به گزارش پول نیوز ، گروه حوادث؛ مردي که براي گرفتن انتقام مادرش خاله خود را به قتل رسانده است، بعد از يک سال به ارتکاب جنايت اعتراف کرد.
به گزارش اعتماد، يک سال پيش به ماموران پليس شهرستان فسا خبر دادند زني ميانسال در خانه اش به قتل رسيده است. اما از آنجايي که اين زن تنها زندگي مي کرد و شب حادثه هم کسي در منزل وي نبود، هيچ سرنخي از اينکه چه کسي و با چه انگيزه يي اين زن را به قتل رسانده است به دست نيامد.
البته نکته يي در اين پرونده وجود داشت که براي پليس فاش کرد اين زن قرباني يک انتقامجويي شده است چرا که ضربات سنگيني بر سر و بدن وي وارد آمده و هيچ چيز هم از خانه اين زن به سرقت نرفته بود. همچنين مشخص شد قاتل کاملاً به موقعيت خانه مسلط بوده چرا که خيلي سريع توانسته راه مخفي خروج را پيدا و فرار کند.
به دستور بازپرس جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت و بررسي ها ادامه پيدا کرد اما ماموران نتوانستند سرنخي از عامل قتل پيدا کنند. آنها با گذشت يک سال از اين ماجرا روي روابط خانوادگي مقتول متمرکز و در نهايت متوجه شدند اين زن از سال ها قبل با خواهرش اختلاف داشت و آنها چندين بار با هم درگير شده بودند اما از آنجايي که خواهر مقتول شاهداني داشت که تاييد مي کردند او شب حادثه در خانه خودش بوده، پليس نتوانست وي را متهم به جنايت کند. با اين حال چون مقتول و خواهرش ساعاتي قبل از حادثه با هم درگيري داشتند بنابراين خواهرزاده مقتول دستگير شد.
سيامک جواني تنومند و ورزشکار است. وي ابتدا منکر قتل شد و گفت چيزي در اين باره نمي داند اما نظريه پزشکي قانوني فاش کرد قاتل همان سيامک است.در اين نظريه آمده بود احتمالاً ضربات توسط يک رزمي کار به اين زن وارد شده است چرا که اين ضربه ها سنگين بوده و فقط به ناحيه سر و گردن مقتول اصابت کرده است.
علاوه بر اين نظريه، نکته ديگري نيز عليه سيامک وجود داشت. اين جوان هيچ شاهدي براي اثبات اينکه شب حادثه کجا بوده، نداشت بنابراين وي تحت بازجويي هاي فني پليسي قرار گرفت و بعد از چند روز اعتراف کرد خاله اش را براي گرفتن انتقام مادرش به قتل رسانده است.
وي گفت؛ سال ها بود مادرم و خاله ام با هم اختلاف داشتند و از آنجايي که خاله ام از مادرم بزرگ تر بود، خيلي او را اذيت مي کرد. شب حادثه مادرم با چشماني گريان به خانه آمد و گفت باز هم با خاله ام دعوا کرده است. خاله ام حرف هاي خيلي تندي به مادرم زده بود. زماني که اشک هاي او را ديدم ديگر نتوانستم تحمل کنم و تصميم گرفتم به خانه خاله ام بروم و کار را تمام کنم.
وي ادامه داد؛ آخر شب بود که به خانه خاله ام رفتم. او داشت در حياط قدم مي زد و آماده مي شد که بخوابد. من هم از ديوار وارد خانه شدم. من ابتدا با چوب ضربه يي به او زدم و زماني که به زمين افتاد، چند ضربه رزمي هم به وي وارد کردم و در نهايت خاله ام غرق در خون شد و روي زمين افتاد سپس از ديوار دوباره به بيرون پريدم و به سمت خانه حرکت کردم. با اعترافات اين پسر و بازسازي صحنه قتل بازپرس دستور بازداشت وي را صادر کرد.





آژانس خلاقیت کوانتا