Search

سن‌آی ابراهیمی با عشق و فداکاری، زندانی سرطانی را در آستانه میلاد حضرت علی(ع) به آغوش خانواده بازگرداند

آزادی زندانی بیمار به دستان مهربان یک دانشجوی مددکاری اجتماعی

در آستانه سالروز میلاد با سعادت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) و روز ملی مددکاری اجتماعی، داستان عاطفی و انسان‌دوستانه‌ای از فداکاری یک دانشجوی جوان مددکاری اجتماعی، سن‌آی ابراهیمی، رقم خورد که با همکاری پدر مددکارش و حمایت خیر نیک‌اندیش ماکویی، منجر به آزادی یک زندانی محکوم مالی مبتلا به سرطان خون شد. این زندانی، سرپرست خانواده‌ای سه‌نفره از شهر مرزی چالدران در استان آذربایجان غربی، با بدهی پنج میلیارد ریالی، در شرایط سخت درمانی و خانوادگی به سر می‌بر

به گزارش پول نیوز ، سن‌آی ابراهیمی، دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران، اهل ماکو، در ایام تعطیلات میلاد حضرت علی (ع) درآستانه روز پدر، در کنار خانواده‌اش ، پر از نشاط، متانت و ادب حضور داشت. در این فضای خانوادگی گرم، رئیس زندان ماکو، آقای صفر تاروردی‌زاده، با حضور در منزل خانواده ابراهیمی، لوح تقدیر و هدیه‌ای به رسم قدردانی از اقدام انسان‌دوستانه سن‌آی ابراهیمی اهدا کرد. این لحظه، نمادی از احترام به تلاش‌های یک جوان مددکار در مسیر عملی کردن آموخته‌های دانشگاهی بود

در این گزارش، با سن‌آی ابراهیمی، دانشجوی مددکاری اجتماعی و قهرمان اصلی این داستان ، گفت‌وگویی داشتیم. همچنین دیدگاه‌های آقای حسن ابراهیمی (پدر وی و مددکار اجتماعی باسابقه زندان ماکو با بیش از ۲۵ سال فعالیت)، آقای صفر تاروردی‌زاده (رئیس زندان ماکو)، خیر گمنام ماکویی که نخواست نامش ذکر شود و شاکی پرونده (با هماهنگی تلفنی مدیر روابط عمومی اداره کل زندان‌های استان آذربایجان غربی) را جویا شدیم.

خانم سن‌آی ابراهیمی، ابتدا از انگیزه‌تان برای ورود به این پرونده بفرمایید. چگونه این تجربه عملی برای یک دانشجوی مددکاری اجتماعی شکل گرفت و چه احساسی به شما داد؟

سن‌آی ابراهیمی: سلام و عرض ادب. این تجربه برای من نه تنها ارزشمند، بلکه عمیقاً عاطفی و ملموس بود. چندی پیش، در تماسی تلفنی با پدرم، آقای حسن ابراهیمی، مطلع شدم که قصد سفر به تهران برای اخذ رضایت از شاکی یک پرونده را دارند. زندانی، فردی مبتلا به سرطان خون پیشرفته بود که وضعیتش بسیار اضطراری و بحرانی توصیف شد و دلم را به درد آورد. وقتی شنیدم، بلافاصله درخواست کردم خودم این کار را انجام دهم؛ چون رشته‌ام مددکاری اجتماعی است و در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران، بارها در کلاس‌ها درباره فرآیندهای میانجی‌گری، اخذ رضایت و حمایت از مددجویان شنیده بودم. دوست داشتم این مفاهیم تئوری را در کف میدان تجربه کنم و با دستان خودم، زندگی کسی را تغییر دهم. ابتدا پدرم نگران بودند و به دلایل امنیتی و ناشناس بودن شاکی مخالفت کردند، اما وقتی اشتیاق و علاقه‌ام را دیدند، پذیرفتند. ابتدا پدرم هماهنگی‌های اولیه را انجام دادند، سپس خودم تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتیم. وقتی شاکی مرا دید، تعجب کرد؛ چون انتظار یک مددکار باتجربه را داشت، نه یک دانشجوی جوان. در جلسه، با صبر و همدلی به سختی‌ها و اذیت‌هایش از این پرونده گوش دادم و توضیح دادم که پیگیری مستمری و وضعیت بحرانی زندانی چقدر جدی است. در نهایت، با پیگیری‌های مستمر، قانع شد و رضایت داد. برگه رضایت را امضا و انگشت زد. این تجربه، پلی بین درس‌های دانشگاه و واقعیت‌های اجتماعی بود و حس بسیار خوبی به من داد که توانستم در رشته‌ام تأثیر واقعی بگذارم؛ احساسی از شادی عمیق که اشک در چشمانم آورد.

بیشتر بخوانیم    آزادی 8 زندانی نیازمند با مسئولیت اجتماعی بانک صادرات آذربایجان غربی

آقای حسن ابراهیمی، به عنوان مددکار اجتماعی باسابقه زندان ماکو، نقش دخترتان در این فرآیند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این اقدام را نمونه‌ای از انتقال تجربیات خانوادگی به نسل جوان می‌دانید؟

حسن ابراهیمی: بسیار خرسندم که دخترم سن‌آی این مسیر را انتخاب کرده. بیش از ۲۵ سال است که در زندان ماکو به عنوان مددکار فعالیت می‌کنم و همیشه تلاش کرده‌ام ارزش‌های انسان‌دوستانه و حرفه‌ای مددکاری را به فرزندانم منتقل کنم. وقتی سن‌آی درخواست کرد خودش به تهران برود و رضایت بگیرد، ابتدا نگران بودم؛ چون شاکی ناشناس بود و ممکن بود خطراتی داشته باشد. اما اشتیاق او به تجربه عملی و ارتباط آن با رشته‌اش، مرا متقاعد کرد. این اقدام او نه تنها موفق بود، بلکه نشان داد که تربیت خانوادگی و آموزش دانشگاهی می‌تواند در عمل، نتایج بزرگی داشته باشد. آفرین به چنین فرزند نوع‌دوست و مددکاری؛ این فداکاری او، مایه افتخار من و خانواده است و دلم را پر از عشق پدری کرد.

