به گزارش پول نیوز ، جنگ و تنش در خاورمیانه اختلال در مسیرهای صادراتی و ادامه نااطمینانی درباره آینده روابط ایران و آمریکا معادلهای را ایجاد کرده که تصمیمهای تولیدکنندگان بزرگ نفت را هم تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، اوپکپلاس امروز در حالی درباره تولید ماه نوامبر تصمیمگیری کرده که طبق گزارش رویترز، اعضای اصلی این گروه در اصل با حفظ سطح فعلی اهداف تولید برای ماه نوامبر موافقت کردهاند. این تصمیم در شرایطی گرفته میشود که بازار نفت همچنان تحت فشار اختلالات ناشی از جنگ ایران قرار دارد.
اهمیت این تصمیم فقط در این نیست که «اوپکپلاس تولید را افزایش نداد». مسئله مهمتر این است که بازار نفت در شرایطی قرار گرفته که حتی افزایش رسمی سهمیه تولید هم الزاماً به معنی ورود همان مقدار نفت به بازار نیست. و این دقیقاً همان جایی است که سیاست و اقتصاد به هم میرسند. وقتی روی کاغذ نفت بیشتری وجود دارد اما در عمل نه!
اوپکپلاس در سال ۲۰۲۶ بهتدریج بخشی از محدودیتهای تولید قبلی خود را کاهش داده و هدفهای تولید را افزایش داده است. اما اتفاقی که در عمل افتاده با اعداد روی کاغذ متفاوت بوده است.
طبق گزارش رویترز، هفت عضو اصلی اوپکپلاس در ماه اوت حدود ۲۵ میلیون بشکه در روز تولید کردند. رقمی که اگرچه نسبت به ماه قبل حدود ۶۳۰ هزار بشکه افزایش داشت اما همچنان حدود ۵ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیش از جنگ در اسفند بود. حدودا ۲ میلیون بشکه در روز از محدودیتهای تولید برای بیشتر اعضا همچنان برقرار است.
این اعداد یک نکته مهم را نشان میدهند مشکل بازار فقط این نیست که اوپکپلاس چه «سهمیهای» تعیین میکند. مشکل این است که آیا کشورها واقعاً میتوانند نفت بیشتری تولید و صادر کنند یا نه. جنگ و حملات به زیرساختهای انرژی باعث شده تا فاصله میان ظرفیت واقعی تولید و نفت واقعی قابل عرضه بیشتر شود. به عبارت دیگر ممکن است روی کاغذ بگوییم «تولیدکننده اجازه دارد ۱۰۰ واحد نفت تولید کند» اما اگر زیرساخت،مسیر صادرات یا امنیت منطقه اجازه ندهد این ۱۰۰ واحد الزاماً وارد بازار نمیشود.
در شرایط عادی وقتی قیمت نفت بالا میرود افزایش تولید میتواند به تولیدکنندگان کمک کند از قیمت بالا درآمد بیشتری به دست آورند و در عین حال با افزایش عرضه فشار قیمتی بازار را کاهش دهند.

بازار امروز نفت اصلا شرایط عادی ندارد
کشورهای بزرگ تولیدکننده خلیج فارس خودشان با اختلال در صادرات مواجهاند. صادرات این کشورها در ماههای اخیر بین ۶۰ تا ۸۰ درصد سطح عادی در نوسان بوده است. بنابراین اگر اوپکپلاس امروز روی کاغذ سهمیه تولید را افزایش دهد و اعضا نتوانند نفت بیشتری را به بازار برسانند آن افزایش سهمیه عملاً اثر زیادی بر عرضه واقعی نخواهد داشت.
از طرف دیگر اگر تولیدکنندگان در چنین شرایطی تولید را بیش از ظرفیت واقعی افزایش دهند ممکن است بازار این تصمیم را نشانهای از خوشبینی بیش از حد نسبت به وضعیت عرضه تلقی کند که در نتیجه محتاط ماندن اوپکپلاس بیشتر از آنکه نشانه بیتفاوتی نسبت به قیمت نفت باشد نشانه دشوار شدن پیشبینی آینده عرضه است.
نفت چرا بالای ۱۰۰ دلار مانده است؟
در روزهای اخیر قیمت نفت برنت در محدوده بالای ۱۰۰ دلار قرار گرفته است. برنت در پایان معاملات 8مهر به ۱۰۳.۵۰ دلار برای هر بشکه رسید و در همان ماه حدود ۱۴ درصد افزایش داشت. رویترز علت اصلی این افزایش را ترکیبی از نگرانی درباره عرضه خاورمیانه و اختلال در بازار سوخت و بنبست مذاکرات آمریکا و ایران عنوان کرده است. البته قیمت نفت فقط با عرضه تعیین نمیشود. تقاضای جهانی، وضعیت اقتصاد چین و آمریکا، سطح ذخایر، تولید کشورهای خارج از اوپکپلاس و حتی نرخ حملونقل دریایی هم در تعیین قیمت نقش دارند.
