به گزارش پول نیوز ، تشدید تنشها میان ایران و امریکا در هفته های گذشته که هسته اصلی آن به کنترل تنگه هرمز بازمیگردد، با گسترش حملات هوایی نقطهزن آمریکا به زیرساختهای جنوب ایران، شامل پلها، تونلها، راهآهن، تأسیسات برق، آبشیرینکنها و زنجیره انرژی، همراه شد. این اقدامات که فراتر از اهداف صرفاً نظامی بودند، پرسشهای اساسی را درباره اهداف استراتژیک بلندمدت واشنگتن، مطرح می کند.
هدف اعلامشده فرماندهی مرکزی آمریکا، که در بیانیههای رسمی بارها تکرار شده، «تخریب قابلیتهای همهجانبه ایران برای تهدید کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز» بوده است. این هدف ظاهراً محدود، شامل نابودی رادارهای ساحلی، پایگاههای موشکی دوربرد، پهپادهای تهاجمی و قایقهای تندرو میشود.
اما حملات سیستماتیک به پلها و تونلها، که از سوی برخی تحلیلگران مستقل به عنوان «هدفگیری توان جابهجایی و بازیابی نیرو» توصیف شده، لایهای عمیقتر و فراگیرتر را آشکار میسازد تا امریکایی ها بتوانند با جلوگیری از جابهجایی مجدد نیروهای واکنش سریع، انتقال محمولههای مهمات و تجهیزات سنگین، و بازسازی سریع تهدیدهای ازدسترفته، از بازسازی توان مقاومت ایران جلوگیری کنند.
به همین دلیل، تحلیلگران ارشد مسائل نظامی بر این باورند که با تخریب این زیرساختها، زمان پاسخ ایران به هرگونه تحرک جدید آمریکایی، از چندین ساعت به چندین روز افزایش خواهد یافت و هزینههای هر عملیات، به مراتب بیشتر از پیش خواهد شد.
این استراتژی که ریشه در آموزههای جنگهای مدرن منطقه دارد، بر این اصل استوار است که برتری هوایی بهتنهایی کافی نیست؛ باید زنجیره تأمین دشمن را از ریشه قطع کرد تا هرگونه تهدید آینده، پیش از تولد، خنثی گردد.
در چنین شرایطی شرکت های استراتژیکی مانند شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران با ترسیم چشم انداز پیش رو خود را برای همه سناریوهای موجود آماده کرده است.
در واقع شرکتهایی مانند شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران وظایفی فراتر از مهندسی معمولی دارند. در صورت بروز حمله به زیرساختهای دریایی مانند سکوها، ترمینالهای نفت و گاز یا بنادر، این شرکتها مسئولیتهای ویژه ای دارند.
ارزیابی سریع خسارت و بررسی میزان آسیب به سازههای زیردریایی و سکوها،عملیات بازسازی اضطراری و استفاده از شناورهای سنگین و تجهیزات تخصصی برای تثبیت سازههای آسیبدیده جهت جلوگیری از نشت مواد آلاینده یا فروپاشی کامل و همچنین بازسازی زیرساختهای حیاتی و بازگرداندن سریع توان عملیاتی به سکوهای استخراج انرژی که ستون فقرات اقتصاد هستند از جمله مهم ترین اقداماتی است که شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران در چنین شرایطی انجام می دهد.
نکته مهم اینکه بازسازی زیرساختهای دریایی پس از یک حمله، بسیار دشوارتر از ساختوسازهای عادی است.در چنین شرایطی احتمال وجود مینهای دریایی یا پاتکهای احتمالی در حین عملیات بازسازی وجود دارد و به همین دلیل نیاز به استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته مانند غواصهای رباتیک ضروری است.
این شرکت با طراحی سازه های تاب آور و استفاده از استانداردهای مهندسی فراتر از حالت عادی برای طراحی سکوها و خطوط لوله که در برابر شوکهای فیزیکی (انفجار) یا تغییرات فشار ناگهانی مقاوم باشند.
همچنین این شرکت با ایجاد ذخایر استراتژیک قطعات و نگهداری قطعات کلیدی و حساس که جایگزینی آنها در زمان جنگ یا بحران دشوار است تلاش می کند در شرایط بحرانی وضعیت را مدیریت کند.
شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران با انجام تستهای مهندسی و تمرینهای عملیاتی برای آمادگی در مواجهه با سناریوهایی مانند از دست رفتن ناگهانی یک سکوی استخراج یا شکستگی خط لوله در عمق زیاد شرایط را مدیریت می کند.
نکته مهم اینکه اولین اولویت مهندسی، جلوگیری از بحران بزرگتر است. مثلاً جلوگیری از نشت نفت یا فروپاشی کامل یک سازه که میتواند منجر به بحران زیستمحیطی یا از دست رفتن کامل سرمایه شود.
بیشتر بخوانید:آمادگی شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران برای احتمال حمله نظامی / مدیریت استراتژیک بحران و طراحی مدل تابآوری چندلایه
شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران تنها یک شرکت تجاری نیست؛ بلکه یک بازوی اجرایی برای اقتصاد ملی است و توانایی این شرکت در مدیریت بحران، مستقیماً با امنیت انرژی و پایداری اقتصادی کشور در برابر تهدیدات خارجی پیوند خورده است. به همین دلیل نیز موفقیت این کشور در عبور از بحران ها به منزله موفقیت و تقویت اقتصادی ملی خواهد بود.




آژانس خلاقیت کوانتا