Search

مرگ درياچه اروميه جدی است

مسوولان، مدیران و متولیان اگر آستین همت بالا نزنیم، اگر نظریهها به عمل تبدیل نشود و اگر تا فرصت باقی است کار قابل عرضی به سرانجام نرسد، به زودی شاهد مرگ کامل بحر کوچک رو به زوال ارومیه خواهیم بود و این یعنی فاجعهای بزرگ برای مردم و محیطزیست شمال غرب کشور که عواقبی جبرانناپذیر در پی خواهد داشت.

به گزارش پول نیوز ، پول نیوز ،سيد عيسي عماد -نقد و مقاله درباره خشک شدن دریاچه ارومیه (چیچست باستان) بسیار نوشته شده است ولی تا نروی و از نزدیک نبینی، باورنداری دیگر از این دریاچه معروف ایران که نمادی ملی در منطقه آذربایجان محسوب می شود، بجز دریایی از بلورهای سپید نمکی در کنار چند موج کوتاه و آرام آب چیزی باقی نمانده است . دریاچه بی زبان که از دیرباز اکوسیستمی بی نظیر به حساب می آمد اکنون تنها حرفش برای گفتن، تبلورکریستال های نمک در ظاهر و مرگ تنوع زیستی در باطن است .

هشدار؛ بارندگی کم، افزایش دما و تبخیرآب به عنوان عوامل طبیعی خشک شدن دریاچه ارومیه به همراه عوامل غیر طبیعی که ریشه در دست خطاکار انسان دارد، نظیر استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی، توسعه نامتعارف کشاورزی در زمین های اطراف حوزه، سدسازی روی رودخانه های تغذیه کننده- این امرباعث کاهش شدید آب ورودی به گلوگاه ها شده است- و ساخت پل میان گذر، همه و همه منجر به کم شدن سطح آب و نابودی شریان های حیاتی بزرگ ترین دریاچه داخلی ایران شده است .

هشدار؛ و باز هم هشدار، غلظت نمک و میزان شوری آب دریاچه به بیش از دو برابر رسیده است و این موضوع در سیستم زندگی و زاد و ولد «آرتمیا»، همان جاندار سخت پوست و بومی که تا دیروز در ناز و نعمت می زیست و به کشورهای دیگر صادر می شد، اختلال ایجاد کرده است . کاهش جمعیت انواع پرندگان دریاچه به علت تغییر شرایط و معضل در پارک ملی آن نیز صدای متواتر زنگ خطری دیگر را به گوش می رساند . باید توجه کرد که فاجعه، فاجعه است؛ چه انسانی از بین برود و چه مرگ طبیعتی باشد که آن انسان از برکت وجودش بهره می برد . فقط سیل و زلزله نیستند که امدادرسانی بخواهد بلکه عدم و نیستی یک مجموعه زنده آن هم با این درجه اهمیت که سه استان کشور را تحت تاثیر خود قرار داده و نیاز به مساعدت دارد .

علاوه بر تمام معضل های زیست محیطی ناشی از شروع خشک شدن دریاچه ارومیه، نکته قابل توجه تر از همه این است که اگر روزی این آبگیر به طور کامل خشک شود تازه ابتدای مصیبت است! چون با وزش بادهای محلی، حجم عظیم نمک دریاچه مانند یک بمب در مناطق مسکونی و زمین های کشاورزی استان های مجاور پخش می شود تا فرسایش نمکی سراپای ساختمان ها و خودروها را فرا گیرد و از آن بدتر بیماری های پوستی و تنفسی را به ارمغان می آورد، همچنین با تغییرشرایط اقلیمی و شوری خاک، درختان بی ثمر می شوند و کشاورزی که صنعت اصلی این منطقه محسوب می شود حرفی برای گفتن نخواهد داشت تا مردم امرار معاش کنند .

مسوولان، مدیران و متولیان اگر آستین همت بالا نزنیم، اگر نظریه ها به عمل تبدیل نشود و اگر تا فرصت باقی است کار قابل عرضی به سرانجام نرسد، به زودی شاهد مرگ کامل بحر کوچک رو به زوال ارومیه خواهیم بود و این یعنی فاجعه ای بزرگ برای مردم و محیط زیست شمال غرب کشور که عواقبی جبران ناپذیر در پی خواهد داشت .

نظاره این فاجعه زیست محیطی همراه با تعلل در تصمیم گیری ها که شاید ابری بارور آید و سدی نیمه ساخته بماند تا دریاچه نجات یابد آه از نهاد و ناله از دل برآورد . تشکیل مرکز مدیریت بحران و ستاد ملی برای حل این مشکل نیز تا زمانی که عملکردش به دیده نیاید و بازدهی نداشته باشد،چه فایده ای دارد؟! ایجاد کارگروه نجات دریاچه ارومیه هم تاکنون تنها یک عنوان را یدک کشیده است که در اذهان عمومی نقش منجی را حک کند . اما آیا به راستی تا این لحظه برای برون رفت از بحران، کاری با کارشناسی صحیح و برنامه ریزی مدون تا حصول نتیجه به انجام رسیده است؟

بدون شک، پاسخ بی توجهی و دست روی دست گذاشتن های امروز، پس روی بیشتر آب دریاچه ارومیه و در نهایت تبدیل آن به کویر نمک در فرداست .

 اگر چه اکنون نیز کویر نمک ارومیه قابل مشاهده است به طوری که می توان در بعضی مناطق از پای اسکله های ساحلی ترک خورده و نشسته در زمین های تشنه،کیلومترها با خودرو در دل شوره زارهایی که روزگاری بستر دریاچه بودند به جلو پیش رفت تا شاید چشممان به جمال آب روشن شود. درست است که آثار مخرب خشک شدن دریاچه ارومیه در حال حاضر نمایان شده است ولی هنوز فرصت باقی است تا این «بحیره ارمیه» دوباره احیا شود و از فاجعه ای بزرگ جلوگیری به عمل آید . پس زمان را از دست ندهیم که فردا دیر است .

برچسب‌ها:

اشتراک‌گذاری

لینک کوتاه:

48405286432685516207main-1
IMG_20260902_134052_201

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار