به گزارش پول نیوز ، در این مقاله، کریس پری، سخنران و کارشناس فناوری مالی، درباره امکان و محدودیتهای استفاده از هوش مصنوعی در بازارهای مالی و کسبوکارهای مرتبط صحبت میکند. او معتقد است هرچند فناوریهای نوین، به ویژه هوش مصنوعی، نقش مهمی در دگرگونی صنعت مالی دارند، اما نباید در استفاده از آن افراط کرد و همیشه باید جایگاه مناسب برای فناوری و انسان را در نظر گرفت.
پری ابتدا می گوید: بیایید درباره چارچوبی برای تصمیمگیری درباره زمان و مکان مناسب برای استفاده از هوش مصنوعی فکر کنیم. اگرچه گفتن این حرف برای من به عنوان یک مرید قدیمی فناوری و حامی فینتک دردناک است، شرکتها باید سیاستهایی در مورد زمان عدم استفاده از فناوری – به طور خاص هوش مصنوعی – ایجاد کنند.
وی در ادامه می افزاید: من از طریق فروش راهکارهای فناوری به شرکتهای مالی امرار معاش میکنم. بنابراین، در راستای منافع من است که متخصصان مدیریت ثروت، مدیریت دارایی، بازارهای سرمایه و در واقع، تمام حوزههای خدمات مالی را متقاعد کنم که راهکارهای فناوری جدید را هر زمان و هر کجا که ممکن است، بپذیرند. این طرز فکر، منجر به ایجاد میلیاردها دلار ارزش و امکان دموکراتیزهکردن امور مالی شده است. با این حال، همانطور که هوش مصنوعی در سراسر دنیای تجارت و جامعه گسترش مییابد، من اغلب با مثالهایی از موقعیتهایی روبرو میشوم که در آنها شرکتها بهتر بود هوش مصنوعی را رد کرده و از “HI” یا همان هوش انسانی به سبک قدیمی استفاده میکردند.
کریس پری خاطرنشان می سازد: برخی از این مثالها بسیار واضح و بسیار رایج هستند. تا به حال، احتمالاً همه ما مجبور شدهایم با یک چتبات مجهز به هوش مصنوعی تعامل داشته باشیم، در حالی که واقعاً میخواستیم با یک نماینده خدمات مشتری انسانی صحبت کنیم که بتواند به سرعت به سؤال ما پاسخ دهد یا مشکل ما را حل کند. اخیراً، من همچنین با پیامهایی از شرکتها مواجه شدهام که بدیهی است (و به شکلی ضعیف) توسط هوش مصنوعی نوشته شده بودند. این تجربهها عمدتاً در رسانههای اجتماعی رخ دادهاند، جایی که ظاهراً برخی از شرکتها راضی هستند که اجازه دهند برندشان با متنهای ویرایشنشده و تولیدشده توسط هوش مصنوعی تعریف شود. اولین فکر من این است: آیا شما هوش مشتریان خود را دست کم میگیرید؟
این مثالها از استفاده آزاردهنده یا بیش از حد از هوش مصنوعی ممکن است برخی از مصرفکنندگان را نسبت به یک شرکت یا برند خاص بیعلاقه کند. اما کاربردهای نادرست هوش مصنوعی میتواند عواقب بسیار جدیتری نیز داشته باشد. هوش مصنوعی هنوز یک پروژه در حال پیشرفت است. مدلهای هوش مصنوعی توهم میزنند، اشتباه میکنند و میتوانند تحت تأثیر سوگیریهای خطرناکی قرار گیرند که از دادههای آموزشی، فرمولبندیهای الگوریتمی و طراحان انسانی وارد میشوند. با توجه به این کاستیها، پیامدهای یک اشتباه ناشی از هوش مصنوعی میتواند برای شرکتهای خدمات مالی که ثروت مصرفکنندگان را در اختیار دارند، باید هر روز اعتماد آنها را جلب کنند و تحت مقررات سختگیرانه فعالیت میکنند، فاجعهبار باشد.
TALK: چارچوبی برای تصمیمگیری در مورد هوش مصنوعی
بنابراین، علیرغم اشتیاق من به فناوری به طور کلی – و توصیههای قوی من برای افراد برای شروع آزمایش با هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار صرفهجویی در زمان و دستیار شخصی – فکر میکنم مهم است که لحظهای مکث کنیم. بیایید درباره چارچوبی برای تصمیمگیری درباره زمان و مکان مناسب برای شرکتها برای استفاده از هوش مصنوعی، و زمانی که بهتر است به هوش انسانی و روشهای سنتیتر پایبند باشیم، فکر کنیم.
این چارچوب باید برای هر دو عملکردهای رو به بیرون که مستقیماً بر مشتریان تأثیر میگذارند و کاربردهای داخلی شامل سیستمهای عملیاتی یک شرکت قابل اجرا باشد.
البته، اولین عنصر هر چارچوب تصمیمگیری تجاری، تجزیه و تحلیل هزینه-فایده است. در تعداد فزایندهای از موارد، شرکتها متوجه خواهند شد که راهکارهای هوش مصنوعی به سادگی از نظر اقتصادی جذابتر از جایگزینهای انسانی هستند، حداقل در درازمدت. در مرحله بعد، شرکتها باید راهکار هوش مصنوعی را از منظر مدیریت ریسک بررسی کنند. آیا عملکردهای اصلی خاصی در کسبوکار وجود دارند که به سادگی بیش از حد مهم هستند (یا بیش از حد مستعد خطا یا مسائل مربوط به انطباق هستند) که بتوان آنها را به طور کامل به هوش مصنوعی سپرد؟
در نهایت، شرکتها باید برخی از محافظها را نهادینه کنند که از هدایت کامل این تصمیمات توسط انگیزههای صرفهجویی در هزینه جلوگیری کنند و اطمینان حاصل کنند که مدیریت ارشد معیارهای غیرمالی را در نظر میگیرد. شرکتها به سیستمی نیاز دارند که تصمیمگیرندگان را ملزم به جمعآوری اطلاعات و نظرات از طیف گستردهای از کارکنان در مورد خردمندی و پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی در کاربردهای خاص کند.
انسانها هنوز چیز مهمی به ارمغان میآورند
این عنصر آخر از همه مهمتر است. در زمانی که هوش مصنوعی در حال مقابله با مشکلات، کاهش هزینهها و باز کردن فرصتهای جدید است، یک تصمیمگیرنده جسور کسی است که یک وضعیت را ارزیابی میکند و تشخیص میدهد که، نه، در این مورد، منطقی است که روی راهکار هوش مصنوعی مکث کنیم و به هوش انسانی خود پایبند باشیم.
در این صورت، داشتن نتایج حاصل از یک فرآیند تصمیمگیری رسمی و نهادینه شده، به رهبران کسبوکار و سایر تصمیمگیرندگان اجازه میدهد تا به راحتی تعیین خود برای نه گفتن به هوش مصنوعی را توجیه کنند. این مهمات به ویژه زمانی ارزشمند خواهد بود که صرفهجویی قابل توجهی در هزینه با راهکار هوش مصنوعی همراه باشد.
به عنوان یک فروشنده فناوری، امیدوارم شرکتها تصمیم نگیرند که راهکارهای مبتنی بر فناوری را خیلی زیاد رد کنند. اما گاهی اوقات ارزش دارد به خاطر داشته باشیم که ما انسانها نیز چیز مهمی برای ارائه داریم.