Search

 چالش‌های گزارشگری در فضای اجتماعی ، سیاسی ایران

رسانه‌ها در آتش اغتشاش

در دنیایی که خبر، از یک ابزار اطلاع‌رسانی به یک سلاح تأثیرگذار در شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل شده، نقش رسانه‌ها در شرایط بحرانی به‌ویژه در زمان اغتشاشات و اعتراضات خیابانی تنها محدود به انتقال خبر نیست؛ بلکه شامل مسئولیت‌های اخلاقی، اجتماعی و حتی ملی است. ایران، با تاریخی پر از تحولات اجتماعی و سیاسی، همواره شاهد این واقعیت بوده که رسانه‌ها چه دولتی، چه مستقل، چه دیجیتال در لحظات بحران، به عنوان آینه‌ای از واقعیت یا میانجی تحریک عمل می‌کنند.
،به بررسی عمیق نقش رسانه‌ها در سه مرحله اصلی پیش از اغتشاش، حین اغتشاش، و پس از اغتشاش می‌پردازد. این تحلیل، نه تنها به دنبال ارزیابی عملکرد رسانه‌هاست،بلکه به دنبال ترسیم یک چارچوب اخلاقی و حرفه‌ای برای گزارشگری مسئولانه در فضای اجتماعی سیاسی ایران است.
بخش اول: رسانه‌ها در پیش‌زمینه اغتشاش بین تبیین و تحریک
در ابتدا، باید به این نکته توجه کرد که هیچ اغتشاشی بدون زمینه‌ای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی رخ نمی‌دهد. رسانه‌ها، در این مرحله، وظیفه اصلی خود را در تبیین علل و ارائه دیدگاه‌های چندگانه می‌بینند. اما در عمل، این وظیفه به دلیل فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی، به شدت دچار انحراف می‌شود.در رویدادهای اخیر به‌ویژه در برخی شهرهای کوچک و میانی که در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ شاهد تجمعات خیابانی بودند رسانه‌های معتبر، تلاش کردند تا دلایل اعتراضات را از جمله مشکلات اقتصادی، نارضایتی از خدمات عمومی، و حتی احساس ناتوانی در ارتباط با مسئولان به صورت بی‌طرفانه گزارش کنند. اما در کنار این گزارش‌ها، برخی رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، با استفاده از تصاویرانتخابی، دست‌کاری شده یا بدون زمینه، به تحریک افکار عمومی پرداختند.در اینجا، چالش اصلی رسانه‌ها، تعادل بین اطلاع‌رسانی و تحریک است. رسانه‌ای که تنها به گزارش خشونت و آشوب بسنده کند، نه تنها به حل مسئله کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است به گسترش آن دامن بزند. از سوی دیگر، رسانه‌ای که تمامی دلایل اعتراض را نادیده بگیرد، نه تنها از مسئولیت اجتماعی خود فرار می‌کند، بلکه اعتماد مخاطبان را از دست می‌دهد.
بخش دوم: رسانه‌ها در حین اغتشاش
در لحظاتی که خیابان‌ها داغ می‌شود و خشونت و آشوب به اوج می‌رسد، رسانه‌ها باید به عنوان پدافند اخلاقی عمل کنند. این پدافند شامل چهار ستون اصلی است: افشای عوامل اصلی، مقابله با اطلاعات نادرست، تأکید بر ارزش‌های انسانی، و هوشیاری در برابر تحریک.در رویدادهای اخیر، برخی رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های دولتی تلاش کردند تا عوامل اغتشاشات را از جمله گروه‌های خارجی، عوامل داخلی تحریک‌کننده، و حتی افرادی که به دنبال سوءاستفاده از اعتراضات هستند شناسایی و افشا کنند. این کار، اگرچه از نظر سیاسی مورد حمایت قرار گرفت، اما از نظر اخلاق رسانه‌ای، به دلیل عدم ارائه شواهد کافی مورد انتقاد قرار گرفت.