Search

در باب نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد  چیزی شبیه به انتظار باران در کویر لوت !

لعنتی چرا بازنشست نمی‌شوی؟

دکتر پزشکیان به درستی اشاره کرد که طبق منطق قرآن، پاداش باید ده برابر عمل صالح باشد، اما در سیستم ما، گاهی برعکس است؛ آنکه خوب کار می‌کند با بی‌مهری رانده می‌شود و آنکه مسئولیت‌گریز است، پاداش‌های مضاعف می‌گیرد. این برابری کاذب میان خادم و خائن به مسئولیت، بزرگترین سمی است که انگیزه را در پیکره کارمندی می‌کشد.
در حالی که فیلم سخنرانی رئیس‌جمهور در همایش سازمان برنامه و بودجه از ضرورت استقرار نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد را از شبکه خبر تماشا می کردم ، در همان صبح سرد زمستانی تجربه تلخ و تکراری  را از ذهنم عبور می دادم ۲۵ سال خدمت و دلسوزی برای کسب تجربه در عرصه سخت سازمانی و حالا در توهم مدیر رسانه ای و روابط عمومی همان مجموعه ای که برایش فعل جان و آبرو را صرف کردم آن طرف گوشی پایتخت نشین مدعی ، نه تنها پاداشی بر پیگیری و ایده هایم نمی دهد بلکه بارها با جملاتی چون «لعنتی چرا بازنشست نمی‌شوی؟» و «تو فقط دردسری» مواجه شدم. این برخوردها نه تنها روحیه نوآوری، پیگیری تثبیت یک ایده را خفه می‌کند بلکه انگیزه اصلاح فرایند را به قعر ناامیدی می‌کشاند.
متأسفانه در ساختار اداری ما، سکوت و بی‌عملی فضیلتی شده و آنکه صدایش بلندتر است یا روابطش مناسب‌تر، صاحب کرسی و پاداش است. دلسوزان و فعالان صادق به عنوان مخل نظم برچسب می‌خورند و این بزرگ‌ترین سم برای کارمندی است که باید پیشگام تحول باشد.رئیس سازمان اداری و استخدامی به درستی می‌گوید: عبور از معیار حضور فیزیکی به کیفیت عملکرد، کلید موفقیت است. اما واقعیت این است که در بستر سنگین مافیایی، امید به تحقق این وعده چیزی جز «انتظار باران در کویر لوت» نیست.تا زمانی که ساختارهای غیرشفاف و بی‌انگیزه کنار نروند و نگاه‌ها به جای تشویق خلاقیت، آن را تهدید بدانند، هر تغییری راه به جایی نخواهد برد. باید باور کنیم که نظام اداری نیازمند انقلابی واقعی در نگرش، ارزیابی و پاداش است تا دیگر هیچ کارمند دلسوزی به خاطر صداقت و تلاش خویش طرد نشود.

به گزارش پول نیوز ،
فیلم حرف‌های رئیس‌جمهور مبنی بر ضرورت استقرار نظام پرداخت مبتنی بر عملکرد را در سایت دولت را باز مرور کردم  و  آن را، بارقه‌ای از امید در سیستم فربه اداری یافتم . اما تا زمانی که سایه سنگین نگاه‌هایی که دغدغه‌مندی را دردسر می‌بینند و کارمند پویا را با پتک  دسمال کش ، ماله کش ….سرکوب می‌کنند، این تحول به سختی رخ خواهد داد.

بیشتر بخوانید   رئیس جمهور از سازمان برنامه و بودجه کشور بازدید کرد

ما برای عبور از این وضعیت، به همان همدلی و نگاه علمی که رئیس‌جمهور بر آن تاکید کرد نیاز داریم. باید بپذیریم که لذت رفع غم از چهره مراجعه‌کننده، تنها زمانی محقق می‌شود که ساختار اداری، فرد دلسوز را تشویق کند، نه اینکه او را بابت تلاشش ملامت نماید. وقت آن رسیده است که نظام اداری ما از این پیکره تنبل و گریزان از تغییر عبور کند تا دیگر هیچ کارشناس دلسوزی در پاسخ به طرح‌های اصلاحی‌اش، مغضوب مافیای اداری نشود .

