استراحت طبیعی پس از یک صعود نفسگیر میدانستند.
اما برای درک این فراز و فرودها، ابتدا باید پرسید که اصلا چه شد که دلار به این قلههای ۲۰۰ و چند ده هزار تومانی رسید و چرا امروز ناگهان ورق برگشت؟
نبض منفی در چهارراه استانبول؛ دلایل افت غیرمنتظره امروز پس از روزها یکهتازی
هیچ گرانی ناگهانی بدون بستر قبلی شکل نمیگیرد. واقعیت این است که جهش بزرگ دلار در هفتهها و ماههای گذشته محصول انباشت عوامل متعددی بود که دست به دست هم دادند.
ریشه اول و بنیادی گرانی دلار، ماشین توقفناپذیر رشد نقدینگی و تورم عمومی در کشور است. وقتی حجم پول در جامعه سال به سال با درصدهای دورقمی و سنگین رشد میکند اما تولید واقعی کشور همپای آن افزایش نمییابد، ارزش ذاتی پول ملی تحلیل میرود.
مردم عادی برای حفاظت از دسترنج زندگیشان ناچارند ریال خود را به داراییهایی تبدیل کنند که از گزند تورم در امان باشد؛ و چه کالایی در دسترستر و نقدشوندهتر از اسکناس دلار؟
این تقاضای محافظتی، دیواری محکم از خریداران خرد در بازار ساخته که با هر جرقه سیاسی یا اقتصادی بیدار میشوند.عامل دوم گرانی روزهای اخیر، آغاز فصل پاییز بود. مهرماه همیشه در تقویم تجارت و بازرگانی کشور ماه پرفشاری است.
واردکنندگان برای تامین کالاهای شب عید و خریدهای مواد اولیه صنعتی، نیازمند حجم سنگینی از ارز هستند. وقتی این تقاضای فصلی همزمان با تاخیر در تخصیص ارزهای نیمایی و تجاری رخ میدهد، شرکتها برای اینکه خط تولیدشان نخوابد یا از برنامهریزی جا نمانند، پنهانی وارد بازار آزاد میشوند.
همین خریدهای حجیم شرکتی بود که در ده روز گذشته مانند یک اهرم سنگین، قیمت دلار را پله به پله از کانال ۲۵۰ هزار تومان تا بالای ۲۷۰ هزار تومان پرتاب کرد.
از طرف دیگر، داغ شدن تنشهای منطقهای و اخبار مبهم بینالمللی هم به آتش انتظارات تورمی دمید و معاملهگران را به سمت احتکار ارز کشاند.اما اگر همه شرایط به نفع گرانی بود، چرا امروز چهارشنبه ۱۵ مهر دلار ناگهان چند کانال عقب نشست؟
نخستین عامل ریزش امروز، پدیدهای به نام «خستگی خریداران و شناسایی سود» است. وقتی قیمت یک دارایی ظرف چند روز جهش خیرهکنندهای تجربه میکند، بازیگران حرفهای بازار و نهنگهای ارزی میدانند که بازار توان کشش خریدهای نامحدود در اوج را ندارد.
مرز ۲۷۰ تا ۲۷۲ هزار تومان به یک سد روانی بسیار مستحکم تبدیل شده بود. دلالان بزرگی که دلارها را در کانالهای ۲۵۰ هزار تومان خریده بودند، امروز صبح حس کردند وقت نقد کردن سود رسیده است.
با عرضه سنگین این ارزها در بازار و پرهیز خریداران جدید از ورود در قیمتهای نجومی، توازن عرضه و تقاضا ناگهان به هم ریخت و قیمتها شروع به عقبنشینی کرد.
عامل دوم و بسیار حیاتی، ورود پرقدرت بازارساز یا همان بانک مرکزی به زمین بازی بود. بر اساس گزارشهای غیررسمی از دبی و هرات، بانک مرکزی از صبح امروز با افزایش حجم عرضه درهم در بازار ثانویه و تزریق بستههای ارزی هدفمند، سیگنال محکمی به سفتهبازان فرستاد.
تجربه نشان داده است که هرگاه حباب نرخ درهم دبی تخلیه شود، دلار تهران چارهای جز تسلیم ندارد.
همزمان، انتشار خبرهایی مبنی بر آغاز توافقهای بانکی جدید با چند شریک تجاری منطقه برای تسریع در بازگشت ارزهای صادراتی پتروشیمیها، موجی از تردید را در دل سفتهبازان ایجاد کرد و باعث شد تقاضاهای کاذب به سرعت از صفهای خرید عقب بنشینند.
آیا این عقبنشینی پایدار است یا آرامش قبل از طوفان؟
اکنون مهمترین پرسشی که در ذهن هر شنونده و خوانندهای شکل میگیرد این است: آیا دلار وارد یک کانال نزولی دائمی شده و باز هم ارزان میشود، یا این افت شش هزار تومانی تنها یک تنفس مقطعی برای خیز بعدی به سوی اعدادی بزرگتر است؟
برای پاسخ به این پرسش باید واقعبین بود و از نگاههای تکبعدی فاصله گرفت. در علم تحلیل بازار، به این افتها پس از رشدهای پرشتاب «اصلاح قیمتی» میگویند.
