Search

روایت دو مسیر از استان آذربایجان غربی

قائم‌پناه در مسیر زنگمار، رحمانی در مدار پایا

۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در تقویم سیاسی و اداری آذربایجان‌غربی روزی عادی نبود. در حالی‌که معاون اجرایی رئیس‌جمهور، دکتر جعفر قائم‌پناه، در ماکو از پلی تاریخی زنگمار عبور می‌کرد و روبان ۴۰ پروژه عمرانی و سرمایه‌گذاری را قیچی می کرد، استاندار آذربایجان‌غربی، دکتر رضا رحمانی، همان‌گاه در تهران، پای میز وزرای اقتصاد و دفاع نشسته بود و از طرح‌ها، موانع و نیازهای توسعه‌ای استان سخن می‌گفت؛ جدا از صحنه اما مدعی یک هدف مشترک: پیشرفت این خطه مرزی هدف همه ماست

به گزارش پول نیوز ، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در تقویم سیاسی و اداری آذربایجان‌غربی روزی عادی نبود. در حالی‌که معاون اجرایی رئیس‌جمهور، دکتر جعفر قائم‌پناه، در ماکو از پلی تاریخی زنگمار عبور می‌کرد و روبان ۴۰ پروژه عمرانی و سرمایه‌گذاری را قیچی می کرد، استاندار آذربایجان‌غربی، دکتر رضا رحمانی، همان‌گاه در تهران، پای میز وزرای اقتصاد و دفاع نشسته بود و از طرح‌ها، موانع و نیازهای توسعه‌ای استان سخن می‌گفت؛ جدا از صحنه اما مدعی یک هدف مشترک: پیشرفت این خطه مرزی هدف همه ماست

اگر ماکو در آن روز صدای چکش افتتاح‌ها بود، تهران میعادگاه گفت‌وگوهای کارشناسی و امضای وعده‌های جدید بود؛ اما نبود تقاطع این دو مسیر در یک نقطه، برای مردم و ناظران این پرسش را زنده کرد که چرا صدای توسعه در آذربایجان‌غربی ناهماهنگ شنیده می‌شود؟

دو صدا از یک دولت

از یک سو، قائم‌پناه با بیانی صریح و نگران از فقدان ثبات در فرآیندهای اقتصادی سخن گفت. او تأکید داشت که سرمایه‌گذار در سایه قوانین ناپایدار و هزینه‌های پنهان پای نمی‌گذارد و اعتماد عمومی بدون صداقت و پاسخگوییِ واقعی شکل نمی‌گیرد. سخنانی که می‌توان آن را بازتاب نگرانی در سطح ملی و دعوت به شفافیت در سطح محلی دانست.

از سوی دیگر، رحمانی که در تهران پیگیر دیدار با وزیر اقتصاد و آیین ارسال ماهواره پایا سلماس بود روایت دیگری از مدیریت را بازتاب می‌داد: تمرکز بر تعامل ملی و نهادسازی از مرکز، نه صرفاً مراسمات استانی. اما غیبت او از سفر قائم‌پناه، در جغرافیایی که اهمیت هماهنگی دولت  استان کلیدی است، در افکار عمومی، حمل بر اختلاف و ناراحتی شد.

ماکو در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگر به صحنه‌ی نمایش ناهماهنگی ساختارهای تصمیم‌گیری تبدیل شده است. منطقه آزاد آن، که باید موتور رونق شمال‌غرب کشور باشد، گاه در تعارض با استانداری، فرمانداری و دستگاه‌های محلی می‌چرخد. این وضعیت نه‌تنها موجب فرسایش اعتماد فعالان اقتصادی شده، بلکه مفهوم اداره واحد در استان را نیز به چالش کشیده است.