اما در شرایط فعلی یک عامل بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است:
ریسک عرضه
یعنی معاملهگران بازار فقط نمیپرسند امروز چقدر نفت تولید میشود؟ آنها به این فکر میکنند که اگر جنگ یا تنش سیاسی ادامه پیدا کند هفته آینده و ماه آینده چه مقدار نفت واقعاً میتواند به پالایشگاههای جهان برسد؟
همین نگرانی میتواند باعث شود بازار حتی در شرایطی که تقاضای جهانی ضعیفتر شده همچنان قیمتهای بالایی را تجربه کند.

ارزش تنگه هرمز برای نفت
یکی از مهمترین بخشهای این معادله تنگه هرمز است.تنگهای یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه اختلال طولانیمدت در عبور کشتیها از این مسیر میتواند هزینه و ریسک انتقال نفت و گاز را افزایش دهد.
در تازهترین تحولات منطقه ای مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که بازگشایی تنگه هرمز را به تحقق مجموعهای از شروط مرتبط با توافق موقت خرداد و مذاکرات با آمریکا گره زدهاند. عباس عراقچی وزیر خارجه ایران نیز گفته است در صورت توافق با آمریکا امکان بازگشایی تنگه در مدت کوتاهی وجود دارد.این موضوع نشان میدهد که در شرایط فعلی دیپلماسی مستقیماً به قیمت نفت وصل شده است.
اگر تنش سیاسی کاهش پیدا کند و مسیرهای صادراتی عادیتر شوند. بخشی از «حق بیمه ریسک» موجود در قیمت نفت میتواند کاهش پیدا کند.اما اگر تنش ادامه پیدا کند. بازار احتمال اختلال بیشتر در عرضه را در قیمت نفت لحاظ خواهد کرد.پس نفت در این شرایط فقط یک کالای اقتصادی نیست بلکه به نوعی دماسنج روابط سیاسی منطقه تبدیل شده است.
پیامدهای این شرایط برای اوپکپلاس
اوپکپلاس در سالهای گذشته تلاش کرده با مدیریت عرضه میان درآمد تولیدکنندگان و ثبات بازار تعادل ایجاد کند که جنگ فعلی یک مشکل جدید ایجاد کرده است. تولیدکنندگان باید درباره بازاری تصمیم بگیرند که بخش مهمی از متغیرهای آن دیگر در کنترل خودشان نیست.
سه تا احتمال وجود دارد:
1- تولید را افزایش دهند اما جنگ باعث اختلال در صادرات شود نفت اضافی به بازار نمیرسد.
2-تولید را کاهش دهند ممکن است قیمتها بیش از حد بالا برود و مصرفکنندگان بزرگ را تحت فشار قرار دهد.
3-اگر هم تولید را ثابت نگه دارند قیمت بالا میتواند برای مدتی ادامه پیدا کند و خطر کاهش تقاضا و فشار بر اقتصاد جهانی افزایش مییابد.
به همین دلیل تصمیم امروز اوپکپلاس را باید بخشی از یک معادله بزرگتر دید؛ معادلهای که یک طرف آن عرضه نفت و طرف دیگر آن جنگ و اقتصاد جهانی و دیپلماسی قرار دارد.
یک تصمیم مهمتر برای سال ۲۰۲۷
موضوع دیگری که اهمیت تصمیم امروز را بیشتر میکند بحث سهمیههای تولید برای سال آینده است. اوپکپلاس قرار بود ظرفیت واقعی تولید اعضا را بررسی کند تا براساس آن مبنای سهمیههای تولید سال ۲۰۲۷ مشخص شود که جنگ و اختلال در پروژههای توسعه نفت در خاورمیانه باعث شده این بررسی به تعویق بیفتد و طبق گزارش رویترز، زمان جدید برای تکمیل آن اواسط مهر تعیین شده است.
این موضوع در ظاهر فنی به نظر میرسد، اما پشت آن یک مسئله سیاسی مهم وجود دارد. هر کشور میخواهد ظرفیت تولید بیشتری برای خودش ثبت شود زیرا ظرفیت بالاتر میتواند در آینده به معنای سهمیه تولید بالاتر باشد. تعیین ظرفیت واقعی فقط یک محاسبه فنی نیست؛ بر سر تقسیم سهم بازار نفت در سالهای آینده هم اختلاف ایجاد میکند. تأخیر در بررسی ظرفیت تولید میتواند مذاکرات آینده اوپکپلاس را پیچیدهتر کند.

ایران در این معادله کجاست؟
برای ایران مسئله حتی پیچیدهتر است.ایران هم تولیدکننده نفت است و هم به درآمدهای نفتی برای تأمین ارز نیاز دارد بنابراین افزایش قیمت جهانی نفت در حالت عادی میتواند خبر مثبتی برای درآمدهای نفتی کشور باشد. ایران همزمان با محدودیتهای ناشی از تحریم و اختلال در صادرات روبهرو است. یعنی ممکن است قیمت نفت بالا برود اما ایران نتواند به همان نسبت از این افزایش قیمت استفاده کند.