وقتی قیمتی سریع بالا میرود، بازار نیاز دارد برای چند روز اصطلاحا انرژی خود را تخلیه کند، دستهای ضعیف و ترسو را از بازی بیرون بیندازد و قیمت کف جدیدی برای خود بسازد. در افق بسیار کوتاه مدت، یعنی تا اوایل هفته آینده، انتظار کارشناسان این است که دلار در محدوده ۲۶۲ تا ۲۶۶ هزار تومان به یک آرامش و تعادل نسبی برسد.
اگر بانک مرکزی بتواند همین دستفرمان عرضه درهم در دبی را حفظ کند و اخبار سیاسی منفی جدیدی به بازار نرسد، حتی لمس کانال ۲۶۰ هزار تومان هم در روزهای آتی دور از ذهن نیست.اما وقتی دوربین را عقبتر میبریم و به تصویر بزرگتر و بلندمدت نگاه میکنیم، حقیقت دیگری خودنمایی میکند.
قیمت دلار یک متغیر مستقل و جداافتاده از کل اقتصاد نیست. قیمت دلار مثل یک آینه است؛ آینهای که کسری بودجه دولت، موانع تجارت خارجی، تورم عمومی و میزان دسترسی به درآمدهای ارزی را منعکس میکند.
تا زمانی که درآمدهای نفتی و غیرنفتی کشور نتواند به شکل کاملا روان و بدون هزینه به چرخه رسمی وارد شود و تا زمانی که رشد حجم نقدینگی در سیستم بانکی کنترل نگردد، فشار ساختاری برای افزایش ارزش ارزهای خارجی همچنان زیر پوست اقتصاد زنده خواهد ماند.
بنابراین، این کاهش قیمت امروزی هرچند تسکینی موقت برای التهاب بازار و ترمز روانی خوبی برای آرام کردن مردم است، اما به معنای معجزه یا بازگشت دلار به قیمتهای سالهای گذشته نخواهد بود.
تاریخ چند دهه اخیر بازار ارز ایران درس روشنی به ما داده است: فنر ارز برای مدتی با ارزپاشی و کنترل پلیسی فشرده میشود، اما اگر موتورهای اصلی تولید تورم خاموش نشوند، این فنر دیر یا زود راهی برای باز شدن پیدا میکند.
در این میان، رفتار مردم عادی که نه رانت ارزی دارند و نه به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند، تعیینکنندهترین بخش ماجراست.
بزرگترین اشتباهی که افراد ناآگاه مرتکب میشوند، خرید کردن در روزهای اوج هیجان و فروش در روزهای ریزش موقت است.
وقتی تابلوی صرافیها روز گذشته روی ۲۷۱ هزار تومان ایستاده بود، صدها نفر با شتاب و اضطراب ریالهایشان را تبدیل به دلار کردند؛ غافل از اینکه دقیقا در بالاترین نقطه موج در حال خرید هستند و با ریزش امروز، در کمتر از ۲۴ ساعت میلیونها تومان زیان به خود وارد کردند.
از طرف دیگر، کسانی که امروز با ترس از ادامه ریزش، دلارهای اندک خود را در کف ۲۶۴ هزار تومان حراج میکنند، ممکن است فردا با بازگشت دوباره بازار دچار پشیمانی شوند.
توصیه کارشناسان باسابقه همواره این بوده است که خرید هیجانی در قلهها و فروش سراسیمه در کفها، تنها جیب دلالان حرفهای را پر میکند. اگر پولی دارید که برای هزینههای روزمره، اجاره خانه یا خریدهای ضروری ماههای آینده به آن نیاز دارید، هرگز نباید آن را وارد این قمار پرنوسان کنید.
بازار ارز به شدت به مویرگ اخبار سیاسی و تصمیمات ناگهانی متصل است و هر چرخش جزئی میتواند سرمایههای خرد را بسوزاند.
در نهایت، پرونده بازار ارز در چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵ با ثبت قیمت ۲۶۵ هزار و ۵۰۰ تومان برای دلار آزاد بسته شد؛ روزی که نشان داد اگرچه بادبادک قیمتها تمایل عجیبی به اوجگیری دارد، اما هنوز نیروی جاذبه واقعیتهای عرضه و بازیگری بانک مرکزی میتواند در مقاطعی مانع از پرواز بیقاعده آن شود.
بیشتر بخوانید:۱۷ میلیارد دلار مجوز سرمایهگذاری، فقط ۱ میلیارد دلار ورود
خیابان فردوسی امشب با چراغهای خاموش صرافیها به خواب میرود، در حالی که همه منتظرند ببینند آیا روز شنبه این عقبنشینی ادامه پیدا میکند یا بازارساز باید برای موج بعدی تقاضا سنگرهای جدیدی بنا کند.
تا رسیدن به ثبات پایدار اقتصادی، این بازی موش و گربه میان خریداران مضطرب، دلالان تیزچنگ و سیاستگذاران ارزی همچنان پرکششترین نمایش اقتصاد ایران باقی خواهد ماند.





آژانس خلاقیت کوانتا