به گزارش پول نیوز ، جدیدترین گزارش نت بلاکس نشان میدهد که در ساعت ۱۰۸۰، قطعی اینترنت در ایران همچنان به زندگی و معیشت مردم آسیب میرساند و این کشور وارد چهل و ششمین روز عدم دسترسی بینالمللی خود میشود.
در شرایطی که کشور در وضعیت حساس امنیتی و حتی در آستانه یا متن یک درگیری قرار میگیرد، تصمیمگیری درباره زیرساختهای حیاتی، از جمله اینترنت، به یکی از پیچیدهترین و در عین حال تعیینکنندهترین حوزههای سیاستگذاری تبدیل میشود. در چنین فضایی، روایتهایی که برای توجیه محدودسازی یا قطع اینترنت مطرح میشوند، معمولاً بر مفاهیمی مانند «امنیت»، «مدیریت بحران» یا «کنترل تهدید» تأکید دارند. اما اگر این ادعاها را با نگاهی فنی، اقتصادی و تجربی بررسی کنیم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد؛ تصویری که نشان میدهد قطع گسترده اینترنت، نهتنها لزوماً به افزایش امنیت منجر نمیشود، بلکه میتواند پیامدهای معکوس و پرهزینهای ایجاد کند.
یکی از رایجترین استدلالها این است که محدودسازی اینترنت، برای جلوگیری از نفوذ به سامانههای حیاتی مانند بانکها، زیرساختهای مالی یا خدمات دولتی ضروری است. این در حالی است که در معماری استاندارد امنیت سایبری، این دسته از زیرساختها اصولاً نباید وابستگی مستقیمی به اینترنت عمومی داشته باشند. در اغلب کشورها، سامانههای حیاتی روی شبکههای تفکیکشده، دیتاسنترهای اختصاصی و لایههای متعدد کنترل دسترسی فعالیت میکنند.
بر اساس گزارشهای نهادهایی مانند World Bank و OECD، مهمترین عوامل در امنیت این سیستمها شامل مدیریت دسترسی، بهروزرسانی مداوم، مانیتورینگ، و ساختار صحیح شبکه است، نه صرفاً اتصال یا عدم اتصال اینترنت عمومی. به بیان دیگر، اگر یک سامانه حیاتی دچار آسیبپذیری باشد، این ضعف معمولاً به طراحی داخلی، سیاستهای دسترسی یا ضعف در بهروزرسانیها بازمیگردد، نه به دسترسی عمومی کاربران به اینترنت.
نکته مهمتر اینکه قطع یا محدودسازی اینترنت میتواند فرآیندهای حیاتی امنیتی مانند دریافت پچهای نرمافزاری، بهروزرسانی امضاهای امنیتی و همگامسازی با پایگاههای داده تهدیدات را مختل کند. این موضوع در ادبیات امنیت سایبری بهعنوان یکی از ریسکهای «ایزولهسازی ناخواسته» شناخته میشود؛ وضعیتی که در آن سیستمها بهجای امنتر شدن، بهمرور در برابر تهدیدات جدید آسیبپذیرتر میشوند.
استدلال دوم، جلوگیری از ارتباط بازیگران مخرب از طریق قطع یا محدودسازی اینترنت است. در نگاه اول، این استدلال منطقی به نظر میرسد، اما تجربههای جهانی نشان میدهد که چنین محدودیتهایی عمدتاً بر کاربران عادی اثرگذار است، نه بر گروههای سازمانیافته.
گزارشهای منتشرشده توسط Access Now نشان میدهد که در سال ۲۰۲۳ بیش از ۳۰۰ مورد قطع یا اختلال عمدی اینترنت در جهان ثبت شده است. در اغلب این موارد، گروههای هدف همچنان از ابزارهای جایگزین مانند شبکههای اختصاصی، ارتباطات رمزگذاریشده، یا حتی فناوریهای ماهوارهای برای حفظ ارتباط استفاده کردهاند، در حالی که کاربران عادی و کسبوکارها بیشترین آسیب را متحمل شدهاند.
این الگو نشان میدهد که محدودسازی اینترنت، بیشتر از آنکه یک ابزار دقیق برای مهار تهدیدات باشد، یک ابزار گسترده با اثرات جانبی بالا است؛ ابزاری که هزینه آن بهطور نامتناسب بر دوش جامعه و اقتصاد قرار میگیرد.
در ادبیات جدید مدیریت بحران، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا صرفاً ارتباطی تلقی نمیشود، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی کشورها محسوب میشود؛ مشابه برق، آب یا شبکه حملونقل.
در شرایط جنگی یا بحران، وابستگی به اینترنت نهتنها کاهش نمییابد، بلکه افزایش پیدا میکند. مردم برای دریافت اطلاعات لحظهای، یافتن مسیرهای امن، ارتباط با خانواده، دسترسی به خدمات درمانی و حتی هماهنگیهای اولیه، به اینترنت متکی هستند. قطع این دسترسی میتواند باعث افزایش عدم قطعیت، گسترش شایعات و حتی اختلال در تصمیمگیریهای حیاتی شود.
بیشتر بخوانید:منابع وام مسکن به خسارتدیدگان جنگی تامین شد/ پرداخت در اولویت بانکها
از منظر اقتصادی نیز، اهمیت اینترنت در ایران طی سالهای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. برآوردها نشان میدهد سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی کشور به حدود ۶ تا ۷ درصد رسیده و میلیونها نفر بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم از این فضا ارتزاق میکنند. تجربه اختلالات اینترنتی در سالهای گذشته نیز نشان داده که هر روز قطعی گسترده میتواند دهها میلیون دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم به کسبوکارها وارد کند.
این موضوع در گزارشهای NetBlocks نیز تأیید شده است؛ جایی که برآورد میشود قطعی اینترنت در برخی کشورها، روزانه هزینههایی در مقیاس دهها تا صدها میلیون دلار ایجاد کرده است.





آژانس خلاقیت کوانتا