فرض کنیم قیمت جهانی نفت از ۹۰ دلار به ۱۱۰ دلار برسد. اگر ایران بتواند همان حجم قبلی نفت را با دسترسی مناسب به درآمد آن بفروشد آنوقت درآمد نفتی افزایش پیدا میکند. اگر همزمان صادرات محدود شود یا دسترسی به پول نفت دشوار باشد. افزایش قیمت جهانی نمیتواند تمام این فشار را جبران کند.واقع برای ایران قیمت نفت اهمیت دارد؛ در کنار آن حجم صادرات و امکان دسترسی به درآمدهای نفتی نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
نفت گران برای همه تولیدکنندگان به یک اندازه خوب نیست
افزایش قیمت نفت برای کشورهای صادرکننده میتواند درآمد ایجاد کند برعکس برای کشورهای واردکننده نفت هزینه انرژی را بالا میبرد. اگر نفت برای مدت طولانی بالای ۱۰۰ دلار بماند هزینه حملونقل، تولید و مصرف انرژی در بسیاری از کشورها افزایش پیدا میکند. شرکتهای هواپیمایی، حملونقل، پتروشیمی و بسیاری از صنایع انرژیبر با افزایش هزینه مواجه میشوند.
در مرحله بعد، این افزایش هزینه میتواند تورم را بالا ببرد و بانکهای مرکزی را برای کاهش نرخ بهره محتاطتر کند. یعنی یک جنگ منطقهای که از خاورمیانه شروع شده میتواند از مسیر نفت به تورم، نرخ بهره، بورس و رشد اقتصادی کشورهای مختلف برسد. این همان دلیلی است که بازار نفت را باید فراتر از یک بازار انرژی دید.
قیمت نفت در شرایط فعلی به شدت به مسیر تحولات سیاسی وابسته شده است. اگر صادرات خاورمیانه به وضعیت عادی نزدیک شود و مسیرهای حملونقل بازتر شوند، بخشی از فشار عرضه کاهش پیدا میکند. در مقابل، ادامه اختلال در صادرات، بسته ماندن مسیرهای مهم یا تشدید تنش میتواند بازار را همچنان محدود نگه دارد.
دادههای Kpler که رویترز گزارش کرده، نشان میدهد صادرات نفت خام خاورمیانه درشهریور به حدود ۱۶.۳۳ میلیون بشکه در روز رسیده که بالاترین سطح از آغاز جنگ در اسفند بوده. همچنان حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار داشته است.این عدد شاید یکی از بهترین توضیحها برای وضعیت فعلی بازار باشد.
بازار همزمان دو پیام متناقض دریافت میکند؛ از یک طرف بخشی از صادرات در حال بازگشت است و از طرف دیگر هنوز مقدار قابل توجهی از عرضه منطقهای نسبت به قبل از جنگ از دسترس خارج است.
تصمیم امروز اوپک پلاس یک پیام روشنتر دارد. اوپکپلاس فعلاً نمیخواهد در شرایطی که چشمانداز عرضه منطقهای نامطمئن است تغییر بزرگی در اهداف تولید ایجاد کند. این تصمیم به خودی خود به معنای آن نیست که قیمت نفت حتماً افزایش بیشتری خواهد داشت یا اینکه نفت برای مدت طولانی بالای ۱۰۰ دلار باقی میماند.اما نشان میدهد تولیدکنندگان بزرگ نفت هنوز درباره آینده بازار با اطمینان کافی برای تغییر جدی در سیاست تولید روبهرو نیستند.
در واقع اوپکپلاس در حال خریدن زمان است؛ زمانی برای روشنتر شدن وضعیت جنگ و مذاکرات سیاسی است.و شاید مهمترین نکته همین باشد که در بازار نفت امروز تصمیمهای اقتصادی دیگر جدا از تصمیمهای سیاسی گرفته نمیشوند.
این وضعیت برای ایران صرفا مسئله قیمت نفت نیست این وضعیت یک دوگانگی مهم ایجاد میکند.از یک طرف، نفت گرانتر میتواند در صورت حفظ صادرات و دسترسی به درآمدها ارزش هر بشکه نفت فروختهشده را بالا ببرد.از طرف دیگر، تشدید تنش و محدودیت صادرات میتواند حجم فروش و دسترسی به درآمدهای نفتی را کاهش دهد.
لذا ممکن است بازار جهانی نفت از یک بحران سیاسی سود قیمتی ببرد، در حالی که اقتصاد ایران به دلیل محدودیت در فروش نفت یا دسترسی به درآمدهای آن، نتواند به همان اندازه از افزایش قیمتها منتفع شود. این همان جایی است که باید میان «قیمت نفت» و «درآمد نفتی ایران» تفاوت قائل شد.
بیشتر بخوانید:ریال در مدار سقوط/ فشار خارجی چگونه به بازار ارز ایران منتقل شد؟





آژانس خلاقیت کوانتا