به گزارش پول نیوز ، بازداشت مادورو به شکلی مدیریتشده و با قاببندی دقیق رسانهای انجام شد. نخستین تصاویر او در فضایی بسته، با نور سرد و لباس برند آمریکایی نایک، تضادی آشکار میان ایدئولوژی سوسیالیستی و نماد سرمایهداری غربی میآفرید. در قابهایی که از دوربینهای انتقال نظامی تا شبکههای تلویزیونی ایالات متحده پخش شد، فردی که سالها پایبند گفتمان مقاومت در برابر سلطه اقتصادی غرب بود، اکنون در نماد عینی همان سرمایهداری به تصویر کشیده میشد. این طراحی نمادین، بخشی از عملیات روانی بود که هدفش نه فقط دستگیری فیزیکی، بلکه شکستن چهره ایدئولوژیک مادورو در افکار عمومی بود.
بیشتر بخوانید دولت مادورو سقوط کرد / کیفرخواست در نیویورک
روانشناسی رسانه در چنین رویدادهایی نقشی محوری دارد. آمریکا از رهگذر بازنمایی تصویری، تلاش کرد واقعهای پیچیده و پرهزینه را به الگویی ساده و قابلدرک برای افکار عمومی تبدیل کند: فردی شکستخورده در مقابل نظام منسجم غرب. تکرار مداوم تصاویر بازداشت، همراه با تمرکز بر جزئیات ظاهری از نوع لباس تا واکنش چهره ذهن مردم را از پرسش درباره مشروعیت عمل به سوی داوری احساسی سوق داد. در عملیات روانی، تصویر مؤثرتر از استدلال است و به همین دلیل، انتخاب رنگها، قابها و حتی برندها در چنین صحنههایی هیچگاه اتفاقی نیست.
همزمان، صنعت مد و بازار مصرف جهانی با سرعتی چشمگیر وارد ماجرا شد. افزایش فروش گرمکن نایک، نشان داد چگونه سرمایهداری جهانی از هر واقعه سیاسی فرصتی تازه برای بازتولید خود میسازد. حتی شرکت اوریجین با انتشار پیامی طعنهآمیز، از لباس آبی بازداشتگاه بهعنوان کالایی جدید تبلیغ کرد. در این نقطه، مرز میان سیاست و بازاریابی کاملاً فرو میریزد و قدرت رسانه در ترکیب سرگرمی، اقتصاد و روانشناسی توده بهخوبی خود را نشان میدهد.
در نهایت، ربایش مادورو تنها یک حادثه امنیتی نبود، بلکه نمونهای دقیق از جنگ نرم تصویری بود که در آن لباس، رنگ و نماد جای گلوله و تفنگ را گرفتهاند. دنیای امروز، سیاست را در قالب تصویر مصرف میکند و هر تصویر بهسرعت به بخشی از چرخه اقتصاد نمایش بدل میشود. آنچه در کاراکاس رخ داد، تنها بازداشت یک رهبر سیاسی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش قدرت روایتسازی در عصر شبکههای اجتماعی بود؛ عصری که در آن ذهنها پیش از قلمها به اسارت درمیآیند.
شاهرخ احمدزاده – فعال رسانهای




آژانس خلاقیت کوانتا