به گزارش پول نیوز ، در گوشهای شهر خزیده در دالان اداری نیمچه امید به دلخوشی سرو دو شات قهوه کنار همکاران در ساعات اوج کار اداری و دوندگی های روزمره برای تعریف نرخ نان دلمان خوش بود که بین نرخ تورم مرغ و تخم مرغ، کمبود روغن و برنج، حواسم به قیمت قهوه تنها دلخوشی واجب تر از نان برای من بود که قیمت هایش بر اساس نرخ نصب شده در قهوه فروشی شهر هر روز کله به سقف کافی شاپ ها می چسباند و غصه مان را بیشتر می کند، ده روزی است قوطی قهوه و مینی اسپرسوی خود را از دسترس دوستان در کمد مخصوص سه قفله نگهداری می کنم که هزینه های قهوه خوری دوستانی که برای تسکین آلام روزانه و غصه هایشان مهمان من می شدند از سبد هزینه های زندگی خانواده خودم بپردازم؛ شاید الان فکر کردی داری متن فکاهی از یک طنز نویس را می خوانی نه اصلا، این نه یک شوخی، بلکه نشانهای از یک واقعیت قهوه تلخ روزگارماست کمی در سطور پایین بیشتر دقت کن تا از پریشانی یک قهوه خور با سابقه 18 سال رفتار تکوین شده از قهوه ترک و عربی به اسپرسوی ایتالیایی را بدانی .
در سالهای اخیر، بازار قهوه ایران با رشدی بیسابقه روبرو شده بود. کافیشاپها در هر گوشه شهر پدیدار شدند، و سرو قهوه به یک فعالیت اجتماعی و فرهنگی تبدیل شد از دیدار دوستان تا مصاحبه شغلی، از مطالعه تا خلاقیت. اما این آرامش اقتصادی، از سال ۱۴۰۱ به بعد، ارزشی به خود گرفت.
بر اساس آمارهای گمرک ایران، واردات قهوه در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال قبل ۳۷ درصد کاهش یافته است. اما کاهش واردات، تنها نشانه نیست بلکه نتیجهای است از افزایش چشمگیر هزینههای واردات. قیمت هر کیلو قهوه سبز وارداتی، که در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۲ میلیون تومان بود، در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۲۵ میلیون تومان رسیده است. این افزایش ۱۰۸ درصدی، تنها ناشی از تورم نیست بلکه نتیجه نوسانات شدید نرخ ارز و افزایش هزینههای لجستیک و تأمین مواد اولیه است.
سرانه مصرف قهوه
کاهشی ناگهانی و ناگوار در سال ۱۴۰۰، سرانه مصرف قهوه در ایران به ۱٫۲ کیلوگرم در سال رسیده بود رقمی که نشاندهنده رشد ۲۵ درصدی نسبت به سال ۱۳۹۵ بود. اما در سال ۱۴۰۳، این رقم به ۰٫۷ کیلوگرم کاهش یافته است. یعنی ۴۲ درصد کاهش در ۳ سال رقمی که در هیچ کشوری در جهان، در چنین بازهای، مشاهده نشده است.این کاهش، تنها نتیجه افزایش قیمت نیست بلکه نشانهای از تغییر رفتار مصرفکننده است. بسیاری از خانوارها، به جای قهوه، به چای یا نوشیدنیهای خانگی روی آوردهاند. برخی دیگر، به جستجوی قهوههای ارزانتر و گاهی غیراستاندارد پرداختهاند. در کافیشاپهای تهران، فروش قهوه در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل ۳۰ درصد کاهش یافته است و این کاهش، تنها در بخش کافیشاپهای لوکس نیست، بلکه در تمامی سطوح بازار مشاهده میشود.
فراز و نشیب اجتماعی از گفتوگو تا سکوت
سرو قهوه، در ایران، فراتر از یک عادت است در کافیشاپها، افراد با هم گفتوگو میکنند، ایدههایشان را به اشتراک می گذارند ، و گاهی حتی روابطشان را شکل میدهند. اما امروز، این فضاها خالیتر شدهاند. برخی کافیشاپها، به دلیل کاهش فروش، مجبور به تعطیلی شدهاند. برخی دیگر، با کاهش حجم فروش، به کاهش کیفیت مواد اولیهروی آوردهاند و این، به نوبه خود، اعتماد مصرفکننده را کاهش داده است.این تغییر، تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه یک مسئله فرهنگی و روانی است. افرادی که قبلاً در کافیشاپها به دنبال آرامش بودند، امروز به دنبال صرفهجویی هستند. و این، یک تغییر عمیق در سبک زندگی است تغییری که ممکن است در آینده، بر روابط اجتماعی و حتی سلامت روانی مردم تأثیر بگذارد.
سیاستگذاری، یا سیاستنگری؟
از منظر اقتصادی در کشورهای خاورمیانه با توجه به قلب اتفاقات و رویدادهای سیاسی اجتماعی و رفع بحران های روزانه ، افزایش قیمت قهوه، یک شاخص است شاخصی که نشاندهنده وضعیت کلی اجتماعی و اقتصادی کشور است. نوسانات ارزی، تورم، و کاهش خرید قدرت مردم، همه در این شاخص منعکس شدهاند. اما سیاستگذاران، تاکنون، به این شاخص توجه کافی نکردهاند یا شاید، به دلیل حساسیت سیاسی آن، از پرداختن به آن خودداری کردهاند.در حالی که برخی کشورها، مانند ترکیه و برزیل، با ایجاد سبد کالاهای اساسی و کنترل قیمت کالاهای روزمره، از تأثیرات تورم جلوگیری کردهاند، ایران هنوز در مرحله واکنشگری است. نه تنها قهوه، بلکه کالاهای دیگری مانند شکر، روغن، و حتی نان، در معرض همین روند هستند و این، میتواند به یک بحران اجتماعی تبدیل شود.راهحلهایی برای بازگرداندن تعادل به بازار قهوهافزایش قیمت قهوه، تنها یک پدیده بازاری نیست بلکه نمادی از بحرانهای عمیقتر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. برای مدیریت این بحران، نیاز به راهحلهایی است که هم فوری باشند و هم بلندمدت هم ساختاری و هم روانشناختی.