آقای ابراهیمی، در آستانه روز ملی مددکاری اجتماعی و میلاد حضرت علی(ع)، این همکاری پدر و دختری را چگونه می‌بینید؟

حسن ابراهیمی: مددکاری اجتماعی، حرفه‌ای است که ریشه در سیره علوی دارد؛ کمک به نیازمندان و میانجی‌گری برای آزادی اسیران. در این پرونده، همکاری با دخترم در تهران و حمایت رئیس زندان و خیر نیک‌اندیش، نمادی از این سیره بود. آزادی این زندانی دو روز پیش از میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر، برایم بسیار معنادار بود؛ گویی هدیه‌ای الهی در این ایام مبارک که قلبم را لبریز از احساس کرد.

آقای صفر تاروردی‌زاده، به عنوان رئیس زندان ماکو، از نقش مددکاران و خیر در این آزادی بفرمایید.

صفر تاروردی‌زاده: زندان ماکو همیشه بر کاهش جمعیت کیفری از طریق اقدامات اصلاحی و حمایتی تأکید داشته است. در این پرونده خاص، وضعیت زندانی مبتلا به سرطان خون و سرپرست خانواده‌ای در چالدران، بسیار اضطراری بود. با هماهنگی مددکار باسابقه‌مان آقای حسن ابراهیمی و اعتماد به دخترشان سن‌آی برای پیگیری در تهران، فرآیند اخذ رضایت آغاز شد. شاکی با گذشت ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال از حق خود، نقش کلیدی داشت. خیر نیک‌اندیش ماکویی نیز بلافاصله ۱ میلیارد و پانصد میلیون ریال پرداخت کرد. در لحظه آزادی و بدرقه، ۵ میلیون تومان پول توجیبی و ۴۰ میلیون تومان لباس گرم و کفش تهیه کردیم تا زندانی با آرامش به خانواده‌اش بازگردد. این اقدام جمعی، در آستانه میلاد امیرالمؤمنین(ع)، نمونه‌ای از فداکاری و همدلی است. از سن‌آی ابراهیمی به خاطر این ابتکار انسان‌دوستانه و از پدرش به خاطر تربیت چنین فرزند نوع‌دوستی، صمیمانه تقدیر می‌کنم؛ اقدامی که دل‌ها را تکان داد.

خیر گمنام ماکویی که نخواست نامش ذکر شود، نظرتان درباره این کمک چیست؟

خیر گمنام ماکویی: کمک به آزادی زندانیان نیازمند، به ویژه در شرایط بیماری سخت مانند سرطان، وظیفه انسانی و دینی ماست. وقتی از وضعیت این زندانی سرپرست خانواده مطلع شدیم، بدون تردید ۱ میلیارد و پانصد میلیون ریال پرداخت کردیم. خوشحالم که این کمک، همراه با گذشت شاکی و تلاش مددکاران، به آزادی او در آستانه میلاد حضرت علی(ع) منجر شد. امیدوارم دیگران نیز از این الگو پیروی کنند و عشق را گسترش دهند.

شاکی پرونده (با هماهنگی مدیر رسانه و روابط عمومی اداره کل زندان‌های استان آذربایجان غربی)، از فرآیند رضایت و دلایل آن بفرمایید.

شاکی پرونده: ابتدا بسیار ناراحت و دلگیر بودم؛ پرونده‌ای طولانی که سختی‌های زیادی برایم ایجاد کرده بود و اذیت‌های مالی و روحی فراوانی متحمل شده بودم. اما وقتی دختر جوانی به نام سن‌آی ابراهیمی با من تماس گرفت و قرار گذاشت، تعجب کردم. او با آرامش و حرفه‌ای‌گری به حرف‌هایم گوش داد، از وضعیت اضطراری زندانی گفت که مبتلا به سرطان خون پیشرفته است، هزینه‌های سنگین درمان برای خودش و خانواده‌اش، مشکلات زندان و سرپرستی سه نفر در منطقه مرزی چالدران. پیگیری‌های مستمر او و توضیحاتش درباره سیره حضرت علی(ع) در گذشت و بخشش، مرا تحت تأثیر قرار داد. در نهایت، تصمیم گرفتم ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون ریال از حق خود گذشت کنم تا این انسان در آستانه میلاد حضرت علی(ع) آزاد شود و به درمانش برسد. این گذشت، حس خوبی به من داد و امیدوارم الگویی برای دیگران باشد؛ احساسی از رهایی و شادی که فراموش‌نشدنی است.

این داستان، نمادی از هم‌افزایی مددکاری اجتماعی، گذشت کریمانه و دستان مهربان خیر است که در ایام مبارک میلاد حضرت علی(ع) و روز ملی مددکاری اجتماعی، به آزادی یک انسان نیازمند انجامید و دل‌ها را با عشق پر کرد.

شاهرخ  احمدزاده

مدیر رسانه و روابط عمومی اداره کل زندانهای استان آذربایجان غربی

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

5853678
13366234_261
آخرین اخبار