سفر قائم‌پناه به ماکو بدون حضور استاندار، اگرچه از نظر تشریفات قابل توجیه نبود، اما از نظر پیام سیاسی، حامل معنایی روشن بود: دولت قصد دارد شخصاً فرمان توسعه مناطق آزاد را به دست گیرد و از مسیر مرکز، پیام شفافیت و پاسخگویی بفرستد. اما پرسش باقی است آیا بدون پیوند با مدیریت استانی، این پیام به عمل بدل می‌شود؟

تهران جایی که رحمانی مسیر دیگر را می‌نوشت

در همان روز، رحمانی در تهران با وزیر اقتصاد دیدار کرد، درباره نوسازی گمرکات، تسریع مصوبات سفر ریاست‌جمهوری و تسهیل فرایند صادرات مذاکره نمود، و هم‌زمان از مرکز فضایی سلماس سخن به میان آمد؛ مرکزی که قرار است سرعت انتقال داده‌های فضایی کشور را افزایش دهد. اما این مجرا هم، بی‌نیاز از هم‌افزایی با دولت منطقه‌ای نیست. زیرساختی چون پایا سلماس هرقدر ملی و فناورانه باشد، بدون حمایت بومی در استان ماندگار نخواهد ماند.

شکاف یا نشانه گذار؟

برخی ناظران، این اختلاف ظاهری را نه تضاد، بلکه نشانه‌ی گذار می‌دانند از ساختار سنتی اداره استان‌ها به الگوی جدیدی که در آن نهادهای ملی و منطقه‌ای میدان اجرا را تقسیم می‌کنند. اما آنچه می‌تواند این گذار را مشروع و مولد کند، شفافیت در تعریف نقش‌هاست؛ نه رقابت رسانه‌ای بر سر جایگاه‌ها که نباید زیاد بافتار سیاسی دولت در ارومیه را بهم بریزد .

بیشتر بخوانید   منطقه آزاد تجاری و صنعتی ماکو مقصد سرمایه گذاری مطمین

واقعیت این است که هر دو مقام در سخنان خود بر یک محور مشترک تأکید داشتند: ثبات، شفافیت، و اتکا به ظرفیت‌های مرزی. قائم‌پناه از حذف هزینه‌های پنهان گفت، رحمانی از تفویض اختیار به گمرکات استان. اما نبود هماهنگی در اجرا سبب می‌شود که این گفته‌ها، در ذهن جامعه به‌جای سیاست توسعه، به شائبه‌ی اختلاف تعبیر شود.

راه اعتماد از میانه می‌گذرد

اعتماد عمومی، همان‌گونه که قائم‌پناه تصریح کرد، با شعار ساخته نمی‌شود. اما همین اعتماد در سطح مدیریتی نیز نیازمند همان صداقت است. مردم استان وقتی احساس کنند دو مقام مسئول هم‌جهت‌اند، پیامکی، جلسه‌ای یا امضایی می‌تواند امید را زنده کند. اما هنگامی که در دو سوی کشور دو مراسم موازی و بی‌ارتباط برگزار می‌شود، پیام ناهمسویی پیش از هر توضیحی در اذهان می‌نشیند.

شاید زمان آن رسیده که دولت در استان‌های مرزی، از جمله آذربایجان‌غربی، به جای دو خط موازی، یک جاده مشترک ترسیم کند: مسیری که از زنگمار ماکو می‌گذرد و تا مدار پایا در سلماس امتداد می‌یابد  نماد پیوند زمین و آسمان، توسعه و فناوری می باشد.

ماکو و سلماس، یکی در مرز خاک و دیگری در مدار فضا، امروز نماد دو نگاه به توسعه‌اند؛ یکی نگاه به زمینه های محلی تجارت، دیگری افق‌های ملی فناوری مهم می باشد اما اگر این دو نگاه در امتداد هم قرار نگیرند، استان همچنان در مرزِ فرصت و از دست‌دادگی خواهد ماند.
اداره استان آذربایجان غربی ، همانند پرتاب ماهواره است؛ لحظه‌ای سستی در محاسبه، می‌تواند مسیر را به کلی دگرگون کند. و چه بسا نخستین گام برای هم‌افزایی در آذربایجان‌غربی آن باشد که دو مقام مسئول، نه در دو شهر مختلف، بلکه در یک مسیر مشخص، گفت‌وگوی ناتمام ۱۴ بهمن را یک‌بار برای همیشه کامل کنند  برای استانی که سزاوار هم‌نوایی است، نه هم‌زمانی بی‌پیوند که در شان وفاق در دولت پزشکیان نیست .

شاهرخ  احمدزاده – فعل رسانه ای و کنشگر اجتماعی

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

هواشناسی
عیدی
آخرین اخبار