Search

دستیابی به خوشی با هر بهانه

به گزارش پول نیوز ، مدتی است حال مردم خوب نیست. قیمت ها سر به فلک کشیده و مردمی که از گرانی و سفره های خالی خسته شده اند، در اعتراض به این همه بحران، به خیابانها ریخته اند. مسوولان هم خبر دارند که این حجم از اعتراض، نتیجه سوء مدیریت و مدتها تحمل است، تحملی که کارد را به استخوان رسانده و سکوت را به فریاد تبدیل کرده است.

آرزو می کنیم ای کاش مناسبتی برای شادی بود تا این همه غم را فراموش کنیم، اما یلدا گذشته و تا نوروز هم زمان زیادی باقی مانده است. البته تاریخ نشان می دهد که ایران و ایرانی به شادی شهرت دارد و دهها مناسبت در تاریخ باستان برای شادی تعریف شده که متاسفانه 90 درصد آنها را از یاد برده و غم را جایگزین کرده ایم.

واقعیت این است که از هر مناسبتی برای شادبودن بهره می گیریم. هالوین یا ولنتاین تفاوتی نمی کند، کاری هم به دلیل بوجود آمدنش نداریم، فقط از این بهانه برای شاد بودن استفاده می کنیم. وقتی جشنهای ایرانی را در گورستان بی مهری دفن کرده اند، جشن های دیگر جایگزین می شود.

یکی از جشنهایی که جهان را متحول می کند، شب ژانویه به مناسبت آغاز سال نو میلادی است. از آنجا که در بیشتر شهرهای ایران مسیحیان زندگی می کنند و آنها شب ژانویه را جشن می گیرند، مردم دیگر ادیان نیز از مسلمان (شیعه و سنی) تا زرتشتی و یهودی همنوا می شوند و سرود شادی سر می دهند.

اما بهترین اتفاق، ترکیب مناسبت هاست. اینکه تولد پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند یا… در یکی از جشنها باشد، لطافتی دو چندان دارد.

سالها قبل پدرم در شب ژانویه چشم به جهان گشود و از همان سال جشن و پایکوبی به مناسبت تولد پدر، در ذهن هایمان ماندگار شده، روالی که هر سال به نوعی ماندگار می شود. تولد پدرم که با شب‌های سرد ژانویه هم‌زمان می‌شود، برای ما معنایی فراتر از یک تاریخ ساده در تقویم دارد. این شب‌ها انگار بهانه‌ای برای گرم‌تر شدن دل‌ها، کنار هم بودن و یادآوری چیزهایی که در شلوغی زندگی روزمره همواره فراموش می‌کنیم. اما امسال این شب، حال‌وهوای دیگری داشت؛ شبی که بیش از همیشه بوی خانواده، محبت و غافلگیری می‌داد.

پدرم سالروز تولدش را برای ویزیت دکتر رفته بود و همه‌چیز به ظاهر عادی به نظر می‌رسید. اما پشت این آرامش، فکری قشنگ در جریان بود. برادرم با حوصله و بی‌سروصدا، همه فامیل را هماهنگ کرده بود؛ عموها، خاله‌ها، عمه‌ها و بقیه عزیزان دعوت شده بودند تا این شب را به خاطره‌ای ماندگار تبدیل کنند. این کار فقط یک برنامه‌ریزی ساده نبود؛ نشانه‌ای از اهمیت دادن به خانواده و قدردانی از پدری بود که سال‌ها ستون این خانه بوده است.

خانه از آدم‌های آشنایی که در طول سال شاید نمی دیدیم، پر شد. سلام و احوال‌پرسی و خنده‌هایی که از ته دل بیرون می‌آمد، به زندگی معنای دیگری داده بود. عشق فضای خانه را پرکرده و جایی برای کینه باقی نگذاشته بود. هدف اصلی شوکه کردن پدر بود. همه منتظر لحظه‌ای بودیم که ستون خانواده مان در را باز کند و زیبایی اندیشه برادرم در کنار همراهی فامیل خودنمایی کند.

پدرم که وارد شد، چند ثانیه طول کشید تا موقعیت را درک و شرایط را باور کند. نگاهش بین چهره‌ها می‌چرخید، انگار دنبال توضیحی برای این اتفاق غیرمنتظره می‌گشت. با دست زدن‌ها و تبریک‌های تولد، لبخندی از رضایتمندی و تشکر روی صورت پدر نشست. ذوق‌زدگی‌اش واقعی و ناب بود؛ از آن خوشحالی‌هایی که سن و سال نمی‌شناسد. لذتی که تمام وجودش را گرفته بود، آنقدر عمیق بود که جمع را تحت تاثیر قرار داد. فرزندان در اندیشه برگزاری چنین جشنی برای پدران و پدران در آرزوی چنین جشنی از فرزندان، وضعیتی که قابل توصیف نبود.

بیشتر بخوانید: «یلدا» فرصتی برای پیوند دلها و احیای دوباره انسانیت

دورهمی شب ژانویه، فقط یک جشن تولد نبود؛ یادآوری قدرت خانواده بود. وقتی فامیل دور هم جمع می‌شوند، حس امنیت و تعلق زنده می‌شود. حرف‌ها، خاطره‌ها و حتی سکوت‌ها معنا پیدا می‌کنند. گویا وقتی خانواده کنار هم است، عمر طولانی‌تر و شادی ماندگارتر می‌شود؛ شاید به این دلیل که دل آدم سبک‌تر می‌شود و زندگی قابل‌تحمل‌تر. براستی چنین شب‌هایی، روح را تازه می‌کند.

تصور این که چنین جشنی به صورت سراسری و به مناسبت سال نو میلادی برگزار شود تا همگان سرخوش شوند، رویا نیست و بسادگی امکان پذیر است. اقلیت‌های مذهبی که مردم ایران را تشکیل می دهند اما کمتر دیده می‌شوند، مردمانی که قشرهای سالم، زحمت‌کش و پاک جامعه معروف هستند. مردمانی که به خانواده، پیوندهای فامیلی و استحکام روابط پایبندی عمیقی دارند. این تعهد به خانواده، فارغ از تفاوت‌های فرهنگی یا اعتقادی، سرمایه‌ای ارزشمند برای کل جامعه است و می‌تواند الگوی همدلی و مسوولیت‌پذیری باشد.

در روزگاری که فضای جامعه به دلایل گوناگون سنگین است و اخبار و دغدغه‌ها، فشار زیادی به مردم وارد می‌کند، چنین مناسبت‌هایی غنیمت‌ هستند. تولد، دورهمی یا حتی یک بهانه کوچک، می‌تواند فرصتی برای نفس کشیدن و خندیدن باشد، یادآوری اینکه هنوز چیزهای زیبایی در زندگی هست که به واسطه آنها می توان شاد بود. شادی همیشه بزرگ و پرخرج نیست؛ گاهی فقط همین است که کنار هم باشیم.

جشن تولد پدرم به تمامی اعضای خانواده که پس از مدتها گردهم آمده بودند، یاد داد که شادی را باید ساخت و با دیگران تقسیم کرد. با فکر قشنگ برادرم و همراهی فامیل، شبی ساخته شد که تا مدت‌ها در خاطره ها و یادها می‌ماند. شاید نتوانیم همه سختی‌های بیرون را تغییر بدهیم، اما می‌توانیم در خانه‌هایمان، در جمع خانواده صمیمیت را زنده نگه داریم و قدم بزرگی برای تحمل مشکلات و پشت سرگذاشتن اندوه برداریم.

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

مارون
شب یلدا
آخرین اخبار