در مقابل، برخی رسانه‌های مستقل و دیجیتال، تلاش کردند تا با ارائه تصاویر و گزارش‌های زنده، به اطلاع‌رسانی بپردازند. اما در این میان، چالش اصلی،مقابله با اطلاعات نادرست بود.در این مرحله، رسانه‌های معتبر، باید با تأکید بر ارزش‌های انسانی از جمله احترام به جان و مال مردم، ترویج صلح و مدارا، و محکومیت خشونت به حفظ آرامش جامعه کمک کنند. اما در عمل، این امر به دلیل فشارهای سیاسی و اجتماعی، به شدت دچار چالش می‌شود.
بخش سوم: رسانه‌ها پس از اغتشاش
پس از پایان اغتشاشات، رسانه‌ها وظیفه اصلی خود را در ترمیم جامعه و بازسازی اعتماد می‌بینند. این وظیفه شامل چهار بخش اصلی است:
گزارش‌دهی در مورد آسیب‌ها و رسانه‌های ملی، به‌ویژه صدا و سیما، در چنین شرایطی نه تنها یک کانال اطلاع‌رسانی، بلکه یک بازیگر کلیدی در شکل‌دهی به افکار عمومی، مدیریت بحران و بازسازی اعتماد اجتماعی هستند. تحلیل شما از نقش آن‌ها در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بسیار دقیق و جامع است.چیزی که در این تحلیل برجسته است، این است که رسانه‌ها می‌توانند هم آینه باشند یعنی بازتاب‌دهنده واقعیت‌ها و هم چراغ راه یعنی هدایت‌کننده جامعه به سمت ثبات و بازسازی. اما این دو نقش گاهی با هم در تضادند: وقتی رسانه فقط روایت رسمی را تکرار کند، ممکن است از اعتماد عمومی کاسته شود؛ و وقتی فقط بر خشونت و آسیب تمرکز کند، ممکن است جامعه را به سمت ترس و انزوا سوق دهد.
در دی ماه ۱۴۰۴، اگرچه پدافندی عامل (مثل محدود کردن پوشش تصویری و انتشار اعلان‌های اضطراری) به کاهش تنش کمک کرد، اما پدافندی غیرعامل به‌ویژه تقویت روایت ملی و آموزش شهروندی می‌توانست نقش بزرگتری در بازسازی اعتماد و ایجاد گفت‌وگوی ملی ایفا کند. اینجاست که رسانه‌ها می‌توانند از یک ابزار کنترلی به یک فضای گفت‌وگویی تبدیل شوند جایی که نه فقط صدای دولت، بلکه صدای شهروندان، خانواده‌ها، کارشناسان و حتی معترضان نیز شنیده شود.در پساآغتشاشات، اقداماتی مثل بازسازی فیزیکی و ارزیابی حقوقی ضروری هستند، اما بدون پیام‌رسانی شفاف و حمایت روانیاثرات عمیق‌تر بحران مثل اعتمادشکنی، ترس و خنثی‌سازی باقی می‌ماند. اینجاست که رسانه‌ها می‌توانند با ارائه گزارش‌های دقیق، داستان‌های انسانی و برنامه‌های مشارکتی، زمینه‌ساز بازگشت به همبستگی و امید باشند.
در نهایت، رسانه‌های ملی اگر بتوانند بین توضیح و تقویت تعادل برقرار کنند یعنی هم واقعیت‌ها را بگویند و هم راه‌حل‌ها را پیشنهاد دهندنه تنها نقش تبیین‌کننده، بلکه نقش درمانی و بازسازنده‌ای خواهند داشت. و این، دقیقاً همان چیزی است که جامعه در پس از بحران نیاز دارد: نه فقط آرامش، بلکه امید.
شاهرخ احمدزاده

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

176959783648949500
176959870997018200
آخرین اخبار

استانداران با تشکیل کارگروهی ویژه رسیدگی به خانواده‌های آسیب‌دیدگان حوادث اخیر را در دستور کار قرار دهند/ تلاش دشمنان برای ایجاد التهاب و بی‌ثباتی در جامعه نباید موجب غفلت ما از ضعف‌ها و نارسایی‌های داخلی شود/ وزارت دادگستری پیگیری و تعامل لازم با قوه قضائیه،‌ به منظور تسریع در روند آزادی زندانیان را به عمل آورد