به گزارش پول نیوز ، به گزارش اعتماد، يک سال قبل مردي به ماموران پليس استان کردستان خبر داد دختر 16ماهه اش سحر از پله ها به پايين پرت شده و جان باخته است. جسد اين کودک به پزشکي قانوني منتقل شد و از آنجايي که اسحاق پدر او شاکي پرونده محسوب مي شد تحت پيگرد قرار نگرفت. يک هفته بعد پزشکي قانوني اعلام کرد دخترک بر اثر خفگي جان باخته است و سقوط وي صحت ندارد بنابراين اسحاق به عنوان مظنون پرونده تحت تعقيب قرار گرفت. زماني که ماموران براي دستگيري او به آدرسي که داده بود رفتند، معلوم شد مرد جوان از آن خانه نقل مکان کرده است.
به اين ترتيب نام اسحاق در ليست متهمان فراري جاي داده شد. با گذشت يک سال از اين ماجرا ماموران متوجه شدند شخصي با مشخصات اسحاق به عنوان سارق بازداشت شده است و در زندان دوران محکوميتش را سپري مي کند. مرد سارق به دادگاه فراخوانده شد و زماني که هويت وي محرز شد تحت بازجويي قرار گرفت و لب به اعتراف گشود.
او گفت؛ مدتي قبل از اين حادثه با همسرم دچار اختلاف شديم و او از من جدا شد. سحر دختر يک ساله ام با من زندگي مي کرد. يک روز خيلي گريه کرد. من هر کاري مي کردم نمي توانستم او را آرام کنم. آنقدر عصباني شدم که کنترل خودم را از دست دادم.
در يک لحظه آنچنان گلويش را فشار دادم که سياه شد و جان باخت. من براي اينکه مرگ او را يک حادثه جلوه دهم بالاي پله ها ايستادم و دخترم را از بالا به پايين پرت کردم. بعد هم جسد را در آغوش گرفتم و به بيمارستان رساندم. من طوري رفتار کردم که انگار از علت مرگ فرزندم خبري ندارم. زماني که پرسيدند چه اتفاقي افتاده است گريه و زاري راه انداختم. بعد هم که مامور کلانتري آمد سناريويي را که در ذهنم بود براي او تعريف کردم.
متهم ادامه داد؛ مي دانستم دير يا زود ماموران واقعيت را مي فهمند و از آنجا که آدرس من را دارند سراغم مي آيند و بازداشتم مي کنند. به همين دليل هم خانه يي را که اجاره کرده بودم پس دادم و از آن منطقه رفتم. ولي مدتي بعد حين سرقت بازداشت و به زندان محکوم شدم. بنا بر اين گزارش تحقيقات از پدر سحر به اتهام قتل ادامه دارد.





آژانس خلاقیت کوانتا