رفیع‌زاده، رئیس سازمان اداری و استخدامی، برای عبور از این بحران و رفع این مشکل را این گونه با برنامه ای تدوینی تبیین می کند
 عبور از ساعت حضور به سوی کیفیت عملکرد اصلی‌ترین پیام این تحول، تغییر معیار پرداخت‌ها از سابقه و صرفاً حضور فیزیکی به خروجی‌های کیفی و عملکرد واقعی است. هدف این کار ایجاد ارتباط منطقی میان تلاش، نتیجه و پاداش است تا انگیزه و مسئولیت‌پذیری کارکنان افزایش یابد.

تومور بدخیم اداری؛ زوال تدریجی نسل تلاشگر و خلاق
نظام عملکردی واقعی، نیازمند شفافیت و سنجش‌پذیری است؛ دو عنصری که بزرگ‌ترین دشمنان ساختارهای مافیایی محسوب می‌شوند. در اداره‌ای با روند لاک‌پشتی، شاخص‌های ارزیابی عملکرد چنان طراحی می‌شوند که راه را برای تفسیرهای سلیقه‌ای باز می‌گذارند. وقتی وفاداری به افراد جایگزین وفاداری به سازمان و تخصص می‌شود، نظام پرداخت حقوق تبدیل به ابزاری برای ساکت کردن منتقدان و پاداش دادن به بله‌قربان‌گوها می‌گردد.کارمند تلاشگر در این میان تنها هزینه فرصت خود را از دست می‌دهد؛ او می‌فهمد که نبوغش در حال تبدیل شدن به پله‌ای برای کسانی است که حتی الفبای آن حوزه را نمی‌دانند.
تومور بدخیم کارمندان بی‌خاصیت
تورم نیروی انسانی در بخش‌های اداری گاه به شکلی سرطانی عمل می‌کند. حضور افرادی که صرفاً برای پر کردن فضا و دریافت حقوق‌های کلان بدون خروجی ملموس استخدام شده‌اند، اتمسفر محیط کار را مسموم می‌کند. این افراد، کلفت‌شده در سایه ندانم‌کاری مدیریتی، سد بزرگی در برابر اصلاحات و پیشرفت سازمانی ایجاد می‌کنند.کارمند بیکار و بی‌هدف وقت خود را صرف حاشیه‌سازی، شایعه‌پراکنی و تخریب نیروهای توانمند می‌کند؛ زیرا درخشش یک نیروی خلاق، ناتوانی و تاریکی او را نمایان می‌سازد. در چنین شرایطی، سیستم به سمتی می‌رود که متوسط بودن و بی‌خاصیت بودن، امن‌ترین استراتژی برای بقا شود.
مرگ نسل منصف و تلاشگر
آنچه امروز به سوگ آن نشسته‌ایم، از دست رفتن نسلی است که با اخلاق حرفه‌ای وارد میدان کار شد. نسلی که باور داشت «برکت در کار است» و «حق‌الناس» را در گرو ثانیه‌های حضور و تلاش خود می‌دید. این کارمندان وقتی با دیوار سرد بی‌تفاوتی مدیریتی و تقسیم ناعادلانه منابع روبه‌رو می‌شوند،دو راه پیش رو دارند: یا به انزوا و افسردگی پناه ببرند و تبدیل به رباتی اداری شوند یا عطای سازمان را به لقایش ببخشند و مهاجرت داخلی یا خارجی را انتخاب کنند.خروج نخبگان اداری، همان عاملی است که سازمان را به سمت فروپاشی تدریجی اما قطعی می‌برد. شکافی که بین تلاش و پاداش ایجاد شده، ریشه هرگونه تعلق سازمانی را خشک می‌کند.بازخوانی مفهوم مافیای اداریمافیای اداری تنها به معنای قاچاق یا جرم سازمان‌یافته نیست؛ بلکه نمایانگر شکل‌گیری حلقه‌های بسته نفع‌رسانی است؛ جایی که اطلاعات صرفاً میان خودی‌ها رد و بدل می‌شود، فرصت‌های آموزشی و ارتقاء مخصوص افراد خاص است و پروژه‌های حساس به کسانی سپرده می‌شود که «سرشان را به باد ندهند» نه به بلندپروازانی که «کار را به بهترین نحو انجام می‌دهند».در چنین فضای مسمومی، خلاقیت صدای مزاحم تلقی می‌شود. کارمند خلاق می‌گوید: «بیایید این راه قدیمی و پرهزینه را تغییر دهیم.» مافیای اداری پاسخ می‌دهد: «این راه قدیمی نان خیلی‌ها را تامین می‌کند؛ پس ساکت باش!»عبور از بن‌بست یا پذیرش زوال؟برای خروج از این وضعیت، دیگر نسخه‌های سطحی و بخشنامه‌های اخلاقی کارآمد نیست. اصلاح ساختاری که در آن کارمندان بی‌خاصیت به بهای ذبح خلاقان، فربه شده‌اند، نیازمند جراحی دردناک است
 شفافیت مطلق مالی و عملکردی:
تا زمانی که معیار ارتقاء و پرداخت پشت درهای بسته تعیین شود، مافیا پیروز است.– بازنگری در امنیت شغلی متکی بر تنبلی: امنیت شغلی باید برای فرد توانمند باشد، نه کسی که تخصصش صرفاً حضور فیزیکی است.
 کوچک‌سازی واقعی: حذف سلول‌های مرده (کارمندان بی‌خاصیت) از بدنه ادارات برای بازشدن فضای تنفس نیروهای تلاشگر.
اگر این نظام ناعادلانه تداوم یابد، آینده ادارات چیزی جز گورستان استعدادها نخواهد بود؛ جایی که خلاقیت دفن شده و تنها بوروکراسی لاک‌پشتی و فساد ساختارمند رشد می‌کند. باید به ارزش نبوغ و عرق جبین بازگردیم، پیش از آنکه آخرین تلاشگر اتاقش را خاموش کند و برود.تنها زمانی امید بازمی‌گردد که کار بیش از ارتباط و خلاقیت بیش از تبعیت کورکورانه ارج نهاده شود. در غیر این صورت، با نسلی از نیمه‌زندگان اداری مواجه می‌شویم که تنها هنرشان انتظار برای ساعت خروج و دریافت حقوق بی‌ثمر است.