کنترل نوسانات ارزی
اولویت اولنوسانات ارزی، موتور محرکه اصلی افزایش قیمت قهوه است. برای کنترل آن، نیاز به: ثباتبخشی به بازار ارزاز طریق مدیریت هوشمند ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به واردات کالاهای غیرضروری. ایجاد صندوق تضمین قیمت برای کالاهای اساسی وارداتی از جمله قهوه تا تولیدکنندگان و واردکنندگان بتوانند با قیمت ثابت، برنامهریزی کنند. پشتیبانی از تولید داخلی قهوه با وجود اینکه ایران به طور طبیعی قهوه تولید نمیکند، اما میتوان از طریق پرورش گیاهان جایگزین (مانند قهوهای که از دانههای گیاهان بومی تولید میشود) یا تولید قهوههای مصنوعی با کیفیت، وابستگی به واردات را کاهش داد.حمایت از مصرفکننده: بازگرداندن اعتمادمردم، تنها قربانی این بحران نیستند بلکه کلید حل آن هستند. برای حمایت از آنها: ایجاد سبد کالاهای اساسی شامل قهوه، چای، شکر و روغن با قیمت ثابت و کنترل شده، که به صورت ماهانه در کالا برگ های الکترونیکی به خانوارها اعطا شود. تبلیغات روانشناختی برای کاهش نگرانیهای اجتماعی با تأکید بر اینکه قهوه، یک کالای لوکس نیست، بلکه یک بخش از سبک زندگی است که باید حفظ شود.
حمایت از کافیشاپهای کوچک از طریق تسهیلات بانکی و کاهش مالیات تا بتوانند قیمتهای مناسبتری ارائه دهند.نظارت و شفافیت: یکی از بزرگترین مشکلات بازار قهوه، عدم شفافیت است ایجاد سامانه نظارتی متمرکزبر قیمتهای وارداتی و فروشی که به صورت آنلاین، قیمتها را به مردم نشان دهد. تشکیل کمیسیون تخصصی از اقتصاددانان، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان برای بررسی روندهای بازار و پیشنهاد راهحلهای عملی. ارائه گزارشهای ماهانه به عموم که نشان دهد چه اقداماتی انجام شده و چه نتایجی داشته است.
نگاه بلندمدت
از بحران به فرصت توسعه صنعت قهوه داخلی با سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، و تولید قهوههای با کیفیت و مناسب با سلیقه ایرانی. تغییر الگوی مصرف از مصرف مبتنی برقیمت، به مصرف مبتنی بر ارزش یعنی اینکه مردم، قهوه را نه به خاطر ارزانی، بلکه به خاطر کیفیت و تجربه مصرف کنند. تقویت فرهنگ سرو و مصرف قهوه با برگزاری جشنوارهها، کارگاهها و نمایشگاههای قهوه تا این فعالیت، از یک عادت، به یک فرهنگ تبدیل شود.
نتیجهگیری
روح پایداری در برابر بحران های زندگی است نگارنده حسب علاقه مندی هیچ قصدی بر تحلیل تاریخ ورود قهوه به ایران و چگونگی صرف آن در میان مردمان قدیم و همچنان رسوم عجیب قهوه خوری در بین اقوام جنوب و عرب را ندارد که خود مقالی طولانی و جذاب است اما باید به این نکته در زمان اپیدمی درمان روح با قهوه تلخ اشاره کرد که ؛قهوه، تنها یک نوشیدنی نیست بلکه نمادی از آرامش، اجتماعیشدن و سبک زندگی است. اگر این نماد از دست رود، نه تنها بازار قهوه، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی ایران مخدوش می شود. این بحران، یک فرصت است فرصتی برای اصلاح ساختارهای اقتصادی، بازگرداندن اعتماد مردم، و بازتعریف سبک زندگی.سیاستگذاران باید بدانند: اگر نتوانند قهوه را ارزان کنند، حداقل باید امکان دسترسی به آن را برای همه فراهم کنند. و این، نه یک امر اقتصادی است بلکه یک امر اخلاقی برای آرامش و انرژی برای مقابله با استرس ها و بحران های روزمرگی زندگی اجتماعی در فشارهای اقتصادی و روح پایداری است زیرا قهوه، فقط برای کسانی نیست که میتوانند تلخ بخورند و هزینه بپردازند بلکه برای همهای است که میخواهند در این بحران های اقتصادی روزمره زندگی با مقاومت و روح پایداری برای بقای شادابی را تجربه کنند. وقتی دوست قهوه فروش در قبال 200 گرم دان قهوه نرخنامه را نشانم داد و تغییر سرعت صعودی 500 تومنی (بیش از 40 درصد) در عرض ده روز را دیدم یاد شعر عاشقانه از ناظم حکمت شاعر معاصر افتادم؛ ( هوا را از من بگیر، خنده هایت را نه، از من بگیر آرزوهایم، خنده هایت را نه … ) که در کنار میزهای سرو روزانه صدها بار در قرار دلدادگان برای قرارهای عاشقانه خوانده می شد. این اشعار را با اندکی تغییر و با روحیه حماسی زمزمه کردم: ( خنده هایت را از من بگیر، قهوه را نه … ) بلافاصله به فروشنده گفتم 100 گرم می برم تا سر برج کارمندی !!