به گزارش پول نیوز ، استان گلستان، تابلویی از وفور نعمت است؛ از خاکهای مرغوب تا همجواری با بازارهای آسیای میانه. اما در پس این نقاب سرسبز، حقیقتی آماری و تلخ نهفته است: نزدیک به نیمی از جمعیت استان در دهکهای درآمدی یک تا سه جای دارند. این شکاف عمیق، بیش از آنکه یک اتفاق تصادفی باشد، محصول تله فقر منطقهای و یک الگوی اقتصادی استخراجی است که دهههاست گلستان را در دایره بستهی تولید ماده خام و صدور ارزش افزوده محبوس کرده است.
دادههای کلان اقتصادی، واقعیتی تکاندهنده را روایت میکنند، سهم گلستان از تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور، با وجود سهم جمعیتی قابلتوجه، همواره بین ۱.۱ تا ۱.۳ درصد در نوسان بوده است، سؤال اینجاست چرا استانی با این ظرفیتهای بینظیر، چنین سهم اندکی از کیک اقتصاد ملی دارد؟ کارشناسان معتقدند پاسخ این سوال را باید در نظام مبادله نابرابر جستجو کرد.
مجید دهنوی، دکترای مدیریت و کارشناس مسائل اقتصادی با بیان اینکه اقتصاد گلستان، تأمینکننده ماده خام ارزان برای صنایع مرکزی کشور است در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در حالی که بخش بزرگی از نیروی کار استان در بخش کشاورزیِ خردهمالک و سنتی مستقر است، ارزشافزوده واقعی نه در مزرعه، بلکه در حلقههای پسین هم چون صنایع فرآوری، برندینگ و بازارسازی شکل میگیرد؛ حلقههایی که در جغرافیاهای دیگر مستقر هستند.
وی افزود: در واقع، گلستان هزینههای تولید شامل فرسایش خاک و نابودی منابع آب را میپردازد و استانهای دیگر سود خالص را برداشت میکنند.
حکمرانیِ تکلیفمحور در مقابل توسعهمحور
دکترا مدیریت ادامه داد: آسیبشناسی مدیریتی نشان میدهد مدیریت استان در دهههای گذشته، بیش از آنکه بر تولید ثروت پایدار برای بومیان تمرکز کند، درگیر ایفای نقش ستادی در امنیت غذایی ملی بوده است. این نگاه تکلیفمحور، اگرچه به تأمین امنیت غذایی کشور کمک کرده، اما زیرساختهای زیستی گلستان را مستهلک و جامعه روستایی را به دهکهای پایین درآمدی پرتاب کرده است.
دهنوی خاطرنشان کرد: وقتی در شورای برنامهریزی استان، به جای تمرکز بر مگاپروژههای پیشران و آمایش فضایی، اعتبارات به شکل قطرهچکانی میان پروژههای خرد توزیع میشود، خروجی جز روزمرگی مدیریتی و فرصتسوزی نخواهد بود، پروژههایی مانند منطقه آزاد اینچه برون یا پتروشیمی، به جای آنکه لوکوموتیو توسعه باشند، سالها در راهروهای بوروکراسی زمینگیر شدند.
وی با بیان اینکه یکی از نقاط کور تحلیلهای معمول، شبکه بانکی است، افزود: نسبت مصارف به منابع در گلستان گویای آن است که پساندازهای مردم استان به جای گردش در چرخههای تولیدی محلی، از مرزهای اقتصادی استان خارج شده و در کانونهای صنعتی دیگر سرمایهگذاری میشوند و این فقر نقدینگی، مانع بزرگی برای رشد بنگاههای کوچک و متوسط در استان است که میتوانستند بار اصلی اشتغال و توسعه را به دوش بکشند.
مسیر خروج از بنبست با تغییر پارادایم مدیریتی
به گفته دهنوی برای خروج این تله، نسخههای مسکّن راهگشا نیست و تغییر پارادایم مدیریتی در سه محور گذار از کشاورزی معیشتی به صنعتی، تغییر کارکرد ژئو اکونومیک و بازنگری در شاخص های ارزیابی مدیران الزامی است.
وی توضیح داد: مشروطسازی هرگونه حمایت دولتی به ایجاد زنجیره ارزش ختم شود یعنی کشاورز باید بخشی از صنعت باشد، نه فقط تأمینکننده ماده خام.
بیشتر بخوانید:دهکهای محروم در نگارستان؛ محصول نگاه فرسایشی مدیران به جای خلق ثروت
هم چنین اینچه برون باید از یک پایانه اداری به یک بارانداز لجستیک و پردازش مجدد برای بازارهای منطقه تبدیل شود و در نهایت تا زمانی که مدیران بر اساس حجم کارهای روتین ارزیابی شوند، انگیزهای برای ریسکپذیری در جذب سرمایهگذاری یا تکمیل زنجیرههای ارزش ایجاد نخواهد شد.




آژانس خلاقیت کوانتا