در یک اداره لاک‌پشتی، شاخص‌های ارزیابی عملکرد به گونه‌ای طراحی می‌شوند که راه را برای تفسیرهای سلیقه‌ای باز بگذارند. وقتی وفاداری به شخص جایگزین وفاداری به سازمان و تخصص می‌شود، نظام پرداخت به ابزاری برای ساکت کردن منتقدان و پاداش دادن به بله‌قربان‌گوها تبدیل می‌گردد. کارمند تلاشگر در این میان، تنها هزینه فرصت خود را از دست می‌دهد. او می‌فهمد که نبوغ او در حال تبدیل شدن به پله‌ای برای کسانی است که حتی الفبای آن حوزه را نمی‌دانند.
 

پانوشت:در حال ویرایش این یادداشت بودم که دوست شاعری تماس گرفت و پرسید امروز چه روزی است؟ گفتم مناسبت خاصی ندارد. گفت: قدرنشناسی کردی، امروز سالروز فوت سردار خرم، استاندار اسبق آذربایجان شرقی است. ادامه شعر را از گوشی او نشنیدم، چون صدای همهمه مراسم معارفه و درد یک سیلی در گوشم پیچید.گفتند کسی که سیلی زد، زمانی از کارمندان و پرسنل مجموعه زین العابدین خرم بود و نارضایتی از وضعیت حقوق و ارتقاء سازمانی داشت. تومور بد خیمی یک سیستم غلط که شخصیت قوی یک استانداری خاص را متزلزل کرد ،  همیشه فکر می‌کردم همان سیلی بی‌رحمانه، جان سردار خرم را گرفت.

شاهرخ احمدزاده

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

گاهش خاموشی
سازمان حمایت از مصذف کننده
آخرین اخبار